تماس با ما

زیدآبادی: واکنش حسین شریعتمداری به عنوان نماینده‌ای از حاکمیت، مورد تأیید نیست

زیدآبادی: واکنش حسین شریعتمداری به عنوان نماینده‌ای از حاکمیت، مورد تأیید نیست

به گزارش خبرآنلاین، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، اخیراً در مصاحبه‌ای به ضرورت «به رسمیت شناختن اعتراضات» و «شنیدن صدای مردم» اشاره کرد. این اظهارات با واکنش تند مدیرمسئول روزنامه کیهان مواجه شد که در یک انتقاد علنی، گفته‌های خانم مهاجرانی را ناچیز و متعلق به نیروی خود دانست. این واکنش به وضوح نشان‌دهنده سردرگمی در ساختار حاکمیت بود و سوالاتی را درباره مسئولیت‌ها و قدرت‌های مختلف در کشور به وجود آورد.

بر اساس اصول حاکمیتی، هر کشور باید از یک مرکز واحد سیاست‌گذاری و مدیریت شود، تا مسئولیت موفقیت‌ها و شکست‌ها مشخص باشد. در این راستا، شفافیت در قدرت و اثرگذاری افراد و نهادها اهمیت بسیاری دارد، به‌طوری‌که انتقادات و درخواست‌ها از طرف مردم به مرجعی واقعی هدایت شود.

اعتراض کیهان به سخنگوی دولت، در مقایسه با انتقادات افراد عادی یا گروه‌های مخالف، یک عمل غیرعادی و نشانه‌ای از بلبشوی موجود در حکمرانی به شمار می‌رود. سعید حجاریان، در دوران ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی، به وجود «حاکمیت دوگانه» اشاره کرده بود، که بعد از آن نیز نشانه‌ها و ریشه‌های آن به‌جای اصلاح در حال افزایش است. اکنون به نظر می‌رسد حکومتی جزیره‌ای با نیروهای مختلف و غیرهمسوی شکل گرفته است.

وضعیت فعلی تحت عنوان «دولت پزشکیان» به وضوح نشان می‌دهد که مقامات آن برای برخی از مردم مشخص نیستند و از دید بسیاری عملاً بی‌تأثیر به نظر می‌رسند. از جمله مثال‌های بارز این بلاتکلیفی، مخالفت کیهان با اظهارات سخنگوی دولت درباره لزوم شنیدن صدای اعتراضات است. این پرسش مطرح است که نهایتاً کدام نظر ملاک عمل خواهد بود.

اگر نظرات سخنگوی دولت ملاک تصمیم‌گیری باشد، چرایی مخالفت‌های داخلی مطرح است و در عین حال، اگر کیهان تصمیم‌ساز باشد، نقش دولت در کجاست؟ این تناقضات به وضوح آسیب‌های عمیقی به حاکمیت وارد کرده و کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد.

مردم با سیل انتقادات و اظهارات متضاد از درون حاکمیت روبرو هستند و هر روز این سوال برای آن‌ها مطرح می‌شود که در این کشور نهایتاً کی چه‌کاره است. بسیاری از مشکلات فعلی جامعه ایران به همین چندگانگی و عدم انسجام بازمی‌گردد که اداره کشور را پیچیده کرده است. به نوعی، ابعاد بحران به قدری عمیق شده که وقتی از لزوم طبیعی شدن اوضاع صحبت می‌شود، ممکن است با واکنش‌های تند و تهدیدآمیز برخی مقامات مواجه شویم.

وضعیتی که مطلوب حکمای یونان در سیاست بوده، به‌عنوان «قرار گرفتن هر چیزی در جای واقعی خود» تعریف می‌شود. سؤال اینجاست که چرا برخی از داخل ساختار قدرت از نرمال شدن اوضاع کشور نگران هستند؟ آیا این نشان‌دهنده آن نیست که منافع آن‌ها در شرایط غیرعادی نهفته است؟### استمرار مشکلات غیرعادی در جامعه ایران

پدیده‌های غیرعادی در جوامع، معمولاً به افزایش مشکلات و پیچیدگی‌های اجتماعی منجر می‌شود و این وضعیت می‌تواند به بن‌بست‌هایی غیرقابل حل منجر شود. به همین دلیل، دولت‌ها و جوامع به‌طور کلی سعی دارند از شرایط غیرعادی به سمت شرایط عادی و نرمال پیش بروند تا از انباشت بحران‌ها و مشکلات جلوگیری نمایند. در حالی که طی چند دهه اخیر، جامعه ایران به‌طور مکرر صحنه ناآرامی‌ها و اعتراضات برخی شهروندان بوده است.

در این راستا، دولت‌های سه دهه گذشته همواره به معترضان وعده داده‌اند که مکان‌های مشخصی برای تجمعات اعتراض‌آمیز در شهرها ایجاد خواهند کرد. با این وجود، هیچ‌یک از آن‌ها موفق به اجرای این وعده‌ها نشده‌اند.

علت این موضوع به قدرت‌مندان و گروه‌هایی برمی‌گردد که از منابع دولتی بهره‌مند شده و نسبت به سامان‌دهی امور کشور که به نفع عموم مردم است، مقاومت می‌کنند. این وضعیت چندپاره و غیرنرمال، نیازمند شناسایی و پذیرش از سوی مسئولان است. با این حال، اعضای حاکمیت که عادت به وضعیت کنونی دارند، معمولاً از تغییر و بهبود شرایط هراسان هستند و تصور درستی از یک وضعیت نرمال ندارند.

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *