وبسایت خبری
خبردونی

خطرات ادامه جنگ و پیامدهای شلیک موشک برای ملت ایران: آیا این وضعیت به نفع کشور است؟ تحلیل چرا برخی افراد به تداوم و تشدید جنگ تمایل دارند؟

ادامه جنگ و شلیک موشک به زیان منافع ملت ایران است یا به سود او؟/ چرا عده ای طرفدار ادامه و تشدید جنگ هستند؟

**ادامه جنگ و تأثیر آن بر منافع ملی ایران**

به نقل از خبرآنلاین، روزنامه جوان به بررسی دو نوع پاسخ در رابطه با ادامه جنگ و تبعات آن پرداخته است. گروهی با نادیده گرفتن خسارات جنگ، خواهان ادامه جنگ هستند و انتقاداتی به سیاست‌های نظام در پذیرش آتش‌بس و تفاهم‌نامه‌ها دارند. در مقابل، گروه دیگری با تأکید بر تبعات منفی جنگ، به دنبال پایان آن به شکل توافقی‌اند و حتی گاهی انتقادات خود را به سمت سیاست‌های دفاعی ایران معطوف می‌کنند.

بر اساس گزارش‌ها، جمهوری اسلامی تلاش‌های جدی برای جلوگیری از شروع جنگ انجام داده است. در واقع، حملات دشمن به ایران در حالیکه مذاکرات آرام در حال انجام بود، رخ داده و حتی نظام در برخی مسائل هسته‌ای اعتدال نشان داده است تا از بروز جنگ جلوگیری کند. بنابراین، انتقاد به نظام در این زمینه غیرمنصفانه به نظر می‌رسد. با آغاز جنگ، ایران به شکل مقتدرانه‌ای به تجاوزهای دشمن پاسخ داده و در مراحل مختلف درخواست‌های آتش‌بس دشمن را با علم به غیرقابل‌اعتماد بودن آن، پذیرفته است.

نظام با آگاهی از تبعات جنگ، تمایل به پایان آن دارد، اما دشمن هر بار به دنبال تحقق هدف‌های غیرقابل‌دسترس است. در این راستا، جمهوری اسلامی هیچ تمایلی به آغاز یا تداوم جنگ ندارد و بر تمرکز بر دستاوردهای دفاعی و ایجاد معادلات جدید تأکید دارد. سوال بنیادین این است که آیا جنگ می‌تواند منافع ملت ایران را تأمین کند؟

در این زمینه، چند نکته حائز اهمیت است:

1. جنگ به‌طور کلی تحمیلی بوده و انسان‌های عاقل هیچگاه خواهان آن نیستند.
2. تلاش‌های متعددی برای پایان جنگ انجام شده، اما عدم پذیرش از سوی دشمن مانع از این امر بوده است.
3. اگرچه جنگ نمی‌تواند منافع مردم ایران را تأمین کند، اقتدار دفاعی می‌تواند به حفظ منافع ملت منجر شود.

تاریخ نیز نشان می‌دهد که ضعف در توان دفاعی ایران، در گذشته و به‌ویژه در دوره قاجار، منجر به تحمیل معاهدات نابرابر و زوال اقتصادی و قدرت این کشور شده است. به‌طور خاص، شکست در برابر روسیه منجر به توافق ترکمنچای شد که به از دست رفتن حقوق اقتصادی و تجاری ایران و افزایش وابستگی به واردات کالا انجامید. ناتوانی دفاعی ایران به تدریج تولید داخلی را تضعیف و کشور را به سمت وابستگی اقتصادی سوق داد.ایران به‌دلیل پیامدهای جنگ‌ها و درگیری‌ها، به وضعیتی دچار شده که آثار آن هنوز در جامعه و اقتصاد کشور به چشم می‌خورد. یکی از سؤالات اساسی این است که چرا این تبعات به نابودی تولید داخلی و وابستگی به واردات کالاهای مصرفی و صادرات مواد خام تبدیل شده است. با بررسی تاریخ، به کنگره ۱۸۱۵ وین می‌رسیم، جایی که استعمارگران تصمیم گرفتند به‌جای استفاده از نیروی کار برده‌ها، آنان را در کشور خود به کار گیرند و تلاش‌هایی برای رونق تولید یک یا چند محصول در مستعمرات انجام دادند. این فرآیند به شکل‌گیری نظام تک‌محصولی و تقسیم‌کار جهانی انجامید، به‌طوری‌که دو قطب صنعتی و تولیدکننده مواد خام ایجاد شدند. ایران پس از کنگره وین، به واسطه شکست‌های نظامی با روسیه، به هدف نابودی تولید کشور توسط استعمارگران تبدیل شد.

هدف از بررسی این سوابق تاریخی روشن کردن این نکته است که نظام اقتصادی بین‌المللی با استفاده از زور و قدرت شکل گرفته است. در حالی که اکنون با تحولی جدید در فناوری روبرو هستیم که می‌تواند تقسیم‌کار جدیدی را به وجود آورد، قدرت‌های استعماری بار دیگر به دنبال تحمیل شرایط جدید بر ایران هستند تا پویایی اقتصادی این کشور را دست‌کم برای ۲۰۰ سال آینده مختل کنند. اما ایران با تقویت توان دفاعی خود به وضعیتی رسیده که دیگر اجازه تحمیل این شرایط را نمی‌دهد.

بنابراین، تنش‌های موجود بین ایالات متحده و ایران ریشه‌ اقتصادی قوی دارد، و ایران برای جلوگیری از تحمیل ترتیبات استعماری لازم است که بر توان دفاعی خود تمرکز کند. در این راستا، افزایش قدرت نظامی نه‌تنها تناقضی با منافع ملی ندارد، بلکه به‌عنوان یک ابزار کلیدی برای تأمین منافع آینده کشور به شمار می‌آید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *