به گزارش خبردونی، «عباس آخوندی» استاد دانشگاه تهران و وزیر راه و شهرسازی در دولتهای یازدهم و دوازدهم، در گفتگویی با ایرنا به بررسی وضعیت امنیت و اقتصاد در جهان پرداخته است.
**اهم نکات وی به شرح زیر است:**
آخوندی با اشاره به ابعاد جدید امنیت در سطح جهانی، تصریح کرد که امنیت باید بهعنوان یک زنجیره ارزش نگریسته شود. وی توضیح داد که این زنجیره از حلقهها و گرههای متعدد تشکیل شده و اگر هر یک از این بخشها آسیب ببیند، عملکرد کلی زنجیره مختل میشود. به گفته او، تمامی کشورها از موقعیت خلیج فارس بهرهمند میشوند و این امر شامل مواد اولیه، انرژی و بازار مصرف نیز میشود.
وی ادامه داد که در ایران، بسیاری تصور میکنند امنیت تنها یک موضوع نظامی است و دیپلماسی را بدون هدف مشخص میبینند. آخوندی این تصور را نادرست خواند و گفت: “کشورهای منطقه بهطور چشمگیری در تامین انرژی چین سهیم هستند و تجارت آنها با چین به 300 میلیارد دلار در سال میرسد.”
آخوندی با انتقاد از تصویر ذهنی رایج درباره روابط کشورهای منطقه و آمریکا، اظهار کرد که کشورهای منطقه بههیچ وجه فقط نوکران آمریکا نیستند و این برداشت، فهم اشتباهی از واقعیت است. وی ادامه داد که امارات متحده عربی به عنوان یک نمونه، توانسته است روابط قوی با چین برقرار کند.
وزیر سابق راه و شهرسازی در ادامه به این نکته اشاره کرد که قدرت امروز فقط در قدرت نظامی نیست، بلکه به نقش هر کشور در زنجیره ارزش جهانی بستگی دارد. او تاکید کرد که امنیت نمیتواند تنها از منظر نظامی دیده شود و باید از ابعاد اقتصادی تحلیل گردد.
آخوندی تاکید کرد که در دنیای کنونی، تامین امنیت بهصورت فردی امکانپذیر نیست و کشورها باید با یکدیگر همکاری کنند تا بتوانند امنیت خود را تضمین کنند. او بر این باور است که هیچ کشوری نمیتواند ادعا کند که از اثرات جهانی بیتأثیر است و باید به دلایل مشترک برای مذاکره و همکاری توجه کرد.**زندگی در دژ و چالشهای روابط بینالملل**
تصور زندگی در دژ، به معنای انزوا و جدایی از جهان است و این تصویر به قلعه حسن صباح در الموت مربوط میشود. اما در شرایط کنونی، باید به این نکته توجه کرد که اگر حسن صباح توانسته است در آن زمان زنده بماند، ما نیز میتوانیم به زندگی خود ادامه دهیم. زندگی در دنیای امروز نیازمند ارتباط و تعامل با دیگران است.
ایران هنوز پروندههای باز متعددی دارد. بهعنوان مثال، ما هشت سال با عراق جنگیدهایم، اما هنوز پیمان صلحی با این کشور امضا نکردهایم. همچنین ارتباطات سیاسی ما با کشورهای سوریه، مصر، یمن و آمریکا همواره معلق است و این موضوع نیازمند توجه ویژهای است.
در روزهای آینده، ایران به همراه چین و روسیه در خلیج فارس مانور نظامی برگزار خواهد کرد. در حالی که ادعای ایجاد روابط خوب با همسایگان داریم، absent بودن کشورهایی مانند عربستان و عمان در این مانور سوالات زیادی را برمیانگیزد. اگر ایران به دنبال رویکردی امنیتی و همکارانه بود، انتظار میرفت که این کشورها نیز در این فعالیتها حضور داشته باشند.
برخی معتقدند که مذاکرات کنونی تنها برای به تأخیر انداختن مسائل است و هدف واقعی برطرف کردن آنها نیست. ما باید بهجای تمرکز بر سیادت، بر همکاریها تأکید کنیم.
حضور چین در این مانور به رغم هزینههای بالای نظامی آمریکا در منطقه نشان میدهد که چین از منافع امنیتی در این حوزه آگاه است. این موضوع نشاندهنده اهمیت همکاریها و زنجیرهای از منافع مشترک است.
اگر هر کشور بخواهد بهطور انفرادی با آمریکا مذاکره کند، موفق نخواهد شد. بنابراین، کشورها باید بهطور دستهجمعی و با یکدیگر پیشنهادهای خود را ارائه دهند. تهدید ایران باید بهعنوان تهدیدی برای زنجیرههای جهانی مطرح شود.
آمریکا معتقد است که منافعش توسط ایران تهدید میشود و به همین دلیل ناوهایش را به خلیج فارس میفرستد. در چنین شرایطی، مذاکره با آمریکا باید بهعنوان مذاکرات قدرتهای جمعی مطرح شود.
در نهایت، باید به یاد داشته باشیم که ۷۰ درصد تولید ناخالص جهان مربوط به سه قطب اصلی، یعنی آمریکا، چین و اتحادیه اروپا است و بنابراین، حل مسایل کشور با این کشورها امری ضروری است.











