تماس با ما

تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که هرگاه امکان گفت‌وگو برقرار نباشد، خیابان‌ها جایگزین میز مذاکره می‌شوند و این امر بار سنگینی بر دوش مردم می‌گذارد. گفت‌وگو در سطوح ملی و بین‌المللی، ابزاری حیاتی برای غلبه بر بحران‌هاست. حتی اگر مذاکرات در برخی مواقع به نتایج فوری نرسند، ادامه این روند به ایجاد سرمایه اجتماعی کمک می‌کند و از ورود جامعه به افراط و خشونت جلوگیری می‌کند. اصل گفت‌وگو، حتی اگر در ظاهر بی‌ثمر باشد، نمایانگر عقلانیت و مسئولیت‌پذیری است که آثار آن در درازمدت مشخص می‌شود.

در جوامعی با تاب‌آوری پایین، نیاز به شنیده شدن و گفت‌وگو بیش از هر چیز دیگری حس می‌شود. غفلت از این نیاز می‌تواند موجب عمیق‌تر شدن شکاف‌ها و بروز تنش‌های خیابانی شود؛ تنش‌هایی که در هفته‌های اخیر دل هر ایرانی را به درد آورد. در صحنه بین‌المللی، دیپلماسی فعال و گفت‌وگوهای مداوم به عنوان اساس امنیت و ثبات کشور به شمار می‌رود. فعالیت‌های سید عباس عراقچی در مذاکرات جهانی، حتی اگر در برخی گزارش‌های رسانه‌ای به نتیجه‌گیری فوری منجر نشود، از اهمیت استراتژیک برخوردار است. مذاکره فرآیندی تدریجی است که دستاوردهای آن همیشه در تیترهای خبری مشهود نیست، اما می‌تواند راه‌های مسدود را باز کرده و فشارها را کاهش دهد.

تقویت توان گفت‌وگوی بین‌المللی به انسجام داخلی بستگی دارد. هرچه همگرایی در جامعه بیشتر شود، قدرت چانه‌زنی در عرصه جهانی افزایش می‌یابد. اجتماعی که از ائتلاف داخلی برخوردار باشد، در تعاملات جهانی نیز قوی‌تر ظاهر می‌شود. به همین دلیل، گفت‌وگوی ملی در آستانه پایان سال و در شرایطی که نیاز به بازبینی در سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی احساس می‌شود، اهمیت دوچندانی پیدا می‌کند. تغییر رویکردها به سمت منافع مردم، مدیریت شوک‌های اقتصادی و بهبود معیشت خانواده‌ها، و بازنگری در انتصابات، به عنوان یک ضرورت اقتصادی و اجتماعی مطرح است.

شعارهای رئیس دولت چهاردهم در جریان انتخابات امروزه معیاری برای ارزیابی عملکرد دولت به شمار می‌رود. وعده‌های بهبود وضعیت معیشت، کنترل تورم و بازگرداندن ثبات به بازار اکنون در معرض قضاوت افکار عمومی قرار دارد. تحقق این اهداف، بدون گفت‌وگوی جامع با نخبگان و گروه‌های مختلف اجتماعی ممکن نیست. گفت‌وگوی داخلی می‌تواند به اصلاح سیاست‌ها، افزایش شفافیت و جلب اعتماد عمومی منجر شود؛ اعتمادی که برای هر دولت در مسیر اصلاحات اقتصادی حیاتی است.

از سوی دیگر، نبود گفت‌وگوی ملی جامعه را در معرض بن‌بست‌های خطرناک قرار می‌دهد. شکاف‌های اجتماعی در غیاب گفت‌وگو به سرعت به تنش‌های میدانی تبدیل می‌شوند و هزینه‌های زیادی را به کشور تحمیل می‌کنند. امروز بیش از هر زمان دیگری عقل و منطق ایجاب می‌کند که زبان تفاهم بر صدای تقابل غالب شود. گفت‌وگو نه تنها یک انتخاب، بلکه ضرورتی اساسی برای حفظ ثبات ملی و آینده کشور به شمار می‌آید. مسیری که اگر با اراده مستمر دنبال شود، می‌تواند التیامی بر دردهای مردم باشد و افق‌های جدیدی را پیش روی ایران قرار دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *