وبسایت خبری
خبردونی

جبهه پایداری بیانیه‌ای جنجالی علیه توافق ایران و ایالات متحده صادر کرد؛ این جریان به عنوان یک نهاد تأثیرگذار در مراکز تصمیم‌گیری و اجرایی، به دفتر نمایندگی منافع آمریکا در ایران تبدیل شده است!

بیانیه عجیب جبهه پایداری علیه تفاهم ایران و آمریکا؛ جریان ذی نفوذی در مراجع تصمیم‌گیر و اجرایی به دفتر نمایندگی حفظ منافع آمریکا در ایران تبدیل شدند!

**هشدار جبهه پایداری درباره تحرکات مشکوک سیاسی و اقتصادی**

به گزارش خبردونی، جبهه پایداری انقلاب اسلامی در بیانیه‌ای نسبت به آنچه که «تحرکات مشکوک» خوانده، هشدار داد. این گروه به انتقادات نسبت به بیانیه‌ها و اظهارات سیاسی و اقتصادی معطوف شده است.

متن این بیانیه به تفکیک شامل موارد زیر است:

با گذشت بیش از پنج ماه از آغاز جنگ تحمیلی سوم و شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی، جبهه پایداری معتقد است که برخی جریانات داخلی به نفع منافع غرب عمل کرده و جمهوری اسلامی را متهم به عدم خویشتن‌داری می‌کنند. به ادعای این گروه، در این شرایط، این نظام و ملت ایران به عنوان مقصر معرفی می‌شوند و حتی جنایات جنگی آمریکا با توجیهاتی، کم‌رنگ می‌شود.

در بخشی از بیانیه، این جریان مورد انتقاد قرار گرفته که به دلیل مواضع خود، نه‌تنها درخواستی برای محاکمه متجاوزین آمریکایی نداشته، بلکه در واکنش به نقض توافقات نیز سکوت کرده است.

جبهه پایداری همچنین اشاره کرد که برخی جریانات، همان‌طور که پس از خروج آمریکا از برجام، چنان از «صیانت از تفاهم‌نامه» سخن می‌گویند که به نظر می‌رسد به دنبال حفظ دستاوردهای یک‌طرفه هستند. آن‌ها هشدار می‌دهند که این نوع رویکردها می‌تواند به تکرار مشکلات حقوقی گذشته منجر شود.

این گروه سیاسی بر این باور است که تبدیل مسائل پیچیده‌ای مانند امنیت ملی به دوگانه‌های ساده، خود نوعی رادیکالیسم سیاسی است. همچنین، جبهه پایداری انتقاد کرد که برخی افراد اقدام به فرافکنی مشکلات اقتصادی می‌کنند و تنها مقاومت ملت را به عنوان دلیل تحولات اقتصادی معرفی می‌کنند.

در پایان، بیانیه خواهان صداقت و واقع‌بینی در تحلیل شرایط کشور و نیاز به امیدآفرینی شده و می‌گوید که نقد سیاست‌ها نباید به دشمنی با دولت تعبیر شود و باید شرایط را با دقت بیشتری مورد بررسی قرار داد.### تسلیم در برابر شرایط: تحلیل اقتصادی یا یأس‌آفرینی؟

یکی از موضوعات بحرانی روز، موضوع تسلیم شدن در برابر شرایط اقتصادی است. این وضعیتی است که به عقیده برخی، تنها به تحلیل اقتصادی محدود نمی‌شود و می‌تواند پیامدهای منفی بیشتری را به دنبال داشته باشد. این نوع ادبیات نه تنها نشان‌دهنده ضعف در تحلیل وضعیت موجود است، بلکه می‌تواند روحیه جامعه را تضعیف کند و در نتیجه، احساس امید به ادامه فشار و تکرار حملات را در دشمنان تقویت کند.

لازم است که میان «نقد» و «یأس‌آفرینی» تفکیک قائل شد. در واقع، نقد سیاست‌های اقتصادی نادرست نه تنها نامناسب نیست بلکه ضروری نیز هست. اما متهم کردن هر معضل اقتصادی به جنگ، نه تنها باعث سردرگمی مردم می‌شود بلکه از امکان اصلاح سیاست‌های داخلی می‌کاهد.

براساس آمارها، بخشی از افزایش تورم پیش از وقوع جنگ آغاز شده بود. در شهریور ۱۴۰۳، که دولت جدید کار را به دست گرفت، تورم نقطه به نقطه ۳۱.۲ درصد بود و در ادامه این رقم با ثبات نسبی و حتی کاهش از ۰.۴ واحد درصد در مردادماه، نشان‌دهنده آرامش دائم نبود. اما از دی‌ماه به بعد، ورق برگشت و روند تورم افزایش یافت. نکته مهم این است که در آن زمان هنوز خبری از جنگ نبود. تحولات در بازار ارز و تغییرات سیاست ارزی از عوامل اصلی فشار تورمی بودند. همچنین، گزارش‌های رسمی بانک مرکزی نشان‌دهنده استمرار روند نزولی تورم تا آذر ۱۴۰۳ بود، اما تحولات بعدی، سبب افزایش تورم شدند.

