به گزارش خبرآنلاین، روزنامه آرمان ملی اشاره کرده است که عدم وحدت و انسجام در جامعه به تخریب مداوم دولت و مسئولان منجر شده است. در حال حاضر، کشور به حمایت از مسئولان و تقویت ملی نیاز دارد و برگزاری تجمعات شبانه با شعارهای تفرقهآمیز، به جای همبستگی، تنها بر مشکلات میافزاید.
نویسنده مقاله بر این باور است که افرادی که خود را دلسوز کشور میدانند باید متوجه شوند که دشمنان در حال بهرهبرداری از اختلافات در جامعه هستند و این درک ممکن است مانع افزایش تنشها و تخریبها شود. اولویت دادن به منافع ملی و کنار گذاشتن اختلافات شخصی، به گفته نویسنده، راهی است که باید در پیش گرفته شود. به ویژه برای کسانی که به اصول و رهنمودهای رهبر انقلاب معتقدند، حفظ انسجام ملی و پرهیز از دوقطبیها حیاتی است.
روز یکشنبه، رئیسجمهور نشستی تحت عنوان «ظرفیتسازی و همافزایی ظرفیتهای ملی برای مقابله با تهدیدات دشمن»، با حضور فعالان سیاسی و مسئولان برپا کرد. سخنرانان از جمله محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، بر ضرورت تجمیع منابع ملی و انسجام تاکید کردند. دبیرکل جبهه پایداری نیز در این نشست اعلام کرد که موفقیت دولت به نفع نظام است و برگزاری جلسات کارشناسی میان دولت و کارشناسان را خواستار شد.
به نظر میرسد تفاوت مواضع برخی گروهها نسبت به دولت، به ویژه جبهه پایداری، قابل توجه است. هجوم به دولت از سوی این گروهها، مشابه رفتارهایی که در دوران ریاستجمهوری حسن روحانی مشاهده کردیم، باعث نگرانیهایی درباره عدم همدلی و همکاری میشود. رئیسجمهور در این نشست به انتقادات اشاره کرد و اظهار داشت که شرایط کنونی بر پیچیدگی مسائل افزوده است.در یک نشست اخیر، سعید جلیلی به تأکید بر لزوم دعوت از تمامی افراد برای مشارکت در حل مسائل کشور اشاره کرد و عنوان کرد که این رویکرد جدی دولت تنها به پیشنهاد و ارائه راهکار محدود نمیشود، بلکه باید به مرحله عمل و پاسخگویی نیز برسد.
وی همچنین به رفتارهای متناقض برخی از مخالفان دولت پرداخته و این نکته را مورد بررسی قرار داد که چگونه از یک سو به انتقاد از دولت و مسئولان میپردازند و از سوی دیگر بر ضرورت حمایت از آن تأکید میکنند. این موضوع جای تأمل دارد و میتواند نشانهای از برخورد دوگانه آنان باشد. صادق محصولی، دبیرکل جبهه پایداری، ضمن دفاع از دولت، موفقیت آن را به عنوان موفقیت نظام معرفی کرده است. این واکنش در شرایط کنونی قابل توجه است و انتظار میرود که این جریان در چنین شرایطی از دولت حمایت کند.
با این حال، این سوال باقی میماند که آیا این تغییر موضع واقعاً نشاندهنده یک نگاه جدید در میان مخالفان است یا فقط یک حمایت مقطعی برای فرار از بحران فعلی است. این پرسش از آنجا نشأت میگیرد که سوابق رفتاری و رویکردهای تندروها علیه دولت به وضوح مشخص است.
علیرغم ادعای حمایت دبیرکل جبهه پایداری، بسیاری از چهرههای شناختهشده مرتبط با این جریان، اقدامات متفاوتی را دنبال میکنند. به نظر میرسد که این عدم همراستایی بیانگر تنشهای داخلی در میان اعضای جبهه پایداری باشد، و آنها هنوز نتوانستهاند یک رویکرد واحد در پیش بگیرند. با توجه به رفتارهای کنونی، به نظر میرسد که جبهه پایداری و گروههای همسو همچنان مواضع قبلی خود را حفظ کرده و بیانیهها و اظهارات اخیرشان بیشتر جنبه ظاهری دارد.












