کوروش احمدی، دیپلمات پیشین، در مقالهای که در روزنامه شرق منتشر شده، به تحلیل چالشها و ملاحظات مربوط به مذاکرات ایران و آمریکا پرداخته است. او با اشاره به سوابق پیشین، به نقش مستقیم یا غیرمستقیم مذاکرات میان این دو کشور اشاره میکند و بیان میکند که در طول بیش از سه دهه، ایران در سال 1391 به مذاکره مستقیم با آمریکا در عمان درباره مسائل هستهای پرداخته که به امضای توافق هستهای برجام انجامید. سپس از توقف مذاکرات در دولت ترامپ سخن میگوید و اشاره میکند که در دولت بایدن، ایران به مذاکره غیرمستقیم تمایل نشان داد، هرچند این مذاکرات نتوانست به توافقات مورد انتظار منجر شود.
احمدی همچنین تأکید میکند که در عرف دیپلماتیک، مذاکره نکردن یا انجام مذاکره غیرمستقیم رایج نیست و کشورها به دلیل اهمیت مستقیم بودن گفتگوها، نمیتوانند از مواضع واقعی یکدیگر مطلع شوند. او به شخصیسازی سیاستهای ترامپ اشاره میکند و بیان میکند که در شرایط کنونی، مذاکرات غیرمستقیم فاقد محتوا و معناداری هستند.
او به مشکلات ناشی از تضعیف اهرمهای ایران در 9 ماه گذشته و اعتراضات اخیر اشاره میکند و بیان میدارد که اگر موضوع حق غنیسازی، به عنوان یک موضوع حیثیتی در مذاکرات مطرح شود، نتایج مثبتی حاصل نخواهد شد. احمدی به سخنان عراقچی نیز اشاره میکند که در هر دو مذاکرات تأکید شده است که از نظر ایران تعلیق غنیسازی ممکن نیست و بر این موضوع پای فشاری شده است. او خواستار توضیحات قانعکننده از سوی مقامات ایرانی درباره نیاز به غنیسازی در شرایط کنونی است، مخصوصاً با توجه به نگرانیهای موجود درباره عواقب احتمالی جنگ.**تحلیل محتوای مذاکرات ایران و چالشهای پیشرو**
در مباحثات جاری، طرفین باید به همه موضوعات با دقت توجه کنند و دلایل قویتری بر مواضع خود ارائه دهند. هرچند معمولاً در گفتوگوها خط قرمز وجود ندارد، اما در مراحل توافق، این خطها مشخص میشوند. طرفین قادر به تبادل نظر درباره مسایل مختلف هستند، اما باید در زمان توافق، مرزهای خود را مشخص کنند.
ایران میتواند نظرات طرف مقابل را درباره موضوعاتی مانند برنامه موشکی و سیاستهای منطقهای بشنود. با این حال، تهران باید بر حفظ موشکهای میانبرد و دوربرد که به عنوان عاملی بازدارنده در برابر همسایگان طماع به شمار میروند، اصرار ورزد. ترامپ نیز تاکنون در مورد برنامه موشکی و گروههای مقاومت، موضعگیری خاصی نداشته و به نظر نمیرسد که در این زمینهها حساسیت زیادی نشان دهد.
مسئله اصلی، تنها احتمال وقوع جنگ و آسیب به زیرساختهای حیاتی نیست. بلکه چالشهای بزرگتری نیز وجود دارد. این که آیا ایران میتواند در شرایط استمرار و تشدید تحریمها، با بحرانهای عظیم و کاهش سرمایه اجتماعی، به راه خود ادامه دهد، پرسش مهمی است. همچنین، تردیدهای اخیر روسیه و چین درباره حمایت از مواضع تهران نیز بر این وضعیت افزوده است. ادامه این وضعیت تا چه زمانی ممکن خواهد بود و با چه پیامدهایی همراه خواهد بود، نیازمند بررسی جدی است.