بهمن ۱۴۰۴، آمار تورم نقطه به نقطه به ۶۸.۱ درصد و تورم نقطه‌ای خوراکی‌ها به ۱۰۵.۵ درصد رسید، که نشان‌دهنده عمق بحران چندعاملی اقتصادی است و نمی‌توان آن را تنها به جنگ نسبت داد.

باید به دقت سخنان مسئولان که ادعا می‌کنند «نه می‌توانیم نفت بفروشیم و نه مالیات بگیریم» را بررسی کرد. در چهار ماه ابتدایی سال ۱۴۰۵، وصول درآمدهای مالیاتی در حدود ۵۷۷ هزار میلیارد تومان ثبت شده که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۴۶ درصد رشد داشته است. همچنین، در حوزه نفت نیز، با وجود محدودیت‌ها، ۹۹ درصد بودجه نفتی کشور در چهار ماه نخست سال محقق شده است.

مردم نیاز دارند تا بدانند چه بخشی از مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ و چه بخشی ناشی از تصمیمات نادرست داخلی است. مسئولان باید پاسخگو باشند و در شرایط جنگی، با ارائه راهکارهای عملی و دقیق، امید به بهبودی را در جامعه زنده نگه‌دارند. در چنین شرایطی، ارائه ناتوانی مداوم نه تنها کمک‌کننده نیست بلکه باعث به وجود آمدن بی‌اعتمادی در میان مردم خواهد شد.**نیاز به رویکرد مسئولانه در مواجهه با چالش‌ها**

در شرایط کنونی، ایران بیش از هر زمان دیگری به یک رویکرد مسئولانه نیاز دارد؛ رویکردی که به هیچ وجه منکر جنگ یا چالش‌های اقتصادی نباشد و از سیاه‌نمایی یا امیدواری‌های بی‌اساس پرهیز کند. بلکه باید واقعیت‌ها را به‌طور صادقانه بیان کرده و مسئولیت‌ها را بپذیرد. اصلاح سیاست‌های ناکارآمد و ارائه راهکارهای عملی نیز جزء الزامات این رویکرد است. مردم ایران در شرایط دشوار به دیدن مسئولانی که در پی حل مشکلات هستند و راه‌حل‌هایی عملی ارائه می‌دهند، نیاز دارند.

در مجال جنگ، تبعیت از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب که بر حفظ وحدت و انسجام ملی تاکید دارند، به عنوان یک سرمایه مهم تلقی می‌شود. این سرمایه نباید با بی‌دقتی در گفتار یا بزرگ‌نمایی مشکلات از دست برود.

دشمن باید بداند که با وجود تمامی دشواری‌ها، ایران کشوری با اراده قوی است. در عین حال، مردم نیز باید آگاه باشند که مشکلات اقتصادی، هرچند بزرگ، همیشه قابل حل هستند. تمام کسانی که مسئولیت آگاهی بخشی به افکار عمومی را بر عهده دارند، باید به جای ارسال پیام‌های ناامید کننده، پالس‌هایی از قوت و پایمردی ارائه دهند و بر اصلاح خطاها تاکید کنند.

در این روزها، اخبار مثبتی از مجلس شورای اسلامی درباره طرح راهبردی مدیریت تنگه هرمز به گوش می‌رسد. در این میان، جریانات غربگرا و نمایندگان سیاسی آمریکا نگران تصویر ایران در سطح جهانی هستند و به دنبال تحلیل‌های نادرست در زمینه تنگه هرمز می‌باشند. سوال اینجاست که چرا باید تصورات رسانه‌های وابسته به دشمن معیاری برای سیاست‌های امنیتی ایران قرار گیرد؟

نقد و بیانیه‌های جریانات غربگرا نشان‌دهنده نگرانی آنان از قدرت ملت ایران است. بسیاری از ناظران بر این باورند که آمریکا و رژیم صهیونیستی به شدت در برابر ملت ایران شکست خورده‌اند. این جریانات، به جای ابراز نگرانی از تجاوزات، بیشتر نگران واکنش‌های ایران هستند. بی‌تردید، ملت ایران آگاه است که صلح شرافتمندانه به هر قیمت و از طریق انکار متجاوزان به دست نخواهد آمد و اجازه نخواهد داد که عناصر وابسته به دشمن در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی جولان دهند.

در پایان، وعده‌ای که امام شهید در مورد پیروزی نهایی ملت ایران بر دشمن آمریکایی و صهیونیستی داده‌اند، همچنان معنادار و معتبر است.

*جبهه پایدای انقلاب اسلامی*

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *