### شکل جدید تروریسم: از خشونت کلاسیک به تروریسم یقهسفید
در دنیای امروز، تروریسم دیگر تنها به معنای خشونت خیابانی، اسلحه و انفجار نیست. شکل نوینی از خشونت سازمانیافته در حال گسترش است که بهطور رسمی از تریبونها صحبت میکند و در رسانهها بهگونهای خاص بازنمایی میشود. این نوع خشونت بهتدریج امنیت ملی یک کشور را تحت تأثیر قرار میدهد.
حوادث اخیر در ایران نشان داد که تروریسم مدرن بهجای اینکه بهصورت مستقیم و میدانی خود را نشان دهد، بهطور نیابتی و از پشت پرده عمل میکند. این تروریسم، بازیگران خود را در لایههای اعتراضات اجتماعی و با حمایت رسانههای بزرگ پنهان میکند.
عملیاتهای این نوع تروریسم نه از طریق دستورهای صریح، بلکه از طریق شبکههای واسطه و عناصر اجیرشده انجام میشوند، به گونهای که طراحان اصلی همیشه در امان هستند. این ویژگی باعث میشود که خطر تروریسم یقهسفید بیشتر از تروریسم کلاسیک باشد، چرا که مسئولیت آن بهراحتی نادیده گرفته میشود.
رضا پهلوی، که سالها در عرصه سیاسی فعالیت کرده است، اخیراً با بهرهبرداری از اعتراضات مردمی، فراخوانی برای حملات به امنیت ملی ایران اعلام کرده است. هدف تروریسم یقهسفید او تنها محدود به آسیب فیزیکی به مردم نیست، بلکه میکوشد بستر روانی جامعه را نیز تخریب کند.
در شرایطی که کنشهای خشونتآمیز تحت عنوان حمایت از اعتراضات مردمی توجیه میشود، مرز بین جرم و سیاست مبهم میشود و افکار عمومی نسبت به اصل خشونت بیحس میشود. تروریسم یقهسفید میتواند در ایجاد نارضایتی عمومی موثر باشد و بهویژه تصمیمات نادرست میتوانند به تسریع رشد این نوع تروریسم منجر شوند.
رسانهها نقش اساسی در تداوم این نوع تروریسم دارند. بدون حضور رسانههای همسو، تروریسم یقهسفید نمیتواند به حیات خود ادامه دهد. روایتسازی و وارونهنمایی واقعیتها، بخشهای جداییناپذیر از این عملیات هستند.
از دید آسیبشناسی، خطر اصلی در این است که چنین عملیاتهایی به جنبشهای آزادیخواهانه نسبت داده شوند و با پروپاگاندا در جامعه خطای ادراکی ایجاد کنند. این الگو میتواند به یک رویه عادی در مناسبات بینالمللی تبدیل شود که در آن قدرت جایگزین قانون و روایت، حقیقت را تحریف کند.
در نهایت، تروریسم یقهسفید، نمایانگر یک پدیده سیاسی است که نیازمند شفافسازی رسانهای و آگاهیبخشی به افکار عمومی است. اگر ترور در بستر سیاست پذیرفته شود، امنیت هیچ کشوری در منطقه تضمین نخواهد شد.











