**تحلیل بحرانهای زیستمحیطی در مازندران**
محمد بویری در گزارشی به آسیبهای محیطزیستی در استان مازندران اشاره کرد و اظهار داشت که این منطقه، که معمولاً به عنوان یکی از سرسبزترین نقاط کشور شناخته میشود، در واقع با بحرانهایی جدی روبهرو است. به گفته وی، مسائل محیطزیستی در مازندران به یک معضل پیچیده و بههمپیوسته تبدیل شدهاند و دیگر نمیتوان آنها را به صورت جداگانه تحلیل کرد.
سالهاست که مقولههای مختلفی مانند جنگل، زباله و آب، به صورت مستقل مورد بررسی قرار میگیرند. در این راستا، طرحهای حفاظتی برای جنگلها و برنامههای مدیریت زباله تدوین شده و سیاستهای آبی نیز مورد توجه قرار گرفتهاند. اما نتایج نشان میدهد که این تقسیم بندی تنها یک سادهسازی اداری است و هر تصمیم در یکی از این حوزهها مستقیماً بر دیگری تأثیرگذار است.
اکوسیستمهای طبیعی در مازندران تحت تأثیر عوامل متعددی نظیر تغییر کاربری اراضی و گسترش ساختوسازها قرار دارند. به تازگی، زبالههای انباشته شده در حاشیه جنگلها و رودخانهها به عنوان عاملی مخرب و خاموش به این بحران افزوده شده است. زباله دیگر فقط یک معضل شهری نیست، بلکه به بخش جداییناپذیری از فرآیند تخریب محیطزیست تبدیل شده است.
بر اساس اطلاعات منتشر شده، ورود زبالهها به محیط زیست موجب آلودگی منابع آبی مازندران شده است. شیرابههای زباله و کمبود مدیریت فاضلاب، کیفیت آب را در بسیاری از مناطق به نقطه خطرناکی رساندهاند و این موضوع نه تنها یک چالش زیستمحیطی، بلکه تأثیر مستقیم بر سلامت عمومی دارد.
این وضعیت نشاندهنده این است که جنگلها، آب و زبالهها یک چرخه بسته و متصل به یکدیگر را تشکیل میدهند. جنگلهای آسیبدیده نمیتوانند منابع آب را به خوبی حفظ کنند و آبهای آلوده به خاک و پوشش گیاهی بازمیگردد و این زنجیره تخریب را ادامه میدهد. زبالهها سرعت این فرآیند را افزایش داده و ظرفیت بازسازی طبیعت را کم کردهاند.
به همین دلیل، نیاز به رویکردی یکپارچه و همهجانبه احساس میشود. تجارب گذشته نشان میدهد که نمیتوان با برنامههای جداگانه به نتایج پایدار رسید. مبحث اصلی این است که مازندران باید به عنوان یک سیستم یکپارچه در نظر گرفته شود.
این پیوستگی در تجربیات روزمره هم قابل مشاهده است. مسیرهای جنگلی و حاشیه رودخانهها نشانگر این بحران هستند که دیگر یک استثنا محسوب نمیشود و به حقیقتی روزمره تبدیل شده است. رفتار انسانها و الگوی جمعی آنها تأثیر بسزایی در تشدید این معضلات داشته است.
در نهایت، مازندران امروز به نقطهای رسیده که مسأله آن نه «چند بحران محیطزیستی»، بلکه یک بحران واحد با چهرههای مختلف است. اگر به این پیوستگی توجه نشود، تنها زمان بحران به تاخیر خواهد افتاد. آینده این سرزمین در گرو درک یکپارچه از ارتباطات بین اجزا و احترام به طبیعت به عنوان یک کل زنده خواهد بود.












