در هفته گذشته، انتشار متنی که شامل کلیدواژههای «احیای اراضی»، «رونق اقتصادی» و «دستاورد ارزشمند» بود، امید تازهای را در کشاورزان شادگان به وجود آورد. این متن با زبانی کلاسیک و قابل پیشبینی، بیان میکرد که تمامی فرآیندهای فنی و کارشناسی به اراده یک مقام سیاسی وابسته است و پایان کار را در نقطهای اعلام میکند که در حقیقت آغاز اجرا محسوب میشود. اما زمانی که به بررسی وضعیت از دیدگاهی واقعنگرانه بپردازیم، با سناریویی پیچیده و پرمخاطره مواجه خواهیم شد که در آن اهمیت «آب» و «سراب» را به آسانی نمیتوان تفکیک کرد.
یکی از اشتباهات اصلی در مواجهه با این خبر، ایجاد تشابه میان «مجوز» و «اجرا» است. در سیستم پیچیده مدیریت منابع آب در ایران، صدور مجوز – که به احتمال زیاد مربوط به ماده ۲۳ یا تخصیص اولیه وزارت نیرو است – تنها به معنای پیشرفت در مراحل اداری یک پروژه بزرگ است و نه دستیابی به نتیجه نهایی. تاریخ منطقه خوزستان پر از مجوزهایی است که تنها روی کاغذ باقی ماندهاند و هرگز به مراحل اجرایی نرسیدهاند. تبدیل یک مجوز به جریان آب در کانالها نیازمند بودجه پایدار، مطالعات زیستمحیطی و وجود فیزیکی آب است. جشن گرفتن برای یک مجوز اداری در شرایطی که باغهای نخل در حال خشکیدن هستند، انتظارات نادرستی را به وجود میآورد.
چالش اصلی فراتر از مسایل اداری نهفته است و در واقع در «مبدا» و «مقصد» این جابهجایی آب قرار دارد. طرح انتقال آب از کارون به جراحی با تناقض هیدرولوژیکی همراه است. رودخانه کارون در مقاطع پایانی نه تنها با کاهش دبی بلکه با بحران کیفیت آب نیز مواجه است. کیفیت آب کارون به دلیل تخلیه پسابها و بحران شوری به شدت کاهش یافته است.
پرسش کلیدی این است که آبی که قرار است منتقل شود، چه کیفیتی دارد؟ انتقال آب شور به اراضی کشاورزی شادگان میتواند در کوتاهمدت توهم سرسبزی به وجود آورد، اما در درازمدت به خاک منطقه آسیب خواهد زد. پمپاژ آب با شوری بالا در زمینهای غیرزهکشی شده، به انباشت نمک و نابودی قابلیت کشت منجر میشود.
علاوه بر این، این طرح نمایانگر «مدیریت بخشی» و ایجاد تنش میان حوضههای آبریز است. خشک شدن رودخانه جراحی نه ناشی از انتقال آب از کارون بلکه به دلیل مدیریت نادرست سدهای بالادست و برداشتهای بیرویه است. به جای حل مشکل حقآبه شادگان، به انتقال بحران به نقطه دیگری پرداخته میشود.
نگرانی دیگری که وجود دارد، تضاد میان «کشاورزی» و «تالاب» شادگان است. در متن خبر، بر توسعه کشاورزی تأکید شده و از حقآبه زیستمحیطی تالاب غفلت شده است. تجربه گذشته نشان داده که وقتی آب جدید به منظور توسعه کشاورزی وارد میشود، سطح زیر کشت افزایش مییابد و این روند به تالاب آسیب میزند. توسعه کشاورزی در منطقهای با بیلان آبی منفی، بدون اصلاح الگوی کشت، از منظر پایداری غیر قابل توجیه است.در زمینه مسائل اجتماعی و سیاسی، موضوع «پوپولیسم هیدرولیک» در کانون توجه قرار دارد. در این الگو، آب به عنوان یک منبع طبیعی محدود در نظر گرفته نمیشود و بیشتر بهعنوان یک ابزار سیاسی به کار گرفته میشود که هدف آن جلب محبوبیت است. نمایندگان مجلس به دنبال اجرای پروژههایی با عناوین پرزرقوبرق هستند تا پایگاه رأی خود را تقویت کنند. واژه «انتقال آب» بهعنوان عبارتی جذاب، احساسی از قدرت و سازندگی را منتقل میکند؛ اما واقعیت این است که کشاورزان شادگانی که چنین اخباری را میشنوند، در آینده نزدیک انتظار دریافت آب را دارند. ایجاد چنین انتظاراتی در شرایطی که مردم به دلیل مشکلات اقتصادی از آستانه تحمل پایینتری برخوردار هستند، ریسک بزرگی محسوب میشود. اگر این پروژه به دلیل مشکلات مالی با تأخیر مواجه شود، سرخوردگی اجتماعی ناشی از آن ممکن است عواقب جدیتری نسبت به خود کمبود آب داشته باشد.
علاوه بر این، سکوت معنادار در مورد منابع مالی تخصیصیافته به این پروژه بزرگ، نشانگر بسیاری از واقعیتهای نهان است. ساخت کانالها و تجهیزات انتقال آب نیاز به چندین هزار میلیارد تومان اعتبار دارد، در حالی که دولت به دلیل کسری بودجه به شدت با مشکلات اقتصادی مواجه است و پروژههای نیمهتمام در خوزستان همچنان پیگیری نشدهاند. بنابراین، شروع این پروژه جدید بدون شفافیت در تأمین اعتبار، بیشتر به یک وعده بدون پشتوانه مالی شباهت دارد.
در نهایت، آنچه در پس شادمانیها و تبریکات از بین رفته، نگاهی جامع به اکوسیستم خوزستان است. در حال حاضر، سدها و رودها به کانالهای تأمین آب تبدیل میشوند و ما اکولوژی را قربانی هیدرولوژی میکنیم. شادگان بیشتر از آغاز این پروژه، نیازمند احیای حقآبههای طبیعی خود از مارون و جراحی هستند. این مجوز ممکن است برای رزومه سیاسی برخی نمایندگان در مجلس ارزشمند باشد، اما برای کشاورزان شادگانی که نیاز به آب با کیفیت دارند، تنها یک مدرک اداری خواهد بود. خطر آنجاست که با چنین اقدامات مقطعی، مشکلات واقعی را نادیده بگیریم و ممکن است زمانی متوجه عواقب آن شویم که تغییرات زیستمحیطی به حدی آسیبزا شده باشد که دیگر راه بازگشتی وجود نداشته باشد. سیاستگذاران باید آگاه باشند که طبیعت با مجوز و تصویبنامه اداره نمیشود و برای حل مشکلات آبی، نیاز به توجه جدی به قوانین زیستمحیطی و اکولوژیک است.
در این راستا، خبر صدور مجوز انتقال آب کشاورزی از کارون به جراحی، بهعنوان یک پیشرفت مهم در توسعه کشاورزی و رونق اقتصادی شهرستان شادگان، در فضای مجازی منتشر شده است. این دستاورد که با پیگیریهای نماینده مردم شادگان به دست آمده، امید به تأمین آب پایدار و بهبود معیشت کشاورزان را زنده کرده است. موفقیت این پروژه که نشانگر عزم برای توسعه منطقه است، بهعنوان نقطه عطفی در تقویت زیرساختهای شادگان تلقی میشود.











