تماس با ما

تحلیل کارشناس سیاسی دولت روحانی درباره بیانیه شورای دفاع: تغییر رویکرد ایران از «دفاع واکنشی» به «دفاع پیش‌دستانه»؛ آمریکا دیگر تمایلی به انجام مذاکرات متعادل ندارد.

تحلیل کارشناس سیاسی دولت روحانی درباره بیانیه شورای دفاع: تغییر رویکرد ایران از «دفاع واکنشی» به «دفاع پیش‌دستانه»؛ آمریکا دیگر تمایلی به انجام مذاکرات متعادل ندارد.

به نقل از خبردونی، حمید ابوطالبی، معاون سیاسی دفتر رئیس‌جمهوری در دوران حسن روحانی، در یادداشتی به بررسی تنش‌های میان ایران و آمریکا، به‌ویژه پس از **بیانیه شورای دفاع و احتمال اقدام نظامی پیشگیرانه ایران**، پرداخته است.

این یادداشت که در شبکه اجتماعی ایکس منتشر شده، به این صورت آغاز می‌شود: بحران فزاینده میان ایران، ایالات متحده و اسرائیل فراتر از اختلافات سیاسی و امنیتی عادی است. این وضعیت دارای منطق تعاملی خاصی است که با نظریه «بازی جوجه نامتقارن» قابل توضیح است. در این شرایط جدید، مسئله تنها احتمال جنگ نیست، بلکه بیشتر به چگونگی تثبیت ساختاری برمی‌گردد که در آن تفاوت‌های قدرت و هزینه، راه‌های منطقی کنش را محدود کرده و دیپلماسی را به کنشی واکنش‌محور تقلیل می‌دهد.

ابوطالبی در ادامه به تحلیل از **بحران موشکی و منطق نامتقارنی قدرت** می‌پردازد. بازی جوجه در نظریه بازی‌ها به عنوان مدلی برای بررسی موقعیت‌هایی که دو طرف به سمت برخورد می‌روند، تعریف می‌شود. در نسخه متقارن، هزینه‌ها برای دو بازیگر مشابه است، اما در صورت نامتقارن شدن بازی، یک بازیگر هزینه کمتری از برخورد خواهد پرداخت. این تغییر باعث می‌شود که تنها یک تعادل باثبات برای بازیگر آسیب‌پذیر باقی بماند. ابوطالبی به بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲ اشاره می‌کند که این الگو به‌وضوح در آنجا قابل مشاهده است.

این یادداشت به چگونگی اثرگذاری تقویت قدرت آمریکا و کاهش هزینه‌های آن بر تصمیم‌گیری‌های شوروی می‌پردازد، به‌گونه‌ای که ایالات متحده توانست با انتخاب استراتژی «محاصره» و عقب‌نشینی شوروی از وضعیت بحرانی، تنش را کاهش دهد.

ابوطالبی در بخش دیگری از یادداشت به **روایت آمریکا از تجربیات نامتقارن** اشاره می‌کند. او به حمله آمریکا به سردار سلیمانی و تبعات آن اشاره می‌کند که به صراحت نشان‌دهنده کاهش هزینه‌های سیاسی برای واشنگتن در مقابل ایران است. ترامپ در این زمینه تصریح می‌کند که برنامه‌های هسته‌ای ایران را با قدرت متوقف خواهد کرد و با وجود حملات هوایی اخیر، اطمینان می‌دهد که فشارها ادامه خواهد داشت.در پی بحران‌های جاری میان ایران و ایالات متحده، دونالد ترامپ رئیس‌جمهور سابق آمریکا خاطرنشان کرده است که در صورت ادامه برنامه موشکی ایران، این کشور ممکن است مجبور به اقدام پیش‌دستانه شود. وی اظهار داشته که چنین اقدامات پیش‌گیرانه‌ای را توجیه می‌کند و به سرعت پاسخ به مسائل هسته‌ای ایران را نیز بررسی خواهد کرد.

پس از دیدار میان ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، مقامات امنیتی و نظامی آمریکا و اسرائیل به هماهنگی‌های جدیدی پرداخته‌اند. در این راستا، بازسازی تأسیسات هسته‌ای ایران برابر با یک حمله پیش‌دستانه و قابل توجیه خواهد بود. این رویکرد به شدت یادآور بحران کوبا است، به طوری که فعالیت‌های ایران در زمینه هسته‌ای یا موشکی به‌عنوان سیگنالی برای برخورد تفسیر می‌شود.

از سوی دیگر، ایران نیز با تغییر در رویکرد دفاعی خود، به «دفاع پیش‌دستانه» روی‌آورده است. شورای دفاع ایران اعلام کرده که این کشور خود را محدود به واکنش‌های پسینی نمی‌داند و نشانه‌های تهدید را جزئی از معادله امنیتی تلقی می‌کند. به این ترتیب، ایران معیارهای «دفاع مشروع» را گسترده‌تر کرده و مستندات جدیدی فراهم کرده است تا هرگونه اقدام پیش‌دستانه بر اساس نشانه‌های تهدید توجیه شود.

این وضعیت نشان‌دهنده وجود رویکرد نامتقارن در این بحران است که تنها جنبه مادی و نظامی ندارد بلکه شامل ابعاد روایی و تفسیری نیز می‌شود. هر دو طرف با ارسال پیام‌ها و روایت‌هایی که مسئولیت بحران را به دوش هم می‌گذارند، می‌تواند به افزایش خطر و تنش منجر شود.

با این حال، در این شرایط، دیپلماسی قادر به ایجاد تغییر نیست و به نظر می‌رسد که هر دو طرف برای مذاکره آماده نیستند. این مسأله به همراه شدت تنش‌ها نشان‌دهنده نوعی عقلانیت ناقص است که ممکن است به برخوردهای فاجعه‌آمیز بینجامد. در چنین وضعیتی، حسن نیت و اعلام آمادگی برای پیشگیری از تنش‌ها به شدت تحت تأثیر قرار دارد.**تحلیل بحران ایران، آمریکا و اسرائیل: نیاز به بازطراحی استراتژی**

بحران کنونی میان ایران، آمریکا و اسرائیل تنها یک منازعه سیاسی نیست بلکه به‌عنوان یک ساختار تعاملی نامتقارن در نظر گرفته می‌شود که در آن قدرت، روایت و تعهد به‌طور نابرابر توزیع شده‌اند. این وضعیت ایجاب می‌کند که دیپلمات‌ها نه تنها به مدیریت اختلافات بپردازند، بلکه نیاز به بازطراحی استراتژی‌های خود داشته باشند.

در یک ساختار نابرابر، اگر دیپلماسی نتواند به سطوح نظری و خلاقانه تغییر شکل دهد، به ابزاری صرفاً برای مدیریت مشکلات موجود تبدیل خواهد شد و قابلیت پیشگیری از بحران‌ها را از دست خواهد داد. عقلانیت راهبردی در این شرایط، مستلزم درک دقیق منطق بازی و تلاش برای تغییر آن است؛ در غیر این صورت، وضعیت ممکن است به‌سوی تقابل و تخریب قدرت‌های باقی‌مانده پیش رود، حتی در شرایطی که طرفین به دنبال ایجاد تعارض نیستند.

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *