به گزارش خبردونی، فریدالدین حداد عادل، برادر همسر رهبر انقلاب، در گفتگو با نشریه خط به بررسی زندگی و شخصیت آیتالله مجتبی خامنهای پرداخت. وی به نکات جالبی از زمان آشنایی با این شخصیت پرداخته و جزئیاتی از دورههای مختلف زندگیاش را بیان کرده است.
**سادهزیستی و خوشبرخوردی**
حداد عادل اشاره میکند که عموی شهیدش ارتباط نزدیکی با آیتالله خامنهای داشت و این ارتباط باعث آشنایی او با آیتالله مجتبی در سنین نوجوانی شد. در ادامه، او به یک موضوع مهم اشاره کرد که پدرش در آن زمان درباره خواستگاری از دخترش بیان کرده و نگرانیهای او را نیز مطرح کرد. آیتالله مجتبی در زمان خواستگاری بسیار سادهپوش و خوشبرخورد بود و برادر همسرش خاطراتی شیرین از آن دوران دارد.
**زندگی در قم**
خواهر فریدالدین، به زندگی در قم اعتراضی داشت و او را به چالش کشید که با نظام حفاظتی مواجه نشود. آیتالله مجتبی در دوران نامزدی از خواهرش خواست تا مدتی به قم بیایند و بعد درباره زندگی مشترک تصمیمگیری کنند. دلیل مخالفتهای خواهرش به موقعیت تحصیلی و کاریاش در تهران برمیگشت.
در نهایت، آنها چند ماهی را در قم زندگی کردند، اما با عدم رضایت خواهرش، آیتالله مجتبی به تهران برگشت و سبک زندگیاش را بر اساس شرایط خانوادهاش طراحی کرد.
**سبک ساده زندگی**
زندگی آیتالله مجتبی خامنهای ساده و طلبگی بود. هنگام اقامت در قم، خانهای کوچک و با وسایل محدود داشت. وقتی به تهران آمدند، باز هم در خانهای کوچک ساکن شدند. خواهرش برای تامین هزینههای زندگی به کار مشغول بود و کم کم امکاناتی را برای خانه فراهم کرد.
تجربههای زندگی روزمره آنها نشاندهنده چالشهای خانوادهای است که در شرایطی سخت، به عنوان پسر رهبر انقلاب، سعی در زندگی ساده داشتند. آنها میتوانستند به مکانهای عمومی بروند و از تفریحات ساده بهرهمند شوند، اما این محدودیتها باعث ایجاد فشار روانی بر خانواده شد.
فریدالدین حداد عادل در این گفتگو، زندگی مجتبی خامنهای را به عنوان یک فردی حامی خانواده و متعهد به اصول سادهزیستی توصیف کرد که با تمام چالشها و محدودیتها، سعی در حفظ هویت خود و خانوادهاش داشت.### یادماندی از خاطرات شخصی
در یک مکالمه، فردی به نام آقا فرید بیان کرد که به یاد نمیآورد که هیچگاه در دریا شنا کرده باشد. این جمله، بیانگر شگفتی و شادمانی فرزند کوچکش بود که به همراه پدرش به ساحل رفته بودند و مدتها دربارهاش صحبت کردند.
با گذشت زمان، مسئولیتها و چالشهای بیشتری به کارهای ایشان اضافه شد. مسائل و اختلافات در سطوح بالای مدیریتی به ایشان محول گردید.
### شبنشینی در جگرکی
روزی به منزل حاجآقا رفتم و پیشنهاد دادم که بیرون برویم. میدانستم که حاجآقا دیر به هر مکانی میرسد، بنابراین از همسر ایشان، زهرا خانم دعوت کردم بیاید. اما او گفت که بدون همسرش نمیآید. علیرغم اینکه تلاش کردم، او قانع نشد. این لحظات باعث شد تا برایم سوال شود که چرا زهرا شهید شد. به نظر میرسید یکی از دلایلش این بود که همیشه در کنار حاجآقا بود.
در نهایت، بچهها را به جگرکی بردم و صبح روز بعد، حاجآقا تماس گرفت و از من بابت زحمت شب گذشته تشکر کرد. او همیشه به یاد داشت که تشکر کند.
### محدودیتها و غم دوری
حاجآقا در مناسبتها بهندرت میتوانست زمان خود را در کنار فرزندانش بگذراند. یک بار که قرار بود پدران با فرزندان برای بازی به میادین بروند، او به من گفت که نمیتواند عبا و عمامهاش را کنار بگذارد و در فوتبال شرکت کند. من بهجای او در بازی شرکت کردم.
یادم میآید که در مراسم ختم مادربزرگم، حاجآقا نتوانست شرکت کند و بعد از آن برای هر یک از فرزندان مادرم یادداشتی نوشت و عذرخواهی کرد.
### لحظات ساده
برای به دنیا آمدن اولین فرزندش، با پوشیدن کاپشنی که مادرش برای او آورده بود، به بیمارستان رفت. پرستاران وقتی او را دیدند متوجه شدند که پسر رهبر است. در آنجا یک اشتباه باعث شد که نگهبان من را با او اشتباه بگیرد. حاجآقا با خندهای به من فهماند که از توجههای بیمورد دور بمانم.
### مسئولیتهای خانوادگی
حاجآقا بسیاری از کارهای خانه را به عهده میگرفت و برای خانوادهاش بسیار فعال بود. همسرم همیشه میگفت که او در حالی که مجتهد است و درس خارج میدهد، با بچهها نیز بسیار مهربان و پرمشغله است. او با کمال میل از فرزندانش مراقبت میکرد و کارهایی مانند تعویض بچه و حمام بردن آنها را انجام میداد.
### اصول زندگی و تربیت رسمی
حاجآقا برای خود قوانین خاصی در عبادت و زندگی تعیین کرده بود، اما هرگز این فشار را بر روی خانوادهاش اعمال نمیکرد. مثال روشن این موضوع وقتی بود که دخترش به بازی فوتبال میپرداخت و او تمام حمایت لازم را از او به عمل میآورد.
تربیت او همراه با لطافت و آرامش بود. در یک جشن تولد مادرش، به من گفت: «آیا میخواهی بهترین کار این مجلس را انجام دهی؟» و سپس پیشنهاد داد که چشمانم را روی پای مادرم بگذارم.
این نوع از محبت و ادب دینی، نشاندهنده رابطه عمیق و نزدیک او با خانوادهاش بود.**واکنشهای حاجآقا مجتبی به مقام معظم رهبری**
حاجآقا مجتبی، فرزند مقام معظم رهبری، همواره نسبت به پدر خود با احترام و ادب برخورد میکند. به عنوان مثال، در یکی از مواقع، با دست به سینه ایستاده و گفت: “چشم قربان”، اما رهبری به ایشان توصیه کردند که اینگونه عمل نکند. حاجآقا مجتبی در اینباره بیان کرد که این نگرش و احساس نسبت به پدرش کاملاً ذاتی است.
ایشان علاقه و محبت خاصی به مادر خود دارند. در حالی که مادرشان این روزها در حال بیماری هستند، حاجآقا مجتبی دو سال پیش از شرایط مادرشان نگران بودند و پذیرای هرگونه کمکی برای ایشان بودند. با وجود آنکه خواهران ایشان بیشتر بودند، اما حاجآقا هیچ کمکاری نکردند.
حاجآقا مجتبی با مادر خود رابطهای نزدیک و صمیمانه دارد. خواهر ایشان در اینباره گفت که او با وجود وقوع ناراحتیهای مادرش، هرگز مجلس را ترک نمیکند و در تلاش است تا علت ناراحتی را درک کند.
همسر حاجآقا نیز فردی بسیار مهربان و همدل هستند و به خوبی با سبک زندگی شوهر خود سازگار شدهاند. آنها همواره در کنار یکدیگر احساس راحتی و آرامش میکنند.
در یکی از جلسات خانوادگی، پدر نویسنده به منزل حاجآقا دعوت شدند و در آنجا مشکل کمبود غذا مطرح شد. حاجآقا مجتبی از جایی به اندازه دو و نیم پرس غذا آوردند که این حرکت نشاندهندهی حس همدلی و احترام به مهمانان و هم خانواده بود.
حاجآقا مجتبی همچنین با کودکان ارتباط خوبی برقرار میکند. در یک مورد، زمانی که خانوادهای مهمان داشتند و یکی از کودکان گریه میکرد، ایشان به دوستانش گفتند که در نهایت با محبت و صبر میتوانند بچه را به خنده بیاورند.
در جمع فامیلی، وقتی نوجوانی با مادرش بدرفتاری میکرد، حاجآقا به او یادآوری کرد که گفتن کلمات تلخ به والدین از نظر اخلاقی درست نیست و باید به خانواده احترام گذاشت.
**نگرانی درباره وضعیت لباس رهبری**
در دیماه 1403، نویسنده در دیداری با مقام معظم رهبری متوجه وضعیت لباس ایشان شد. با توجه به رشته و وضعیت جورابهای رهبری که دچار آسیب شده بود، نوشتن یادداشتی به حاجآقا مجتبی پیشنهاد شد. او با آگاهی از سبک زندگی رهبری، اشاره کرد که ایشان خودشان از کمک گرفتن در پوشیدن جوراب خود امتناع میکنند و این نشاندهنده روحیه خودکفایی ایشان است.### سادهزیستی حاجآقا مجتبی
جوراب به شکل خاصی طراحی شده است که با کشیدن آن، به تدریج به شدت آسیب میبیند، اما در عین حال نمیگذارد پایش را بگیرد. در زمینه سادهزیستی، حاجآقا مجتبی شباهتهای بسیاری با آقا دارد. در یکی از دیدارها، زمانی که مشغول صحبت بودیم، ایشان به دلیل یک جلسه باید عازم میشد. متوجه شدم که بستن دکمههای قبا برایش دشوار است. وقتی به او گفتم که دکمه کمی پایینتر است، ایشان با دقت پاسخ داد: “خودم میدانم!” کنجکاو شدم و پرسیدم آیا این لباس عجیب نیست؟ ایشان با اطمینان گفت: “نه، مشکلی ندارد.”
پس از رفتن ایشان، به زهرا گفتم که این لباس به نظر بددوزی میآید، چراکه حاجآقا مجتبی به سختی دکمه را میبست. او توضیح داد که دکمه به شیوهای متفاوت دوخته شده و به همین خاطر برای ایشان مشکلساز است، زیرا این پیراهن مربوط به آقاست. هنگامی که بحث لباس آقا میشد، حاجآقا مجتبی میگفت که آقا با پوشیدن این لباسها، به دلیل استفاده مداوم، آنها را خراب میکند و خود به طعنه میخواست که از آقا بخواهد پس از رفو کردن، لباسها را دوباره بر تن کند.
حاجآقا مجتبی در زمینه سادهزیستی بسیار پرتلاش است. از خاطرات سفر مادرم یاد دارم که دو کاپشن برای ما به ارمغان آورد، در حالی که من چندین دست کاپشن عوض کردهام، او تنها از همان یک کاپشن استفاده میکند. به یاد دارم سالها پیش، در جمع دوستانهای از آیتالله مشکینی یاد کرد و علاقهاش به ایشان را نشان داد. روزی آقا به بدرقهی آیتالله مشکینی آمد و پس از درخواست کفشهای او، از دیگران خواست تا برایش کفش نو بخرند.
### مستندی که ساخته نشد
حاجآقا مجتبی همواره از انتقادات و شایعات محافظت میکرد. به او گفتم اجازه دهد مستندی درباره فرزندانش بسازم تا حقایق را نشان دهم، اما با جدیت اظهار کرد که نیازی به این کار نیست. او همواره از مطرح کردن خود در اظهاراتش پرهیز میکرد و به همین دلیل مجموعهای از بیانات از او موجود نیست.
در اجلاسیه خبرگان، موضوعاتی درباره شرایط ولیفقی مطرح شده بود که به وضوح نشاندهنده این احتیاط اوست. طلاب در حوزههای علمیه تلاشهایی برای جمع آوری درسهای فقهی او انجام دادند، اما هیچگاه اجازه چاپ این آثار را نداد. به همین خاطر مطالب اندکی از آنها باقی مانده است.
### حساب و کتاب دفتر
حاجآقا مجتبی همیشه به حساب و کتابها دقت داشت. یک بار که پسرم با پسر ایشان صمیمی بود، از سرتیم حفاظت خواستم که پسرم را به خانه برساند. بعد از مدتی خواهرم مرا از این کار منع کرد و توضیح داد که حاجآقا مجتبی برای هزینه تاکسی، خود به محاسبه میپرداخت تا به خاطر ما به زحمت نیفتند.
در یکی از شبهای عید، یکی از دوستان دو جعبه شیرینی فرستاد و گفت که یکی از آنها برای حاجآقا مجتبی است. او بلافاصله پاسخ داد که این هدیه را قبول نمیکند زیرا دهندهاش را نمیشناسد. این رفتارها نشاندهنده صداقت و احترام ایشان به اصول اخلاقی است.### توزیع توتهای شناخته شده
هر سال، شخصی توتهایی برای ما ارسال میکرد که به خاطر اشتغالش به امور مالی، مورد استقبال قرار میگرفتند. دوستان پدرم در یک مراسم هدیه خوراکی آوردند و از وی در مورد وضعیت کسب و کار آن شخص جویا شدند. وقتی پدرم نتوانست اطلاعات دقیقی بدهد، آن فرد از خوراکی برداشت کرد، اما از آن استفاده نکرد.
### رعایت اصول اسلامی
در یک مراسم افطاری، دعوتشدگان در ابتدا reluctant بودند، ولی با اصرار ما حاضر شدند. باوجود راحتی نکردن در آن مکان، خانم زهرا بعد از افطار، حساب مقدار غذای خورده شده را گرفته و تبرع کرد. این نشان از اهتمام وی به رعایت مسائل حلال و حرام دارد.
وی در مواقع ضروری، مانند بیماری خواهرم، به دقت برای مهمانان خود هزینه غذا را محاسبه و فوراً پرداخت کرد.
### پرهیز از قضاوت
این فرد به شدت بر رعایت حریم شخصی افراد تأکید داشت. زمانی که موضوع ازدواج یک آقایی به بحث گذاشته شد، او تنها شنونده بود و از اظهار نظر درباره رفتار دیگران خودداری کرد. وقتی از او در این باره پرسیدم، گفت: “در غیاب تمام حقایق نباید قضاوت کرد.” او بر این باور بود که مسائل شخصی افراد به خودشان مربوط است.
### دیدگاههای دینی
در مورد ازدواج مجدد، این فرد به شدت منتقد بود و اعلام کرد کسانی که چنین تصمیمی بگیرند، نباید به دفتر او مراجعه کنند. او به کارمندانش نیز توصیه کرده بود نظر خاصی درباره این مسائل ندهند.
### عبادت و تقدس
این شخص در عبادت و نماز بسیار دقیق بود. اگر کسی بیخبر به او اقتدا میکرد، ممکن بود به دردسر بیفتد. او در زمانی که خودم را در کنار او یافتم، حدود بیست دقیقه به نماز ایستاد و من نیز دوران سختی را تحمل کردم.
به گفته او، “نماز اول وقتست که ارزش دارد.” این اصل به طور خاص در زندگی خودش نیز متجلی بود.
### قرآن و ارتباط با آن
این فرد به مطالعه قرآن تاکید داشت و در هر فرصتی قرآنش را میخواند. وی همچنین به دیگران توصیه میکرد تا با قرآن مأنوس شوند و حداقل سورههای کوتاهی را بخوانند.
به تدبر در قرآن بیشتر از حفظ آن اهمیت میداد و بر این باور بود که هر مسلمان واقعی باید با قرآن ارتباط برقرار کند.
در مجموع، این فرد به اصول اسلامی پایبند بود و رویکردی عملی در زندگی روزمره خود داشت.### شناخت و آشنایی
به دنبال درک عمیق قرآن کریم، حاجآقا به راحتی میتوانست معانی و تفاسیر آیات را بیان کند. این توانایی او بهخوبی نشاندهنده تسلط وی بر قرآن بود.
### روال زندگی
حاجآقا به زندگیاش سخت میگرفت و برای مدتی طولانی، به مدت شش ماه در سال روزهدار بود. در یک وعده ناهار، با دعوت او به دیدارش رفتیم. به دلیل تغییرات در تیم حفاظت، برای ورود به محل ملاقات زمان زیادی صرف شد. او ابراز کرد که برای ما دلتنگ شده و با شوخی گفت: “چرا روزه نیستید؟” به بحث درباره احتمال وقوع جنگ هم اشاره کرد و نگرانیهایش را در این زمینه مطرح کرد.
### عزاداری
عزاداری حاجآقا در عاشورا بهشدت متاثرکننده بود. در یکی از این مراسمها، متوجه شدم که بسیار غمگین به نظر میرسد. پس از پرسش از حال او، گفت: “غصه اهلبیت از اینجا شروع میشود.” سپس از ما جدا شد و در آن روز دیگر او را ندیدیم. او بسیار به ذکر و دعا اهمیت میداد و به اذکار مأثور پایبند بود.
### توصیهها و ارتباطات
حاجآقا ارتباطات عمیقی با شخصیتهای معنوی داشت و از آنها مشاوره میگرفت. در یک گفتگو درباره یکی از شخصیتهای شناختهشده، او به جوانان توصیه کرد که مراقب باشند به آسانی مرید کسی نشوند چرا که ممکن است عواقب ناگواری داشته باشد.
او همچنین به یادآوری فردی به نام آقای نور پرداخته و گفته بود که آن فرد در سالهای دور به او وعده داده بود که به جاهای بالایی میرسد، به شرطی که از مشکلات کوچک جان سالم به در ببرد.
### توجه به استادان
حاجآقا همچنین به تحصیلات حوزوی و احترام به استادانش بسیار اهمیت میداد. در مواجهه با انتقادات از یکی از استادان، او به شدت اعلام کرد که باید حق استادی را بهجا آورد و نباید به استادان بد گفت.
### دانش و تحصیلات
حاجآقا با وجود اینکه به ادبیات علاقهای نداشت، به علوم روز و فنی تسلط داشت. او در زمینههای جدید مالی و استارتاپها باهوش و کارآزموده بود. در یک بحث درباره فناوریهای مالی، از یکی از پیشگامان این حوزه شناخت خوبی داشت و در حوزه کشاورزی نیز به اهمیت آن برای استقلال کشور اشاره کرده بود.
بهعلاوه، گردهماییهایی برای محرومیتزدایی با حضور سرداران سپاه برگزار شد و در اینباره نیز مشغول به بررسی مسائل آب و صنایع کممصرف بودند و تاکید داشتند که کشور نیازمند برنامهریزی برای این مسائل است.به آقا مجتبی گزارشاتی ارائه شده است که نشاندهنده تخصص وی در زمینه سواد مالی و صندوقهای تأمین مالی میباشد. حاجآقا اطلاعات دقیقی در این زمینهها دارد و دانش او در مرزهای علمی قرار دارد. وی در یک پروژه تحقیقاتی درباره صنایع فرهنگی، به مطالعهی دقیق دو تا سه هزار صفحه متون مختلف پرداخته و برخی متون مهم را نیز مطالعه و ترجمه کرده است.
وی در حوزه روانشناسی نیز آشنایی دارد و به کارگیری تکنیکهای مشاورهای و روانشناختی را در شرایط مختلف نشان داده است. یکی از اعضای خانواده زمانی به مشکل برخورده بود و حاجآقا مجتبی با نکات خود راهنماییهای مفیدی ارائه داد.
در زمینههای کشاورزی نیز، او اقدام به پژوهش درباره کشت هیدروپونیک کرده و به دنبال مکانی بوده که در آن فناوریها اجرا میشود. حاجآقا کتابهایی در حوزه ارتباطات نیز مطالعه کرده و اطلاعات خوبی در این زمینه دارد.
در مباحثهای با دکتر حداد، حاجآقا در مورد تاریخ علوم اسلامی و شعر حافظ بحث کردهاند. آقا در خصوص شعرهای عرفانی و غزلیات دنیایی نکاتی قابل تأمل ارائه دادند. به طور خاص، توجه ایشان به شعر «رهی معیری» و انگیزههای شخصی شاعر مورد اشاره قرار گرفت.
پدرش به میزان آشنایی حاجآقا با فلسفه و ادبیات با مرور بر سوابقش در بنیاد «دایرةالمعارف اسلامی» پیبرد. او و هیأت امنای بنیاد، هر سال در ماه مبارک رمضان با آقا ملاقات کرده و در مورد مباحث فلسفی بحث کردهاند.
کتاب «چهل حدیث امام» به شدت مورد توجه حاجآقا قرار داشته و او به مطالعه آثار شهید مطهری و آقای مصباح نیز پرداخته است.
حاجآقا مجتبی به سید حسن و حاج قاسم ارادت ویژهای داشته است و حتی برای انجام مأموریتهایی در کشورهای مختلف اعلام آمادگی کرده است. این علایق به دوستیهای معنوی و همکاریهای مشترک نیز اشاره دارد.
او از حوادث سیاسی و پیامدهای آن در سال 88 ناراحت بود و به ویژه بر این باور بود که فرآیند اسلامیت و جمهوریت را با چالشهایی روبهرو کردهاند. حاجآقا در مسائل نظامی نیز فعالیتهای کنونی را با دقت دنبال میکند.در یک جلسه، حاجآقا مجتبی به توصیفاتی از شرایط دیدارها پرداخت و به خصوص تأکید کرد که روزهای یکشنبه، به دلیل دیدارهای نظامی، فضای خاصی دارند و معمولاً تغییرات را در شخصیتها مشاهده میکند. در این راستا، ایشان از تجربیات خود با فرماندهی نام برد که مدتی در تعامل با وی بودند و نیاز به احتیاط در رابطه با او را گوشزد کردند.
حاجآقا مجتبی با شهید سلامی و سردار فدوی نیز نسبتهای نزدیکی داشته و در قضاوت بر حل اختلافات نظامی نقش فعالی ایفا کردهاند. ایشان به جزئیات ارتباطات سیاسی و نظامی حساس بوده و در مشاوره به رهبری سهم مهمی دارد.
یکی از بارزترین ویژگیهای ایشان، توجه به امنیت موقعیتهای نظامی و ارتباطات خاص با افسران امنیتی است. وی در پروژههای کلان، به ویژه در حل اختلاف بین مسئولین و در ارتباط با موضوعات اقتصادی و نظامی، کارهای مهمی انجام داده است.
از خرداد 76، آقا مجتبی به مسئولیتهای سیاسی بیشتری منصوب شدند و در یکی از موارد، هنگامی که نسبت به یکی از دستورات عملیاتی تردید داشتند، رهبری تأکید کردند که نظرات حاجآقا مجتبی نیز معتبر است. ایشان به دفعات تأکید کردهاند که مجتبی نسبت به خود آقازاده نیست و در واقع او نیز در جایگاه خود، شخصیتی مستقل و تاثیرگذار است.












