به گزارش خبردونی، در برنامه گفتوگوی ویژه خبری، پرسش درباره آخرین کتاب خوانده شده توسط آقای پزشکیان، رئیسجمهور، مطرح شد. این سوال، با نیت و انگیزههای مختلفی قابل تفسیر است، اما پاسخی که آقای پزشکیان دادهاند، نکتههای ارزشمندی را به همراه دارد. ایشان اعلام کردند که آخرین کتابی که مطالعه کردهاند، اثر پیتر تورچین به نام «فراجامعه» بوده است. وی در توضیح این انتخاب گفت: «چگونه میتوان تجربهها، تاریخها و فرهنگها را نادیده گرفت؟» و همچنین اشاره کرد که نظراتش بر پایه شواهد علمی استوار است.
به نقل از جماران، این پاسخ به دور از موضوع پرسش تلویزیونی، ابعاد عمیقتری دارد. مهمتر از انتخاب کتاب، این است که موضوع آن چیست. «فراجامعه» به ظاهر درباره جنگ و تاریخ بشر است، اما در عمق، به یکی از بزرگترین تواناییهای بشر یعنی همکاری با افرادی که با ما نسبتی ندارند یا دیدگاههای مشترکی ندارند، میپردازد. این پرسش در زمینه امروز ایران اهمیت ویژهای دارد.
کتاب «Ultrasociety: How 10,000 Years of War Made Humans the Greatest Cooperators on Earth» نوشته پیتر تورچین در سال 2015 منتشر شد و به نظریهای درباره تکامل اجتماعی و چگونگی همکاری انسانها در جوامع بزرگ میپردازد. تورچین این مفهوم را «فراجامعه» مینامد، به جوامعی که اعضای آن یکدیگر را نمیشناسند، اما به واسطه نهادها و اهداف مشترک میتوانند همکاری کنند.
زندگی امروز انسانها در چنین «فراجامعهای» جریان دارد؛ آنها به صورت مشترک در زمینههایی نظیر اقتصاد، آموزش و سیاست مشارکت میکنند، بدون آنکه حتی یکدیگر را بشناسند. سوال اصلی تورچین این است که چگونه چنین همکاری وسیعی ممکن است.
نکتهای پارادوکسیکال در نظریه او وجود دارد: او در توضیح رشد همکاری انسانی به جنگ اشاره میکند. وی معتقد است که رقابت و جنگ فشارهایی برای سازماندهی و بسیج منابع ایجاد میکند. جوامعی که موفق به هماهنگی و همکاری در دفاع و منابع نشوند، در برابر گروههای منسجمتر آسیبپذیرتر هستند.
این نظر به آن معناست که جنگ تنها تقابل دو ارتش نیست، بلکه امتحانی برای ظرفیت سازمانی یک جامعه است. جامعهای که توانایی بسیج منابع و هماهنگی اعضای خود را داشته باشد، در رقابت برتری پیدا میکند.
با این حال، باید از تفسیری غلط پرهیز کرد. تورچین جنگ را به هیچ وجه «خوب» نمیداند و نمیگوید که به خودی خود به پیشرفت منجر میشود، بلکه او در حال بررسی دلیلی درباره انتخاب و رقابت اجتماعی است. اگرچه جنگ نیرویی ویرانگر است، اما میتواند به توسعه ظرفیتهای اجتماعی و همکاری کمک کند.
این نظریه اما پایان بحث نیست و برخی محققان بر نقش سایر عواملی مانند فناوری، تجارت و دین نیز تأکید کردهاند و به نقد نظریه تورچین پرداختهاند.مقالهای که به بررسی نقشی کلیدی انسانها در همکاری برای تحقق اهداف بزرگتر میپردازد، به تازگی در کانون توجه قرار گرفته است. این امر به ویژه به این دلیل اهمیت دارد که همکاری در جوامع بزرگ، به رغم دشواریها و اختلافات فردی، میتواند منجر به موفقیتهای چشمگیری شود.
در جوامع کوچک، تعاملات مستقیم، روابط خویشاوندی و شناخت افراد نقش بسزایی در تحقق این همکاریها دارند. اما در جوامع بزرگتری که تعداد افراد بسیار زیاد است، این شناخت متقابل کمرنگ میشود. بهعنوان مثال، فردی ممکن است به بانکی اعتماد کند که سپردههایش را مدیریت میکند اما کارمندان بخشهای مختلف آن را نشناسد. همچنین، همکاریها بین افرادی که هرگز یکدیگر را ملاقات نکردهاند، از طریق زنجیرههای پیچیده تولید و توزیع شکل میگیرد.
بهتازگی، پایگاه دادهای به نام “سشات” تأسیس شده است تا به بررسی چگونگی شکلگیری و توسعه جوامع پیچیده کمک کند و اطلاعاتی ارزشمند درباره تاریخ صدها جامعه انسانی ارائه میدهد.
در این زمینه، بررسی وضعیت ایران معاصر بسیار حائز اهمیت است. جمعیت این کشور به بیش از ۹۲ میلیون نفر رسیده و با چالشهای اقتصادی و اجتماعی متعددی دست و پنجه نرم میکند. طبق پیشبینیهای بانک جهانی، اقتصاد ایران به سمت انقباض حرکت میکند و مشکلاتی از قبیل بحران آب، انرژی و اشتغال روز به روز تبدیل به معضلات پیچیدهتری میشوند. برای حل این مسائل، نیاز به همکاری فرای نهادهای معمول و قدرتهای متمرکز احساس میشود.
از سویی دیگر، مفهوم قدرت ملی بهجای تمرکز صرف بر منابع و نظامیگری، به توانایی جامعه در بسیج امکانات و منابع برای ایجاد همکاری معطوف شده است. قدرت یک جامعه در لحظههای بحرانی به توانایی آن در هماهنگسازی منابع وابسته است، نه صرفاً وجود منابع. به همین دلیل، اعتماد و همکاری در شرایط بحرانی، به مفاهیمی کلیدی برای تحقق قدرت ملی تبدیل میشوند.
در نهایت، میتوان گفت که جوامع بزرگ برای بقا و رشد خود به نیازهایی فراتر از روابط شخصی و تعاملات روزمره احتیاج دارند و این نیازها باید از طریق سازوکارهای مؤثر همکاری تأمین شود.### تأکید بر ضرورت همکاری در جامعه ایران
در دنیای معاصر، جوامعی که بخواهند تنها بر مبنای منطق جنگ سازماندهی شوند، با چالشهای جدی مواجه خواهند شد. در ایران امروز، چالش اصلی نه این است که چگونه همه را همسان کنیم، بلکه این است که چگونه میتوانیم با وجود تفاوتها، ظرفیتهای همکاری را تقویت نمائیم.
در این راستا، یکی از مهمترین نکات قابل توجه این است که اختلاف، لزوماً به معنای مانع شدن برای همکاری نیست. واقعیت این است که وجود تنوع در اندیشهها و منافع، میتواند به انسجامی قوی منجر شود، مشروط بر اینکه این اختلافات در قالبی تعریفشده و مبتنی بر گفتگو مدیریت شوند. برقراری دیالوگ در جامعه نه تنها فضیلتی ضروری است، بلکه بهعنوان یک ابزار اجتماعی هم عمل میکند. این دیالوگ بهمعنای از بین بردن اختلافات نیست، بلکه هدف آن جلوگیری از تبدیل شدن این اختلافات به تنشهایی است که میتواند انرژی جامعه را تباه کند.
در شرایط کنونی ایران، که با تهدیدات خارجی، بحرانها و فشارهای اقتصادی دست به گریبان است، هرچه رقابتهای داخلی بیشتر شود، هزینههای پنهان اجتماعی بالاتر خواهد رفت. بالعکس، اگر اختلافات تحت نظارت نهادهای قانونی و از طریق گفتگو مدیریت شوند، توان ملی برای مقابله با بحرانها افزایش مییابد.
از سوی دیگر، انتخاب کتاب «فراجامعه» از سوی دکتر پزشکیان، پرسشهای اساسی درباره چگونگی همکاری انسانها در مقیاسهای بزرگ را باز میکند. این کتاب موضوعاتی مرتبط با تاریخ و اصول مدیریت را مورد بررسی قرار میدهد و میتواند به عنوان نقطه عطفی در حکمرانی ایران و ظرفیت همکاری بین دولت و جامعه تلقی شود. در کشوری با چنین وسعت و جمعیتی، همکاری میان نخبگان، دولت و بخش خصوصی، دانشگاهها و سیاستگذاری، و حتی میان نسلها سرمایهای حیاتی محسوب میشود.
در نهایت، اهمیت انتخاب «فراجامعه» برای ایران، نه فقط به مباحث جنگی آن بازمیگردد، بلکه به آنچه درباره همکاری به ما میآموزد مربوط است. در جهانی که تهدیدها پیچیدهتر از گذشته شدهاند، قدرت یک ملت تنها به ایستادگی در برابر دشمن محدود نمیشود، بلکه به توانایی آنها در کنار هم ایستادن نیز وابسته است. «فراجامعه» به ما نشان میدهد که بخش عمدهای از تاریخ تمدن بشر، داستان یادگیری همکاری با دیگران است.












