به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، روزنامه شرق در تحلیلی به بررسی اظهارات اخیر رهبر انقلاب پرداخته است. ایشان در تاریخ ۶ شهریور با انتقاد از دوگانههای موهوم نظیر «جنگ یا مذاکره» و «وفاق یا تندروی»، به صراحت اعلام کردند که رفتارهایی که به انسجام اجتماعی آسیب میزنند، ممنوع است. با این وجود، طی روزهای اخیر شاهد حملات سیاسی به حسن روحانی بودهایم که پیشتر نیز شخصیتهایی چون قالیباف و عراقچی مورد هدف مشابهی قرار گرفتند.
در گفتوگویی با حسين کمالی و محسن هاشمی، این دو به این نکته اشاره کردند که موضوع فقط یک اختلاف جناحی نیست و هماکنون نوبت روحانی است که تحت حملات تندروها قرار گیرد. این حملات به ویژه پس از سخنان او درباره جنگ و مذاکره شدت گرفته است. ویدئوهایی از تجمعات شبانه منتشر شده که حاوی شعارهای تندی علیه روحانی میباشد.
حسن روحانی در سخنانش بیان کرده بود که پایان جنگ باید با عزت باشد و کشور نیازمند بازسازی و آرامش است. هرچند انتقادات به عملکرد او در زمینههای مختلفی مطرح بوده، اما سوال اصلی این است: از چه زمانی نقد یک موضع به نفی گوینده تبدیل میشود؟ این موضوع به ویژه پس از اظهارات رهبر انقلاب درباره شکافها در جامعه، اهمیت بیشتری یافته است.
رهبر انقلاب با تصریح بر ممنوعیت دوگانهسازیهای صورت گرفته، موضوع را به چالش کشیدهاند. این مسئله نشاندهنده تناقضاتی جدی در فضای سیاسی ایران است. گذشته از این، باید به یاد آورد که پیش از این شخصیتهای دیگری نظیر اکبر هاشمیرفسنجانی و سیدمحمد خاتمی نیز هدف حملات مشابهی بودهاند.
در شرایط کنونی، حتی چهرههایی چون قالیباف و عراقچی به حملات تندروها حس کردهاند. مسعود پزشکیان نیز در واکنش به این موضوع، بر این نکته تأکید کرد که تصمیمات جنگ و مذاکره در ساختار رسمی نظام گرفته میشود و برچسبگذاریها علیه تیم مذاکرهکننده نادرست است. این تحولات نشاندهنده تغییرات معنادار در فضای سیاسی کشور است.در حال حاضر، نشانههایی از تحولات بالادستی در عرصه سیاسی کشور مشاهده میشود؛ جایی که دیگر رقبای سیاسی به سادگی تحمل نمیشوند و حتی برخی از افرادی که جزو ساختار رسمی تصمیمگیری هستند، نیز هدف انتقادات قرار میگیرند.
### هشدار از درون نیروهای خودی
در گزارش روزنامه «جوان»، به نکتهای اشاره شده است که این انتقادات را تنها محدود به نقد اصلاحطلبان از اصولگرایان نمیکند. این روزنامه از سخنرانانی پردهبرداری کرده که برخلاف دعوت به حفظ اتحاد، بهصورت ضمنی به ایجاد تفرقه پرداخته و حتی نهادهایی چون دولت، وزارت خارجه و شورای عالی امنیت ملی را نیز مورد سؤال قرار میدهند. همچنین، در این گزارش نسبت به تهدیداتی علیه مجلس و وزارت خارجه هشدار داده شده که به نگرانیها درباره تبدیل تجمعات به میدانهای درگیری سیاسی افزوده است.
تجمعات جدیدی که در شرایط بحرانی شکل گرفتهاند، برای بسیاری از شرکتکنندگان به معنی دفاع از کشور و مخالفت با هرگونه تجاوز خارجی تعبیر میشود. در این میان، نمیتوان تمام معترضان را به یک نگاه واحد نسبت داد؛ چراکه مسأله ریشه در تعاریف اجتماعی دارد که به نام «وطن» مطرح شده است. اگر این تجمعات به محلی برای تعیین مجوز سخنگویی درباره سیاستهای کشور تبدیل شوند، نگرانیها افزایش مییابد.
آیا بخشی از این جریان از حدود خود عبور کرده است؟ این پرسش بهویژه زمانی مهم میشود که جریانی که خود را حامی تصمیمات کلان نظام معرفی کرده، اکنون با برخی مسئولان درگیر میشود.
### کمالی: تندروی اقلیت نماینده عموم نیست
حسین کمالی، دبیر کل حزب اسلامی کار، در مبحث فضای سیاسی و اجتماعی کشور پس از جنگ و برخی اعتراضات اخیر، اظهار کرده است که در کلیت، مردم از مسئولان و تصمیمگیران نظام حمایت میکنند. او بر این باور است که جامعه به این مسئولان اعتماد کرده و تصمیمگیری در موارد مختلف را به آنها واگذار کرده است.
کمالی تأکید کرده که نظرات تند و مواضع افراطی برخی گروهها لزوماً نمایانگر دیدگاه عمومی نیست و بیشتر به نظرات خاص یک اقلیت محدود برمیگردد. او همچنین اعلام کرده که وجود نظرات مختلف در جامعه امری طبیعی است و از سوی دیگر به تجربه سایر کشورها اشاره کرده که حتی در آمریکا، نظرات متفاوتی درباره مسائلی مانند جنگ وجود دارد.
او به این نکته نیز اشاره کرده که ضعف در گفتوگوی سیاسی مبتنی بر استدلال در ایران، منجر به خروج سریع مسائل از چارچوب منطقی میشود. در نهایت، کمالی به این نکته اشاره میکند که آنچه در جامعه میبینیم، بیشتر نمایانگر رفتار یک “گروه فشار” است که تلاش میکند دیدگاههای خود را به دیگران تحمیل کند؛ امری که میتواند به جامعه آسیب بزند. با این حال، او تصریح کرد که اگر فضای گفتوگوی منطقی فراهم شود، وجود نظرات گوناگون نه تنها حائز اهمیت است، بلکه جزئی طبیعی از زندگی سیاسی و اجتماعی کشور باشد.کمالی به اهمیت رسانه ملی در توسعه گفتوگوهای ملی اشاره کرد و اظهار داشت که این رسانه باید فضایی فراهم کند که افراد با دیدگاههای مختلف در حوزههای گوناگون بتوانند نظرات خود را بیان کنند. او گفت، اگر امکان بیان نظرات مخالفان فراهم شود، نباید نسبت به آن حساسیت غیرضروری نشان داد. کمالی همچنین تأکید کرد که مرز بین اختلاف سیاسی و تهمتزنی باید مشخص باشد و قوه قضائیه باید از تبدیل این اختلافات به اتهامزنی جلوگیری کند. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین بیان کرد که حق اظهارنظر برای همه شهروندان، از جمله رؤسایجمهور سابق، یک حق عمومی است و هیچ فردی حق بیشتری نسبت به دیگران ندارد.
وی افزود که تمامی افراد باید بتوانند نظرات خود را در مورد مسائل مختلف کشور ابراز کنند و گاهی این احساس وجود دارد که برخی حق صحبت دارند اما دیگران ندارند. کمالی گفت حتی اگر یک رئیسجمهور سابق در معرض حملات قرار بگیرد، فضایی شکل میگیرد که در شان جمهوری اسلامی نیست. او تصریح کرد که آزادی بیان باید شامل همه دیدگاهها باشد و باید همه اجازه طرح نظرات بدون نگرانی از حملات و تخریب را داشته باشند.
محسن هاشمی نیز به تاریخ فعالیتهای سیاسی در جمهوری اسلامی اشاره کرد و گفت که جریانهای «انقلابی» همواره در ساختار سیاسی کشور حضور داشتهاند. او تغییر رفتار بخشی از این جریان را به ویژه پس از جنگ، مورد توجه قرار داد و گفت که این تغییرات به جایی رسیده که حتی مقامات رسمی نیز در معرض حملات قرار میگیرند. هاشمی تأکید کرد که دیگر نمیتوان این جریان را به عنوان بخشی از اصولگرایی یا جریان انقلابی نامید و آن را «سوپرانقلابی» توصیف کرد.
وی همچنین نمونههایی از تمکین این جریان به تصمیمات مهم در تاریخ، همچون پایان جنگ و مذاکرات هستهای، را مطرح کرد و بیان داشت که در دورههای گذشته، این جریانها به تصمیمات رسمی احترام گذاشتهاند. هاشمی به تفاهم اخیر اشاره کرد و گفت که این تصمیم بر اساس سازوکارهای رسمی کشور مطرح و پذیرفته شده است، اما بخشی از همان جریان همچنان با مخالفتهای داخلی روبهروست.**عدم تمکین بخشی از جریان سیاسی نسبت به تصمیمات رسمی نظام**
در جدیدترین اظهارات، هاشمی تأکید کرده است که بخشی از جریانی که خود را در مسیر ولیفقیه معرفی میکند، در برابر تصمیم رسمی نظام تاب نیاورده و به آن تمکین نکرده است. او در این راستا یادآور شد که وجود شخصیتهای اصلی همچون رئیس مجلس، رئیس قوه قضائیه و رئیسجمهور در فرایند تصمیمگیری انتظار میرود که جریانی که خود را حامی نظام میداند، باید تصمیمات رسمی را احترم بگذارد و نه اینکه به افرادی که عهدهدار اجرای آن هستند، حمله و توهین کند.
هاشمی سپس به مسئله مسئولیت اشاره کرد و گفت: «باید بررسی شود که این جریان تا چه حد نسبت به کشور و وضعیت مردم احساس مسئولیت میکند؟ آیا آنها به پیامدهای اقدامات خود بر امنیت و معیشت مردم توجه میکنند یا فقط میخواهند با شعارهای خود اوضاع را به سمت بحران سوق دهند؟» او عقیده دارد که تصمیمگیری درباره مذاکرات یا تشدید تنشها، تنها یک بحث نظری نیست و میتواند به طور مستقیم بر امنیت و معیشت مردم تأثیر بگذارد.
وی همچنین هشدار داد که برهم زدن توافقات و تشدید چالشها، ممکن است هزینههای سنگینی برای اقتصاد و امنیت ایران به همراه داشته باشد و بر روی همپیمانان ایران در منطقه نیز تأثیر منفی بگذارد. هاشمی اضافه کرد که موقعیت کنونی امکان سودآوری برای بازیگرانی مانند اسرائیل و حتی روسیه را فراهم میآورد.
هاشمی همچنین بر ضرورت شناخت منشأ این مخالفتها تأکید کرد و گفت که باید مشخص شود چه کسانی از ادامه این فضای تنشآور بهرهبرداری میکنند. او یادآور شد که کسانی که به تخریب دیگران مشغول هستند، باید به همان اندازه مسئولیتپذیر باشند و اگر خود را مدافع حقیقت میدانند، باید نتایج رفتار خود را نیز بپذیرند.
وی از مقامات سیاسی و امنیتی خواست تا ریشه این حملات را در شرایط حساس کنونی بررسی کنند و خاطرنشان کرد که این مسأله تنها به اختلافات سیاسی بین اصلاحطلبان و اصولگرایان محدود نمیشود، بلکه سوال اصلی این است که آیا یک جریان سیاسی میتواند تصمیمات رسمی را مورد هدف قرار دهد و در عین حال از پذیرش مسئولیتهای خود شانه خالی کند.
**سؤال درباره فردای سیاسی کشور**
در حال حاضر حسن روحانی آخرین فردی است که به فهرست افرادی که تحت نقد قرار گرفتهاند، افزوده شده است؛ فهرستی که شامل چهرههای دیگری چون سیدمحمد خاتمی، ظریف و قالیباف میشود. هاشمی بیان کرد که نقد بر این شخصیتها ضروری است و هر یک باید مورد بررسی قرار گیرند. او تصریح کرد که نقد باید بدون زیر سؤال بردن میهندوستی فرد باشد؛ چرا که چنین اقدامی نشان از فراتر رفتن از یک اختلاف سیاسی عادی دارد.
هاشمی با بیان اینکه انسجام واقعی در جامعه به معنای عدم توافق در مسائل ملی نیست، افزود که این قابلیت وجود دارد که افراد با نظریات متضاد بتوانند به یکدیگر احترام بگذارند و همچنان در میدان سیاست باقی بمانند. اگر این قاعده از بین برود، سؤالاتی در مورد آینده سیاسی کشور به میان خواهد آمد که ممکن است چالشهای جدی را به همراه داشته باشد.












