### سرقت قدرت: تحلیل عمیق از وضعیت سیاسی جهانی
اخیراً خبری جنجالی در سطح جهانی مطرح شده که به شدت توجهها را جلب کرده است. سوالی که همگان مطرح میکنند این است: آیا میتوان رئیسجمهوری را ربود؟ به نظر میرسد که پاسخ به این سوال با حوادث اخیر، پیچیدگیهای بیشتری پیدا کرده است. شخصیتی همچون دونالد ترامپ، رئیسجمهوری پیشین آمریکا، با اقداماتی بهظاهر غیرقانونی و به دور از هر گونه قاعده و نظم جهانی، خود را در کانون حواشی قرار داده است.
ترامپ به عنوان سمبل قدرت مطلقه و ارادهای بدون محدودیت شناخته میشود و بدون توجه به پیامدها، هر آنچه که بخواهد عملی میکند. این امر او را به یک چالش جدی برای جامعه جهانی، بهویژه سازمانهای بینالمللی همچون سازمان ملل متحد، تبدیل کرده است. او بارها نشان داده که هر گونه انتقاد یا سوالی را با بیاحترامی رد میکند و خوبی یا بدی کارهایش هیچ اهمیتی برایش ندارد.
به یاد داریم که تاریخ، تجربیات مشابهی را در مواردی چون ربایش مقامات رسمی داشته است. در گذشته، شخصیتهایی چون رضاشاه و فضلالله زاهدی به شدت تحت فشار قرار گرفتند و اقداماتی شبیه به ربودن در تاریخ معاصر سرزمین ما به وقوع پیوست. قربانیان این حوادث اغلب بدون اطلاع از سوابق خود، از وطنشان اخراج شدند و این وضعیت به تحقیر آنها منجر شد.
برای مثال، رضاشاه پس از تلاش برای برقراری اتحاد با هیتلر، با ضربههای سیاسی از کشور خارج شد و سالها در تبعید به سر برد. اتفاقی که بر سر فضلالله زاهدی هم آمد، این را نشان میدهد که تاریخ سیاسی کشور ما با شگفتیهای زیادی همراه بوده است. او در شرایطی سخت و در پی دسیسههای خارجی، به صورت غیررسمی ربوده و به سرزمین خارجی منتقل شد.
این رویدادها میتوانند موضوعات جذابی برای ایجاد آثار هنری و روایتهای تاریخی باشند. در واقع، این تحولات نه تنها الگویی برای سیاستمداران فعلی بلکه درسهای عبرتی برای نسلهای آینده نیز به همراه دارند. تاریخ ایران سرشار از اینگونه وقایع است که باید به دقت مورد مطالعه و بررسی قرار گیرند تا از تکرار اشتباهات آن جلوگیری شود.محمدرضا شاه پس از سرنگونی مصدق، از ترس نفوذ او، به وی مأموریت داد تا به عنوان نماینده ایران در سازمان ملل به آمریکا سفر کند. این تصمیم در شرایطی اتخاذ شد که زاهدی، نخستوزیر وقت، به شدت از این موضوع ناراضی بود و البته در نهایت به ناچار در آنجا به زندگی خود ادامه داد تا درگذشت.
این رویداد نشاندهندهی برخورد تحقیرآمیز با شخصیتهای ایرانی در کشور خودشان است. واقعاً تأسفبرانگیز است که بیگانگان چنین نقشی در تحقیر یک ملت ایفا کنند. هر دولتمرد ایرانی، صرفنظر از تصمیمها و اقداماتش، نباید تحت سلطه بیگانگان قرار گیرد.
این وضعیت کنونی نیز بیشباهت به رویدادهای گذشته نیست. زمان نشان خواهد داد که چگونه میتوان ارادههای ناپایدار را کنترل کرد، و این داستان در آینده روایتی شگفتآور برای تماشا خواهد داشت.











