تماس با ما

چه اقداماتی باید انجام داد؟ تمرکز بر اصلاحات سیاسی یا اقتصادی؟ ایستادگی در برابر شرایط یا دستیابی به توافق کلی؟

چه اقداماتی باید انجام داد؟ تمرکز بر اصلاحات سیاسی یا اقتصادی؟ ایستادگی در برابر شرایط یا دستیابی به توافق کلی؟

### وضعیت کنونی اندیشه سیاسی ایرانیان و چالش‌های پیش روی کشور

تحلیل‌های اخیر نشان‌دهنده این است که هر فرد ایرانی هم‌اکنون دیدگاه سیاسی خاص خود را دارد و راهکارهای متفاوتی برای حل مسائل ایران پیشنهاد می‌کند. تفاهم و همفکری در این میان به شدت کاهش یافته و این مساله به وضوح در میان نخبگان نیز مشاهده می‌شود. به عنوان نمونه، برخی نخبگان به دلیل نگرانی از حملات احتمالی، از ابراز نظرات خود در برابر حامیان مداخله نظامی پرهیز می‌کنند.

در شرایطی که امکان تفاهم از میان رفته باشد، افراط‌گرایی در جامعه به راحتی بروز پیدا می‌کند و طبقه متوسط که به تجارب ناگوار دچار شده ، از بیان ایده‌های خود ناامید و مایوس شده‌است. کارل یاسپرس، فیلسوف سیاسی آلمانی، در اثر خود «مسئله تقصیر» بر این نکته تأکید دارد که در شرایط فقدان تفاهم، تنها راه‌حل همان ایجاد تفاهم است. اگرچه این ایده به نظر غیرعملی می‌رسد، اما با تحولات پیچیده‌ ایران همخوانی دارد و لذا سوال «چه باید کرد؟» به یکی از چالش‌های اساسی تبدیل شده‌است.

این سوال نه‌ تنها به مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی اشاره دارد، بلکه باید به تمام جوانب از جمله نقش حکومت، مردم و همچنین نفوذ خارجی‌ها پرداخته شود. پی بردن به پاسخ «چه باید کرد؟» مرز نازکی است که بقای ایران را با کمترین هزینه تضمین می‌کند.

سنجش سناریوهای مختلف برای دستیابی به این پاسخ در دستور کار قرار دارد، از جمله:
1. مرور بر وقایع اخیر تاریخی
2. تحلیل لزوم اصلاحات سیاسی یا اقتصادی
3. بررسی رویکردهای مختلف در سیاست بین‌الملل
4. ارزیابی وضعیت اقتصاد در زمان بحران‌ها
5. تحلیل جبر تاریخی و فقدان فلسفی

### تحلیل مسائل اخیر و سیاست‌های دولت

برای درک بهتر حال و هوای کشور، پیرامون تحولات اخیر اقتصادی و تأثیرات آن بر زندگی مردم باید بررسی‌هایی صورت گیرد. به عنوان مثال، اصلاحات یارانه‌ای دولت که در آبان‌ماه ۱۴۰۴ به تصویب رسید، از اهمیت بالایی برخوردار است. نظرات مختلفی بلافاصله پس از این تغییرات مطرح شد: برخی معتقد بودند که افزایش قیمت ناچیز خواهد بود و تاثیری بر مصرف نخواهد داشت، در حالی که دیگران به آن به چشم ایجاد آشوب نگریستند.

نتایج این سیاست در روزهای اجرایی آن در آذرماه ۱۴۰۴، نشان از ضریب رضایت نسبی مردم داشت، چراکه بسیاری متوجه شدند پس از سال‌ها ثبات، این تغییر اقتصادی فقط نوسان جزئی در معیشت آنان ایجاد کرده‌است. در عین حال، نکات مثبت در اصلاحات، از جمله حذف برخی یارانه‌ها و تغییرات فصلی قیمت، قابلیت تقدیر دارد.

حواشی بودجه نیز به طور جدی در نطق‌های سیاسی مطرح شد. صحبت از «بودجه انقباضی» با رشد ۵ درصدی و کسری نزدیک به صفر همزمان شد. اما تأمین منابع در این بودجه به مالیات و بازار بدهی وابسته بود. همچنین بحث درباره افزایش حقوق و دستمزدها و عدم همخوانی آن با تورم انتقادات زیادی را به همراه داشت.

