به گزارش خبرآنلاین، روزنامه فرهیختگان در تحلیل وضعیت کنونی آمریکا و بهویژه ترامپ، به نتایج نبرد شش ماهه اخیر اشاره کرده و تصریح میکند که ترامپ به خوبی از شکستهای خود آگاه است. او به یاد دارد که در آغاز جنگ، وعدههایی مبنی بر سقوط حکومت ایران و تغییر رفتار ملت داده بود که هرگز محقق نشد. بر اساس تحلیلها، پیشبینی میشود ترامپ در انتخابات پیشروی کنگره شکست خواهد خورد و به همین دلیل درصدد ایجاد تغییرات معنادار است تا ارزش هزینههای صرف شده را توجیه کند.
این در حالی است که ایران در تلاش است تا پیروزیهای خود را تحکیم کرده و به بازدارندگی بپردازد. در مقابل، ترامپ بهدنبال تبدیل شکست به پیروزی است و به همین دلیل، پیوند میان ائتلافهای مختلف به موضوعی مرکزی برای او تبدیل شده است. وی به استفاده از ابزارهایی همچون تحریم و محاصره ادامه میدهد و به نظر میرسد که این رویکرد میتواند سبب سردرگمی ایران شود، هرچند به نوعی مهر اعتبار کارتهای قبلی او را نیز نزول میدهد.
همچنین، ایجاد جنگ روانی و نبرد شناختی علیه ایران، به تلاشهای برخی از شخصیتها مانند “بسنت” محدود شده که به صراحت از مردم ایران میخواهد تا دست به شورش بزنند. این مسائل نشاندهنده هدف رهبر انقلاب در ارتقای وحدت و انسجام ملی است تا در مواجهه با چالشهای کنونی، انرژی انسانی هدر نرود.
در این راستا، جدالی واضح در داخل کشور درباره مسائل مختلف مشاهده میشود که توجهها را به مسائل حاشیهای معطوف کرده و به نوعی به منافع ملی آسیب میزند. یکی از نمونههای اخیر، مباحثاتی در خصوص یک شکست فرضی در مقاومت لبنان است که به نظر میرسد بیشتر تحت تأثیر کمپینهای تبلیغاتی دشمنان قرار دارد.
این رویدادها نشان میدهد که برخی جریانات داخلی بهجای تمرکز بر انسجام و وحدت، در حال تعمیق شکافها و ایجاد اختلاف میان نظرات هستند. ایجاد نزاع به بهانه مسائلی نظیر ماجرای علیالطاهر، به نوعی سادهسازی تحلیلی و سوءاستفاده سیاسی به حساب میآید و میتواند عواقب خطرناکی برای کشور بهدنبال داشته باشد.در هفتههای اخیر، نگرانیهایی پیرامون فعالیتهای گروهی وجود داشته که به نظر میرسد در حال افزایش اختلافات بین تولیدکنندگان و جامعه هستند. در این میان، شکارچیانی نیز ظهور کردهاند که به ناگاه در زمان بحرانهای ملی، مطرح شدهاند. این افراد به انتقاد از ایران بابت نقض توافقات میپردازند و در تلاشند تا رفتارهای خصمانه آمریکا را نادیده بگیرند.
این جریان درپی مباحث جدیدی که حول محور لبنان شکل گرفته، سعی دارد سیاستهای خروج آمریکا از توافقها را توجیه کند. در این میان، رئیسجمهور پیشین کشور نیز به میدان آمده و نظراتی را ارائه کرده است، اما سوابق او نشان میدهد که در زمینههای مرتبط با مذاکرات و مدیریت انرژی، او و همفکرانش در واقعیت فاقد شایستگی لازم هستند.
در این شرایط، به نظر میرسد دوپارهسازی ملت و ساخت دوقطبیهای سیاسی به سادگی اتفاق میافتد. اما جامعه باید به یاد داشته باشد که در وضعیت کنونی، نپرداختن به مسائل از جانب گروههای سیاسی، به نفع همگان است. در این برهه، بهتر است تا زمانی که جنگهای داخلی به میدان نیامده، از مشغول شدن به تنشهای سیاسی پرهیز شود.












