به گزارش خبرآنلاین، حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان به انتقاد از اظهارات حسن روحانی، رئیسجمهور سابق، پرداخت. روحانی در اظهارات خود ادامه جنگ را مشروط به نظر مردم دانسته و گفت: «باید به مردم بگوییم که توافقمان این است که با قدرتهای بزرگ جهانی ۲۰ سال دیگر بجنگیم. اگر مردم پذیرفتند، ادامه خواهیم داد؛ اما اگر نتوانستیم، آیا نباید تسلیم شویم؟»
شریعتمداری این واکنش روحانی را مورد نقد قرار داده و گفت که وی در حقیقت واژه «دفاع» را با «جنگ» تعویض کرده و میکوشد تا اقدام جمهوری اسلامی ایران در برابر حملات دشمنان را غیرمردمی جلوه دهد. این منتقد به روحانی گوشزد کرد که آمریکا و رژیم صهیونیستی آغازگر جنگ بودهاند و اقدامات ایران صرفاً دفاعی است. به اعتقاد وی، سخنان روحانی نشان از تسلیمخواهی وی دارد و نمیتوان باور کرد که او از این حقیقت بیخبر باشد.
در ادامه، شریعتمداری به بخش دیگری از صحبتهای روحانی اشاره کرد که بیان کرده است: «پیغمبر هم مشورت میکرد، پس چرا ما با مردم مشورت نمیکنیم؟» شریعتمداری در پاسخ گفت که دفاع در برابر دشمنان نیازی به مشورت ندارد و مشاوره باید در مورد چگونگی انجام آن باشد نه اینکه به پرسشهای بنیادی درباره ضرورت دفاع پرداخته شود. وی همچنین به وجود مراکز مشورتی در نظام جمهوری اسلامی اشاره کرد که در حال بررسی و رایزنی درباره مسائل دفاعی هستند.
محمد خاتمی، رئیسجمهور اسبق دیگر، نیز به اظهارات مشابهی پرداخته و جنگ را به نحوی تحریف کرده است. خاتمی در سخنانی بر این باور است که «صلح شرافتمندانه» به معنای تسلیم به دشمن است و جنگ را شر میداند. شریعتمداری با انتقاد از این دیدگاه، به این نکته اشاره کرد که ظاهراً خاتمی فراموش کرده که کشور در برابر حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار دارد.**دفاع از مواضع ملی در برابر پیشنهادات خائنانه**
سخنان اخیر برخی شخصیتهای سیاسی، نشاندهنده رویکرد خاصی در استفاده از واژههاست. به طور مشخص، آنها به جای «تسلیم»، از «صلح» و به جای «دفاع»، از عبارت «جنگ» بهره میبرند، گویی هیچ حادثهای حائز اهمیتی رخ نداده است. واقعیتهای تلخی همچون شهادت رهبر جهان اسلام و قتلعام هزاران انسان بیگناه، از جمله زنان و کودکان، و همچنین شهادت دانشمندان و فرماندهان کشور را نادیده گرفتهاند.
برخی شخصیتها به پیشنهاداتی با عناوین «صلح شرافتمندانه» و «پایان عزتمندانه جنگ» اشاره میکنند، که در واقع فراخوانی برای پذیرش تسلیم به شمار میآید. این رویکرد نه تنها با خواستههای آمریکا و رژیم صهیونیستی همراستا است، بلکه میتواند نشاندهنده یک محاسبه نادرست باشد. مراکز امنیتی و قضائی باید به این مسائل توجه ویژهای داشته باشند، زیرا تکرار اشتباهات میتواند به معنای ایجاد خطوط جدید باشد که نادیده گرفتن آنها بس خطرناک است.