این موضوعات همچنان در کانون توجهات قرار دارد و انتظار می‌رود مجلس و دولت بتوانند با تعامل بیشتری به رفع چالش‌ها بپردازند.**تصویب بودجه با اصلاحات کلیدی، حذف ارز ترجیحی و نوسانات ارزی**

بودجه کشور به‌دنبال اصلاحات پنج‌گانه مهم، با همکاری دولت و مجلس به تصویب رسید. یکی از تغییرات اصلی این بودجه، لغو افزایش ۲ درصدی مالیات ارزش افزوده بود. به‌جای آن، افزایش پلکانی حقوق به‌صورت معکوس از ۲۰ درصد به ۴۳ درصد تعیین شد. همچنین، اختصاص ارز ترجیحی به انتهای زنجیره تامین یعنی به مصرف‌کنندگان، تایید و تصویب شد. بنا بر این تصمیم، ۸.۸ میلیارد دلار از ارز ترجیحی تنها به واردات گندم و دارو تخصیص یافت و مابقی در قالب کالابرگ به ۸۰ میلیون نفر پرداخت خواهد شد. این اقدامات نشان از توجه دولت به گروه‌های مختلف جامعه در شرایط مالی دشوار و گرفتاری‌های اقتصادی دارد.

دولت در حال حاضر ارز ترجیحی را به ابتدای زنجیره تأمین کالاهای اساسی اختصاص داده بود، در حالی که منابع تأمین با چالش‌های جدی مواجه شده و رانت و فساد نیز افزایش یافته بود. در اواخر آذر و اوایل دی‌ماه، نوسانات شدید قیمت دلار بازار را تحت تأثیر قرار داد و بلاتکلیفی تجار و کاسبان را به همراه داشت. شایعات مربوط به وظایف بانک مرکزی و مسائل ارزی، به التهابات بازار دامن می‌زد. در نهایت، دولت با وجود فشارها، تصمیم به حذف ارز ترجیحی گرفت و رئیس بانک مرکزی نیز برکنار شد.

در این میان، اعتراضات مسالمت‌آمیز بازاریان در تهران به دنبال نوسانات قیمت دلار آغاز شد، که به تدریج گسترش یافت. دولت با مشاهده این اعتراضات، تصمیم به انجام اصلاحات ضروری گرفت. به نظر می‌رسید که بحران واقعی در منابع ارزی، دولت را به سمت اتخاذ تصمیمات ناگزیر سوق داده است. در این شرایط، نواقصی در فرآیند حذف تدریجی نرخ ارز ترجیحی و عدم ارتباط مطلوب با مردم نمایان شد.

دولت پزشکیان در مواجهه با بحران‌های امنیتی و اقتصادی، سعی در حفظ ثبات سیاسی داشت و با حفظ بسیاری از مدیران دولت قبلی، در جهت همگرایی پیش رفت. او هرچند با انتقادات مواجه شد، اما تلاش‌هایش در جهت اصلاحات اقتصادی شجاعانه بود. سوالی که باقی می‌ماند این است که آیا زمان انجام این اصلاحات مناسب بود؟ آیا به اصلاحات بیشتری نیاز بود؟

در نهایت، براساس ارزیابی ریسک، اصلاحات سیاسی پرهزینه و با عدم‌قطعیت‌های بالایی همراه هستند. لذا در شرایط حاضر، تمرکز بر اصلاحات اقتصادی به‌عنوان اولویت بیشتر به چشم می‌خورد. دولت پزشکیان نیز به درستی به این نکته توجه کرده است و در تلاش است تا اقدامات لازم را برای بهبود وضعیت اقتصادی انجام دهد.**تحلیل اصلاحات اقتصادی و روابط بین‌الملل ایران**

دولت ایران به‌دنبال شناسایی و اصلاح هسته‌های اصلی قدرت، عزم خود را برای اصلاحات اقتصادی اعلام کرده است. در حالی که برخی پژوهشگران تاریخ بر این باورند که ایران در طول تاریخ خود همواره در وضعیتی بحرانی به سر می‌برد، اخیراً تهدیدهای خارجی امنیت ملی این کشور را به شدت تضعیف کرده است.

موضوع محوری که اکنون مطرح می‌شود، نیاز به اصلاحات در روابط بین‌الملل و بهبود شرایط اقتصادی کشور است. در این زمینه، اصلاح روابط بین‌الملل به معنای ایجاد ثبات و جلوگیری از جنگ، و اصلاح اقتصادی به معنای بهینه‌سازی سازوکارهای اقتصادی برای حل مشکلات مختلف است. بسیاری بر این باورند که اصلاح روابط بین‌الملل بدون اصلاحات اقتصادی می‌تواند به پدیده‌ای که به “بیماری هلندی” معروف است، منجر شود. در این شرایط، به رغم درآمدهای نفتی بالا، دولت مجبور به انجام هزینه‌های انبساطی خواهد شد که می‌تواند باعث کاهش رقابت‌پذیری و بروز مشکلات اقتصادی شود.

از سوی دیگر، اگر اصلاح اقتصادی بدون توجه به روابط بین‌الملل انجام شود، به دلیل تأثیر متقابل این دو حوزه، شوک‌های خارج از کنترل بر اقتصاد داخلی تأثیر خواهد گذاشت. ارتباط بین نرخ ارز و تحولات بین‌المللی این واقعیت را به وضوح نشان می‌دهد؛ به‌طوری‌که حتی اخباری از سمت دولتمردان آمریکایی می‌تواند روند بازار ارز ایران را تحت‌الشعاع قرار دهد.

در نهایت، این دو بعد اصلاحات باید به‌صورت همزمان پیش بروند و اولویت اصلی بازسازی امنیت ملی ایران باشد. برای تحقق این امر، نیاز است تا راهکارهایی برای تعامل با جامعه بین‌الملل اتخاذ شود. به‌وضوح، فضای غالب بر روابط بین‌الملل ایران منفی است و تلاش برای تغییر این شرایط باید در کانون توجه قرار گیرد.

تجربه‌های پی‌درپی نشان داده‌اند که بدون یک توافق جامع با غرب، به ویژه ایالات متحده، امکان کاهش پایدار تحریم‌ها کم خواهد بود. بنابراین، تلاش‌های مداوم برای بهبود روابط بین‌المللی ایران از اهمیت بالایی برخوردار است.### منافع پیچیده مذاکرات هسته‌ای ایران و پیامدهای آن

مذاکرات هسته‌ای ایران به دلایل مختلفی با منافع پیچیده‌ای درهم تنیده شده که بازیگران آن نمی‌توانند به سادگی از آن چشم‌پوشی کنند. حسین موسویان، مذاکره‌کننده سابق هسته‌ای ایران، در آثار خود به این نکته اشاره کرده که در مراحل اولیه این مذاکرات، ایران خواستار گنجاندن برخی مسائل منطقه‌ای در مذاکرات با آمریکا بود. اما طرف آمریکایی ترجیح داد که مذاکرات محدود به موضوع هسته‌ای باقی بماند و بدین ترتیب، توافقاتی فراتر از موضوعات هسته‌ای هرگز به‌طور جدی بررسی نشد.

با این شرایط، سؤال مهمی مطرح می‌شود: چگونه می‌توان از تحریم‌های شدید علیه ایران و بن‌بست‌های ناشی از آن رهایی یافت؟ به‌نظر می‌رسد که توافق محدود به مسئله هسته‌ای به تدریج از گزینه‌های پیش روی غرب نسبت به ایران خارج می‌شود. حتی اگر ایالات متحده به برجام بازگردد و تحریم‌ها را رفع کند، این ملاحظات در مذاکرات دیگر بر سر مسائل مختلف ممکن است به مانعی تبدیل شود. مخالفان برجام که نفوذ زیادی در دولت آمریکا و کشورهای هم‌پیمان دارند، احتمالاً مانع از پایدار ماندن هر گونه توافقی خواهند شد.

به‌طور کلی، غرب به نظر نمی‌رسد که تمایل داشته باشد بدون محدود کردن فعالیت‌های توسعه‌ای و دفاعی ایران، این کشور را به‌صورت پایدار از زنجیره تحریم آزاد کند. از سوی دیگر، دست زدن به توافقی جدید یا تسلیم شدن در برابر زیاده‌خواهی‌های آمریکا برای ایران بسیار دشوار است، به ویژه با توجه به عدم تعهد طرف مقابل در توافقات گذشته.

در شرایط کنونی، به‌نظر می‌رسد که گزینه‌های موجود برای ایران به دو دسته محدود می‌شود: **اول، سیاست مقاومت و عدم مذاکره**، و **دوم، مذاکره برای دستیابی به توافقی جامع**.

در خصوص گزینه اول، با لحاظ کردن شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور و واقعیت جهانی متصل، به نظر می‌رسد که مقاومت در برابر فشارها حتی اگر موقتی مؤثر باشد، در بلندمدت نمی‌تواند پایدار باقی بماند. این سیاست در کوتاه‌مدت قابلیت اجرا دارد، اما عدم قطعیت‌ها و چالش‌های جدی در پی خواهد داشت. فراز و نشیب‌های سیاسی به‌ویژه پس از دولت ترامپ، می‌تواند اوضاع را پیچیده‌تر از هر زمان دیگری کند.

فرض کنیم که ایران بتواند به‌طور موفقیت‌آمیز به سیاست مقاومت ادامه دهد و مشکلات اقتصادی خود را حل کند. در این صورت به‌نظر نمی‌رسد که غرب به سادگی بگذارد تا ایران به یک قدرت اقتصادی تبدیل شود و در عین حال برنامه هسته‌ای خود را نیز بدون محدودیت ادامه دهد. به احتمال زیاد، غرب در این سناریو راهکارهای متعددی برای تضعیف زیرساخت‌های اقتصادی ایران به کار خواهد بست.

دولت بایدن، به عنوان یک دولت مقبول در سطح بین‌المللی، می‌تواند تلاش کند تا ایران را تحت فشار بیشتری قرار دهد و از هرگونه تهدید نظامی نیز غافل نخواهد شد. در این میان، بی‌تردید گروه‌های مختلف و معارضین در صحنه بین‌الملل تمامی تلاش خود را برای از بین بردن هرگونه ثبات اقتصادی و سیاسی در ایران به‌کار خواهند گرفت.احتمال تشکیل اجماع جهانی علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل، به ویژه اگر مذاکرات هسته‌ای این کشور به نتیجه نرسد، وجود دارد. در چنین شرایطی، ایران ممکن است با استفاده از بهانه‌های اعلام شده، همانند سناریوی حمله به عراق در سال 2003، تحت فشار قرار گیرد. بنابراین، سیاست‌گذاری در زمینه هسته‌ای باید به گونه‌ای باشد که به عنوان ابزار قدرت در مذاکرات مورد استفاده قرار گیرد. در غیر این صورت، این سیاست می‌تواند به ضد خود تبدیل شود و وجهه ایران در جامعه جهانی آسیب بزند.

گزینه دیگر که به نظر می‌رسد عملی‌تر باشد، مذاکره برای دستیابی به توافق جامع است. این سبک گفتگو بر این اصل استوار است که در شرایط کنونی و با توجه به واقعیت‌های موجود، مذاکره نه‌تنها ممکن بلکه ضروری به نظر می‌رسد. این مسیر می‌تواند به عنوان یک راهکار خروج از بن‌بست عمل کند و به تقویت قدرت ایران در بلندمدت منجر شود.

با این حال، پذیرش این تغییر سیاست ممکن است برای مسئولان دشوار باشد و ممکن است انتقادات و نگرانی‌هایی را از سوی وفاداران نظام به همراه داشته باشد. ولی اگر با مدیریتی هوشمندانه و گفتگو با مردم این تغییر را مدیریت کنند، می‌توانند از ابعاد مثبت آن بهره‌برداری کنند.

اگر توافقی جامع و عادلانه با غرب حاصل شود، به طبع آن اثرات مثبت بسیاری برای ایران به همراه خواهد داشت:

– لغو تحریم‌ها می‌تواند منجر به رشد سریع اقتصادی ایران شود.
– باز شدن بازارهای جهانی به روی کشور، می‌تواند اقتصاد ایران را با دیگر اقتصادها گره زده و به نوعی آن را در برابر تحریم‌ها مقاوم‌تر کند.
– با کاهش تهدیدات از جانب ایران، کشورهای عربی ممکن است به توافقات صلح‌آمیزتری با یکدیگر دست یابند و از روابط با اسرائیل به راحتی دفاع کنند.
– با جلب نظر کشورهای همسایه و کاهش زمینه‌های ایجاد اجماع علیه ایران، تهدیداتی نظیر آنچه در جمهوری آذربایجان و کشورهای خلیج فارس در حال وقوع است، کاهش می‌یابد.
– با توجه به موقعیت ژئوپلیتیک و فرهنگی ایران، می‌توان امیدوار بود که کشور با سیاست‌های مناسب به قطب فرهنگی در منطقه تبدیل شود.

در مجموع، مذاکره به عنوان مسیر اصلی خروج از وضعیت کنونی و تقویت قدرت ایران در عرصه بین‌الملل ضروری به نظر می‌رسد.**گسترش فضای فرهنگی و اقتصادی از طریق صلح در منطقه**

تحلیلگران بر این باورند که صلح می‌تواند به توسعه تبادل فرهنگی میان ایران و کشورهای همسایه کمک شایانی کند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که جوانان ایرانی با چالش‌هایی نظیر بیکاری، هزینه‌های بالا، مشکلات ازدواج و مسکن دست و پنجه نرم می‌کنند و این مسائل آن‌ها را به موجی از ناامیدی سوق داده است. به نظر می‌رسد که برطرف کردن مشکلات اقتصادی می‌تواند به افزایش امید در میان نسل جوان کمک کند و از شدت مهاجرت‌های غیرضروری بکاهد.

در حال حاضر، کشور با مشکلات ساختاری در زمینه‌های زیرساختی، آب، انرژی و محیط‌زیست مواجه است. حل این معضلات نیازمند تمرکز و برنامه‌ریزی در سطح کلان به همراه سرمایه‌گذاری است. در غیر این صورت، آینده کشور می‌تواند با ابهامات و چالش‌های اجتماعی جدی همراه باشد. آرامش و سیاست‌های مدبرانه به همراه تأمین بودجه لازم از اولویت‌های امروز ایران به شمار می‌آید.

توافقات سیاسی و اقتصادی پایدار با غرب، در صورت موفقیت، می‌تواند به عنوان سرمایه‌ای اجتماعی برای ایران محسوب شود. دست‌یابی به توافق‌ها بر پایه مصلحت‌داری می‌تواند به اعتماد مردم به کارآمدی نظام کمک کند و به تثبیت نگرش‌های مثبت در میان مردم بینجامد.

در این راستا، سوالی مطرح می‌شود که آیا زمان مناسبی برای آغاز مذاکرات جامع با غرب فرا رسیده است؟ بررسی‌ها نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی تمایل دارد در صورتی که امکان دستیابی به توافقی عادلانه وجود داشته باشد، این تفاهم هر چه سریعتر به ثمر برسد. دلایل متعددی نشان می‌دهد که طرف غربی نیز به این توافق اهمیت می‌دهد، چرا که راهکارهای اعمال فشار به ایران تاکنون نتوانسته به نتیجه مطلوبی دست یابد. ایران از طریق پیشرفت‌های نظامی و استراتژیک خود، توانسته مانع از تسلیم شدن در برابر فشارها شود.

علاوه بر این، موقعیت ایران به گونه‌ای است که هرگونه اقدام نظامی علیه آن به هزینه‌های سنگینی برای غرب منجر خواهد شد. با توجه به تحولات جهانی و ظهور چین به عنوان یک قدرت بزرگ، آمریکا نیز تمایل دارد به سمت شرق آسیا تمرکز بیشتری داشته باشد.

بنابراین، توافقی که به کاهش تنش‌ها در خاورمیانه و اطمینان میان کشورها کمک کند، می‌تواند به نفع همه طرف‌ها باشد. کشورهای عربی هم ترجیح می‌دهند با دستیابی به توافقی، از تنش‌های دائمی در منطقه فاصله بگیرند. در نهایت، با توجه به موقعیت فعلی ایران، ممکن است زمان برای رسیدن به یک توافق مناسب محدود باشد. سوال این است که ایران چه امتیازاتی باید برای دستیابی به توافق فراهم کند؟ مسائل کلیدی که از نظر غرب در خصوص ایران مطرح است، به قوت خود باقی است.مسائل مرتبط با برنامه هسته‌ای، توان موشکی، فعالیت‌های منطقه‌ای و وضعیت حقوق بشر ایران، چهار موضوع کلیدی در مذاکرات این کشور با غرب به شمار می‌آیند. به رغم اهمیت موضوع حقوق بشر، به آن پرداخته نخواهد شد و تمرکز بر سه مسأله دیگر خواهد بود. طبق تحلیل‌های موجود، به نظر می‌رسد که امتیازاتی که ایران برای رسیدن به توافق باید ارائه دهد، عمدتاً شامل مواردی است که یا قبلاً به توافق رسیده‌اند یا در صورت از دست دادن آن‌ها، آسیب جدی به منافع ایران وارد نخواهد شد.

در حوزه هسته‌ای، توافق برجام قبلاً برقرار شده، اما کشورهای غربی ابراز نگرانی کرده‌اند که محدودیت‌های موجود در این توافق، به طور طبیعی تمدید شود. ایران می‌تواند در ازای پذیرش تمدید برخی محدودیت‌ها و کاهش موقت غنی‌سازی، امتیازات اقتصادی و امنیتی قابل توجهی دریافت کند. هر ایرانی بر حق غنی‌سازی برای اهداف صلح‌آمیز واقف است و این موضوع هنوز این امکان را ایجاد می‌کند که برای منافع بلندمدت، برخی حقوق را به موقت واگذار کند.

در مورد توان موشکی، انتظار نمی‌رود که ایران از این قابلیت به طور کامل صرف‌نظر کند، اما احتمالاً غرب بر محدودیت برد موشک‌های ایران تأکید خواهد داشت. در گذشته، رهبر ایران محدودیت برد موشک‌ها را ۲۵۰۰ کیلومتر عنوان کرده بودند. اما به‌نظر می‌رسد که حداکثر محدودیت‌هایی که آمریکا اعلام کرده، بردی معادل ۵۰۰ کیلومتر است که به نوعی خلع سلاح ایران محسوب می‌شود. با این حال، ایران می‌تواند طرح‌هایی ارائه دهد که ضمن تأمین امنیت ملی، برخی از محدودیت‌ها را بپذیرد. همچنین، ایران می‌تواند از طریق گفت‌وگوهای دیپلماتیک، امتیازاتی از آمریکا در خصوص اسرائیل مطالبه کند.

در خصوص فعالیت‌های منطقه‌ای، به نظر می‌رسد که دلایل توجیه‌گر حضور نظامی ایران در کشورهای همسایه در حال کاهش است و این کشور باید به تدریج جنبه نظامی فعالیت‌های خود را کم کرده و به نفوذ سیاسی بیشتر توجه کند. این استراتژی ممکن است به ایران اجازه دهد که در ازای کاهش حضور نظامی، قوانین و سیاست‌های حمایتی برای نفوذ سیاسی‌اش را از طرف‌های مقابل دریافت کند. نمونه‌ای موفق در این زمینه، نقش حزب‌الله در سیاست لبنان است که بیشتر از موفقیت‌های نظامی، از تأسیس نفوذ سیاسی بهره‌مند شده است.

از سوی دیگر، ممکن است برخی بگویند رسیدن به توافق جامع با غرب، بدون تعدیل مواضع ایران در زمینه اسرائیل غیرممکن است. این در حالی است که به نظر می‌رسد غرب نیز آگاه است که موضوع اسرائیل یکی از خطوط قرمز نظام جمهوری اسلامی است و هیچ توافقی بدون پذیرش این موضوع محقق نخواهد شد. در نهایت، ایران می‌تواند بر مبارزه سیاسی تمرکز کند و بدون دست کشیدن از اصول اصلی خود در مذاکرات با غرب، به توافقی دست یابد.### تحولات جدید در سیاست ایران: ضرورت مذاکره با غرب

در پی تحولات اخیر در خاورمیانه و بهبود روابط بخشی از کشورهای عربی با اسرائیل، به نظر می‌رسد که نظام جمهوری اسلامی باید ارزیابی دقیقی از سیاست‌های خود در موضوع فلسطین انجام دهد. این ارزیابی می‌تواند فرصتی برای اتخاذ راهکارهای مؤثرتر فراهم آورد.

با وجود آنکه برخی فرصت‌ها در گذشته از دست رفته‌ است، نباید قدرت ایران در مذاکره و دریافت امتیاز از غرب را نادیده گرفت. با توجه به تجربه برجام، ایران می‌تواند در مذاکرات جدید با غرب، امتیازات ارزشمندی به‌دست آورد. این دیدگاه که جمهوری اسلامی باید از آرمان‌های خود دست بکشد تا توافقی حاصل کند، ناشی از عدم شناخت کامل از توانمندی‌های این کشور در چانه‌زنی است. به یقین، غرب نیز برای دستیابی به توافقی جامع که نگرانی‌هایش را برطرف کند، به ارائه امتیازات به ایران متعهد خواهد بود.

به نظر می‌رسد که مذاکره جامع با غرب برای خروج از تحریم‌های گسترده و نجات اقتصاد کشور ضروری باشد. این تنها راه مؤثر برای عبور از وضعیت فعلی به‌شمار می‌رود. اگر ایران بتواند به‌زودی به‌دنبال یافتن برگ‌های جدید برای بازی باشد، این اقدام مثبت خواهد بود. هم‌چنین لازم است موانع روانی در داخل کشور از میان برداشته شوند. تجربه قبلی ورود به قطع‌نامه 598 می‌تواند الگوئی برای تغییر سیاست در مواجهه با چالش‌های کنونی باشد.

مذاکره هوشمندانه با حریفان در زمان مناسب، می‌تواند فرصت‌هایی برای رشد و توسعه اجتماعی و اقتصادی ایجاد کند. اگر چه دستیابی به توافق جامع با غرب دشوار خواهد بود، اما ایران از زیرساخت‌ها و منابع انسانی قوی برخوردار است که به تسهیل این مسئله کمک می‌کند. رابطه با غرب، حتی پس از توافق‌ها، همچنان تحت فشار و چالش‌های خاصی باقی خواهد ماند.

اگر جمهوری اسلامی به دنبال توافقات بلندمدت با غرب باشد، باید به سمت توافقات مشابه با شرق نیز گرایش یابد. این روابط متوازن به ایران این امکان را می‌دهد تا از رقابت قدرت‌ها بهره‌برداری کند و در عین حال، از استقلال خود دفاع نماید.

توافقات بین‌المللی لازم است تا بتواند در تقویت نفوذ ایران در صحنه جهانی و منطقه‌ای مؤثر باشد. ایران می‌تواند با نمایش یک الگوی حکمرانی مؤثر و نشان دادن موفقیت‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به توانمندی‌های خود بیشتر توجه کند.

نظر به موقعیت کنونی، اعمال سیاست‌های تغییر و مشارکت در مذاکرات جامع با غرب، به ایران این فرصت را می‌دهد تا از فضای تحریم عبور کند و آینده‌ای روشن را برای خود ترسیم کند. در نهایت، آیا تمامی این تلاش‌ها به‌نوعی برای مردم ایران نمی‌باشد؟ موضوع تعامل با جامعه نیز باید در این روند مدنظر قرار گیرد.در تازه‌ترین تحلیل‌ها، وضعیت روانی جامعه به‌ویژه جوانان کشور مورد توجه قرار گرفته است. براساس این بررسی‌ها، مردم احساس می‌کنند سرمایه‌های روانی آن‌ها صرف شده و در مواجهه با ناامیدی‌ها و بحران‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی قرار دارند. به‌ویژه جوانان که با چالش‌هایی نظیر اعتراضات اجتماعی و بحران‌های بهداشتی روبه‌رو بوده‌اند، این حس عمیق را تجربه می‌کنند.

دو نوع بحران در این عرصه شناسایی شده است: بحران‌های کلاسیک که گذشته و آینده روشنی دارند و بحران‌های مزمن که همواره با زمان همراه هستند. جوانانی که از سال‌های گذشته، نظیر رویدادهای سال 88 و تحولات اخیر آگاهند، در حال حاضر به دنبال یافتن پاسخ‌های موثر به مشکلات خود هستند.

در این اوضاع، امید به آینده و تشکیل خانواده نیز به دغدغه‌های آن‌ها اضافه شده و در عین حال آن‌ها احساس می‌کنند دیدگاه‌های خود را در برابر حکومت نادیده گرفته شده‌اند. به گفته تحلیلگران، این وضعیت ممکن است منجر به یک بحران عمیق‌تری در روابط میان مردم و حکومت شود.

روابط فعلی بین حکومت و مردم در حالتی بحرانی قرار گرفته و اگر این روند ادامه یابد، ایران با عواقب جبران‌ناپذیری مواجه خواهد شد. در این میان، بخشی از نخبگان سیاسی کشور نیز به جای توجه به مشکلات جدی کشور، منافع کوتاه‌مدت را اولویت قرار داده‌اند.

در عین حال، ادارات دولتی همچنان به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهند و این موضوع نشان‌دهنده این است که اگرچه چالش‌ها و بحران‌ها موجود هستند، اما ساختارهای مدیریتی هنوز به فعالیت خود ادامه می‌دهند. این وضعیت بر لزوم کارآمدی و توجه به روابط میان حکومت و مردم تأکید دارد.در حالی که برخی از افراد به مطالبه بازپرداخت قرض‌های خود پرداخته‌اند، مساله اصلی نیازهای اساسی مردم ایران در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی، امنیتی و بین‌المللی نیز مطرح می‌شود. وقتی از مردم سخن می‌گوییم، اشاره ما به همه اقشار جامعه است. ده‌ها مساله باقی مانده که می‌تواند به بهبود شرایط زندگی آنها کمک کند. نمی‌توان انتظار داشت که مردم همواره بار حقوقی سنگینی را بر دوش بکشند، در حالی که حقوق اولیه‌شان نادیده گرفته شده باشد. این وضعیت نیز بر اضطراب‌های روانی عمومی می‌افزاید.

مساله حقوق بشر و تاثیر آن بر جامعه ایران، یکی از اهداف احتمالی توافق جامع با غرب به شمار می‌آید. چرا باید در مواقعی به دادن امتیاز به خارج پرداخته شود، در حالی که اولویت داریاه به مردم به وضوح نادیده گرفته می‌شود؟ آیا ما در یک چرخه معیوب گرفتار شده‌ایم یا این که مایل نیستیم که به نیازها و آرمان‌های مردم فکر کنیم؟

**چالش‌های تاریخی یا فقدان تفکر عمیق؟**

در ایران، وضعیت به گونه‌ایست که به نظر می‌رسد هر روز یادآور وجهه تلخ تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است. در ۱۵۰ سال گذشته، مردم ایران بارها تلاش کرده‌اند تا صدای خود را به گوش مسئولان برسانند. اما در مواقعی مثل درخواست برای رفع فیلترینگ، حتی مجوز برگزاری تجمعات ساده نیز به سختی فراهم می‌شود. به مردم گفته می‌شود که باید مرز خود را با اغتشاش‌گران تفکیک کنند، در حالی که این مسئولیت به عهده حکومت است که فضایی امن برای اعتراضات فراهم آورد.

این تنگناها در حالی ایجاد می‌شود که برخی از گروه‌ها خود را از دیگران بالاتر می‌بینند و این امر بر حق اعتراض تاثیر منفی می‌گذارد. اعتراضات می‌توانند به سه دسته تقسیم شوند: نافرمانی مدنی، اعتراض غیرخشونت‌آمیز و اعتراض‌های خشونت‌آمیز. بحث درباره چگونگی برخورد با این شیوه‌های اعتراضی بر عهده پژوهشگران و نخبگان است که باید به بحث‌های عمومی و ارائه راهکارها بپردازند.

به نظر می‌رسد نخبگان جامعه هنوز به درک دقیقی از تمایزات بین قانون، حقوق، حُکم و فقه نرسیده‌اند. این سردرگمی به کل جامعه انتقال می‌یابد. ایران باید به یک بازاندیشی عمیق دست بزند تا بتواند به سمت عقلانیت حرکت کند. تفکر شهودی واقعاً جایگاه ویژه‌ای دارد، اما برای حل مسائل عمیق اجتماعی و اقتصادی باید از آن فاصله گرفت و به استدلال و منطق اعتماد کرد.

عدم تعادل در روش‌های تفکر در ایران امروز، مشابه دیروز است. لازم است بین تفکر شهودی و استدلال منطقی توازنی ایجاد کرد. پذیرفتن قانون از سوی مردم ایران به معنی پذیرفتن قوانینی است که توسط خود آنها وضع شده است. اخلاق و رفتار انسان‌ها به واسطه تحولات اجتماعی و جهانی دچار تغییر می‌شود.

نباید مانند گذشته، تسلیم جبر تاریخی شویم. می‌توانیم عقلانیت را در دست بگیریم و چرخه‌های معیوب را بشکنیم. این اقدام به ویژه برای فرهنگی که تحت تاثیر چالش‌ها و بحران‌های تاریخی بوده، نیازمند تلاش و چالش با واقعیت‌های موجود است.**عنوان: نیاز به اصلاحات اجتماعی، اقتصادی و بین‌المللی برای آینده‌ای بهتر در ایران**

ایران در شرایط کنونی تحت فشارهای هم‌زمان دو قطب شرق و غرب، با چالش‌های فراوانی روبروست. غفلت از این وضعیت می‌تواند عواقب جدی‌تری به همراه داشته باشد. جامعه باید به سوی پالایش فرهنگ و اندیشه‌ها حرکت کند و با اتکا به اراده مردم، به دنبال تقویت پایگاه اجتماعی در برابر قدرت‌های جهانی باشد.

**اقدامات لازم برای بهبود وضعیت کشور**

مشخص است که فرصت‌های زیادی از دست رفته و وضعیت موجود عادی نیست. آینده نامشخص بوده و در این شرایط، سکوت و عدم پاسخگویی به سوال «چه باید کرد؟» ساده‌تر به نظر می‌رسد. اما منافع کلان ملی در گرو پاسخ مثبت به این سوال است. برای حل این مسائل کلیدی، موارد زیر به ترتیب اهمیت ارائه می‌شود:

**۱. اصلاح اجتماعی و فرهنگی:**
پرداخت به مسائل اجتماعی و فرهنگی می‌تواند نوعی «هدیه بی‌هزینه» برای مردم باشد. این اقدامات می‌توانند به سرعت و به‌صورت فوری محقق شوند و دولت می‌تواند با تشکیل کمیته‌ای ملی، به بررسی و اجرایی کردن این موارد بپردازد. اعتراضات مشروع مردمی باید به یک دارایی برای مسئولان تبدیل شود.

**۲. اصلاح روابط بین‌الملل:**
یک توافق جامع با غرب، با در نظر گرفتن تمامی چالش‌ها، به‌نظر می‌رسد ضروری باشد. این توافق باید بر محورهای هسته‌ای، موشکی، فعالیت‌های منطقه‌ای و حقوق بشر تمرکز یابد. ایران باید تهدیدات موجود را جدی گرفته و امتیازاتی در این زمینه بگیرد. تغییر رویکرد از «تقابل» به «مدیریت تنش» با آمریکا می‌تواند راهگشا باشد. علاوه بر این، ایجاد توافقات چندجانبه با کشورهای چین، روسیه و هند می‌تواند قدرت چانه‌زنی ایران را افزایش دهد.

**۳. اصلاح اقتصادی:**
اصلاحات اقتصادی باید به‌صورت تدریجی و با تمرکز بر انضباط مالی آغاز شود. مذاکرات فعال با اقشار مختلف مردم و برنامه‌ریزی مناسب پیش از اجرای اصلاحات از جمله نکات کلیدی خواهد بود.

به‌عنوان جمع‌بندی، در شرایط حاضر، ضرورت دارد که کشور به سمت اصلاحات بنیادین و علمی حرکت کند. با یادآوری کلام مرحوم محمدعلی اسلامی ندوشن، همان‌طور که در مقاله‌اش آمده، توجه به ایران و وضعیت آن در بحرانی‌ترین روزها باید در اولویت قرار گیرد و از فراموشی جلوگیری شود.در پی این وضعیت دشوار، پیشنهاد می‌شود که حداقل تلاش کنیم تا یاد و احساسات او را در دل خود زنده نگه داریم و به زایندگی آینده ایمان داشته باشیم. این وضعیت ما را به یاد بیماران وابسته به تریاک می‌اندازد که در هر شرایطی باید آگاه بمانند. چنانچه لحظه‌ای غفلت کنیم، ممکن است نتوانیم دوباره به آن حالت بازگردیم.

به نظر می‌رسد در اعماق وجودم احساسی مبهم و شیرین وجود دارد که گاه و بی‌گاه به ذهنم می‌آید و آن این است که مأموریت ایران هنوز به پایان نرسیده و شکوه گذشته‌اش دوباره برمی‌گردد.

این ادعا ممکن است برخی را به خنده وا دارد، زیرا گروهی بر این باورند که دوستی با ایران نوعی ساده‌لوحی است. اما کسانی که با ایران آشنایی دارند، هرگز امید خود را از دست نخواهند داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *