تماس با ما

تحلیل عطاء الله مهاجرانی درباره علت‌های ناآرامی‌ها: ضرورت شناسایی نخبگان پیش از انتظارات از آنان/ ترس از آرای هاشمی، سید حسن خمینی و لاریجانی مطرح شد.

تحلیل عطاء الله مهاجرانی درباره علت‌های ناآرامی‌ها: ضرورت شناسایی نخبگان پیش از انتظارات از آنان/ ترس از آرای هاشمی، سید حسن خمینی و لاریجانی مطرح شد.

**به گزارش خبرآنلاین، این مطلب در روزنامه ایران منتشر شده است:**

در شرایط کنونی، کشور به فضای مناسب و متعادل برای بیان اعتراضات و برقراری گفت‌وگو نیاز دارد. در غیاب چنین فضایی، تبادل نظر و گفت‌وگو به سختی امکان‌پذیر است و تفاهمی بین طرفین ایجاد نمی‌شود.

مقاله با اشاره به فقدان بستر مناسب برای بیان اعتراضات می‌گوید که به همین دلیل، تظاهرات‌های خودجوش شکل می‌گیرد. این نوع تظاهرات به مانند سکته ناقص است که بدون آمادگی کافی رخ می‌دهد و معمولاً در شرایط منطقی و قابل‌اجرا، نیاز به اخذ مجوز از وزارت کشور دارد. در این زمینه، پلیس باید از امنیت معترضان حمایت کند، که در بسیاری از کشورهای اروپایی مشاهده می‌شود.

تظاهرات بدون سازمان‌دهی احزاب و گروه‌های اجتماعی در نهایت باعث ایجاد تجمعات بی‌ساز و کار می‌شود. احزاب معتبر و اتحادیه‌ها می‌توانند به عنوان حلقه ارتباطی بین مردم و دولت عمل کنند. عدم وجود احزاب واقعی به ظهور گروه‌های مشکوک و موقت منجر می‌شود. سؤالاتی در مورد ناپدید شدن احزاب و تشکل‌های سیاسی مطرح می‌شود که نشان‌دهنده بی‌نظمی سیاسی است و در نهایت مسئولیت‌های دولتی بر عهده کسی گذاشته نمی‌شود.

اعتراضات و اعتصابات می‌توانند به عنوان راهی برای تخلیه فشار اجتماعی فعالیت کنند. اگر راهی برای خروج فشار وجود نداشته باشد، ممکن است تبعات خطرناکی به همراه داشته باشد. در این راستا، وضعیت درد به عنوان نشانه‌ای از سلامت جسمی تلقی می‌شود؛ در غیر این صورت، بیماری می‌تواند به صورت نامحسوس و خطرناک بروز کند.

ضرورت ایجاد فضایی برای دلبستگی طبقه متوسط جامعه به کشور و نظام مورد تأکید قرار می‌گیرد. دلبستگی بدون امید به آینده ممکن نیست و شرایط اقتصادی موجود نگرانی‌هایی برای جوانان ایجاد کرده است. بسیاری از جوانان به دلیل موانع اقتصادی، تشکیل خانواده و زندگی را دشوار می‌بینند و این وضعیت می‌تواند آنها را به سمت مهاجرت یا اعتراض سوق دهد.

انسان ناامید در فضای سرد و تاریک ممکن است به خشونت روی بیاورد، که این خشونت همواره از کلمات آغاز می‌شود و در نهایت ممکن است به درگیری فیزیکی بینجامد. در مقابل، انسان امیدوار در مواجهه با چالش‌ها متعادل و آرام باقی می‌ماند.

سال‌های ۹۸، ۴۰۱ و ۴۰۴ هر یک به شکلی خاص از تظاهرات و واکنش‌ها بودند. در سال ۹۸، سازماندهی سیاسی و نظامی به شکل مشخصی وجود نداشت، در حالی که در سال ۴۰۴، ما شاهد جنگی ترکیبی علیه نظام نیز بودیم. رئیس‌جمهور وقت آمریکا با هدف ایجاد یک تغییر سریع در ایران اقداماتی صورت داد که ناموفق ماند.

در نهایت، تأکید می‌شود که نظام باید نخبگان و گروه‌های اجتماعی را به رسمیت بشناسد تا شرایط بهبود یابد.در پی تغییرات اجتماعی، انتظار می‌رود که ممیزی‌ها با توجه به تحولات زمانه، که نشان می‌دهد دیگر در عصر ممنوعیت نیستیم، سامان‌دهی شود. در کشورهای مانند انگلستان، هیچ‌گونه مجوزی برای کتاب، فیلم، نمایش تئاتر، کنسرت موسیقی و برگزاری نشست‌های ادبی لازم نیست. این موضوع نشان‌دهنده مشکلاتی است که عدم تسهیل در این حوزه‌ها برای نخبگان و هنرمندان ایجاد کرده است؛ به‌عنوان مثال، بهرام بیضایی را می‌توان نام برد.

فضای فرهنگی و هنری باید به‌گونه‌ای باز و پرنشاط شود که نسل‌های جوان را تحت تأثیر قرار دهد. ضروری است، نقاط مشترکی پیدا کنیم که موجب پیوند عمیق‌تر نخبگان با جامعه شود. این نخبگان، چه نویسندگان، شعرا و کارگردانان، خواهان انتشار آثار خود هستند و امروز عصر ممنوعیت به پایان رسیده است. هرگونه اعتراضی در خصوص آثار هنری باید توسط دستگاه قضا بررسی شود.

علاوه بر این، نخبگان ایرانی فارغ از گرایش‌های دینی، قومی یا سیاسی، باید در وطن‌پرستی و تلاش برای آبادانی کشور مشترک عمل کنند. تقویت این نقاط مشترک می‌تواند به فضایی امیدبخش و شوق‌انگیز برای حکمرانی منجر شود. به عنوان نمونه، بارزترین مثال در زمان جنگ، اجرا و سفارش سرود “ای ایران” توسط حاج محمود کریمی در ایام عزاداری به دستور رهبری است.

از طرف دیگر، در صورتی که برخی افراد موثر مانند هاشمی رفسنجانی و سیدحسن خمینی که دارای محبوبیت و آراء بالا هستند، از عرصه انتخابات کنار گذاشته شوند، جامعه با چالش‌های جدی مواجه خواهد شد. این امر می‌تواند منجر به تضعیف جوانان و افزایش تردید در مورد شیوه حکمرانی و رفتارهای اجتماعی ملتهب‌تری شود.

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *