به گزارش خبردونی، سعید آجورلو، فعال سیاسی اصولگرا، در مصاحبهای با جماران، به تحلیل ریشهها، ابعاد و پیامدهای اعتراضات اخیر و ارتباط آن با تحولات منطقهای و بینالمللی پرداخت.
**نکات کلیدی این گفتگو به شرح زیر است:**
آجورلو در خصوص کشتهشدگان حوادث دیماه اظهار داشت که آنها را میتوان به سه گروه تقسیم کرد: نخست نیروهای امنیتی و بسیجیها، دوم مردم عادی که قصد ایجاد آشوب نداشتند و همچنین گروههای تروریستی که به صورت سازمانیافته فعالیت میکردند. او به سخنان رضا پهلوی اشاره کرد که چندی بعد از حوادث ۱۹ دیماه، خشونت را جزء اجتنابناپذیر هر انقلاب عنوان کرد.
او همچنین افزود که در نقشه آمریکا و اسرائیل برای ایران، جنگ داخلی قرار بود پس از جنگهای خارجی آغاز شود. به گفته او، این توطئه به منظور ایجاد شکافهای اجتماعی و ترور برخی از مقامات جمهوری اسلامی طراحی شده بود که با رهبری و وحدت مردم، شکست خورد.
آجورلو با اشاره به اینکه اعتراضات موجود، توسط آمریکا و اسرائیل به عنوان فرصتی برای بروز فتنهای داخلی مصادره شده است، بر این نکته تأکید کرد که رویدادهای ۱۸ و ۱۹ دیماه میتوانستند به تغییر نظام منجر شوند.
او همچنین به غافلگیری برخی از بخشهای حاکمیت در مواجهه با این اعتراضات اشاره کرده و خاطرنشان ساخت که اقداماتی نظیر محدودیت اینترنت باید زودتر انجام میشد تا از افزایش خشونت جلوگیری شود.
در ادامه، آجورلو بر لزوم آمادگی نظامی و دیپلماتیک تأکید کرد و به چالشهایی که برخی از نیروهای سیاسی در این مسیر ایجاد میکنند، اشاره کرد. او بر ضرورت همافزایی بین نیروهای سیاسی به جای تقسیم شدن بر سر «سیاست هویت» تأکید کرد.
در نهایت، او ابراز داشت که دفع تهدیدات ترامپ و حامیانش در داخل و خارج از کشور به چالشهای قابل توجهی نیاز دارد و این موضوع نیاز به همکاری و آمادهسازی همهجانبه دارد.### تحلیل وضعیت سیاسی و اقتصادی ایران
تحلیلگران بر این باورند که دولت فعلی ایران با توجه به باقیمانده سه سال از دورهاش و تحتتأثیر سیاستهای نتانیاهو، در شرایط حساسی قرار دارد. برخی کشورهای منطقه نیز بهدنبال تضعیف ایران هستند. در این راستا، یکی از اقدامهای کلیدی، کنترل گروههایی است که به نام انقلاب در حال به حاشیه راندن واقعیداران انقلاباند.
در زمینه سیاست خارجی، نگاه به مذاکرات با ایالات متحده باید بهعنوان یک تاکتیک شمرده شود و نه راهبردی کلان. با وجود کارنامه ترامپ که به بیاعتمادی سایر کشورها منجر شده، راهکارهای مهمی برای مقابله با او، از جمله تقویت کارآمدی در سیاست داخلی مطرح میشود. برای نمونه، اگر برخی تدابیر، همچون توزیع کالابرگ، زودتر در دسترس قرار میگرفت، احتمال بروز ناآرامیها کاهش مییافت.
در مجلس، سخنانی از برخی نمایندگان مبنی بر ناکافی بودن اعتبار کالابرگها، انتقادات و تصورات غلطی در مورد وضعیت معیشتی خانوادهها را تشدید کرده است. این درحالی است که خروجی این نوع اظهارات میتواند به ایجاد استرس در جامعه منجر شود.
سیاستهای اقتصادی دولت در قبال ارز ترجیحی، خود نیز چالشهایی را به همراه داشته و انتقادات زیادی را متوجه دستاندرکاران کرده است. با این حال، عدم تعامل صحیح و مناسب جناحهای سیاسی با این موضوع، بر حجم مشکلات افزوده است.
از سوی دیگر، ترامپ بر انجام عملیاتهای سریع تاکید دارد و بهدنبال کاهش تلفات آمریکایی است. بهنظر میرسد او پس از مشخص نشدن برنامهریزی نظامی بهدنبال مذاکرات باشد؛ موضوعی که میتواند تنشها را کاهش دهد.
علیرغم تصورات بیرونی درباره وضعیت ایران، واقعیتها پیچیدهتر از آن چیزی است که برخی از تندروها میپندارند. اقدام به دو قطبیسازی و انتقادات منفی نسبت به بدنه جمهوری اسلامی بهنوعی از سوی مخالفان نظام، به شدت نقض شده و به لحاظ سیاسی به نفع دشمنان تمام میشود.
بسیاری از افراد منتقد، به نقش عوامل خارجی در ناآرامیها توجه نکردهاند. این در حالی است که حتی برخی از کنشگران سیاسی که در گذشته انتقادات تندی به جمهوری اسلامی داشتهاند، اکنون از تأثیر خارجیها در ناآرامیهای اخیر سخن به میان آوردهاند.
ایران در دهه 90 با چالشهای جدی مواجه بود و برخی از این مشکلات ناشی از تصویر سیاهنما از اوضاع کشور شکل گرفت. بهنظر میرسد در کنار تحلیلهای سیاسی، که به تحولات آینده باید توجه شود، تهدیدات ناشی از دشمنان منطقهای نیز برای ایران باید جدی گرفته شود.**تقسیم مردم و ناامیدی در دولت: تجزیه و تحلیل وضعیت کنونی**
در حالی که دولت اقداماتی برای تقسیمبندی مردم به شیوههای مختلف انجام میدهد، نگرانیها از سیاهنمایی و ناامیدی روزافزون در جامعه به شدت افزایش یافته است. به نظر میرسد دولت در زمینه مسائل اقتصادی نتوانسته به وعدههای خود عمل کند و این ناکامیها منجر به تشدید خشم عمومی شده است. عوامل اقتصادی و تصویر منفی از شرایط کنونی باعث ایجاد فضایی ناامیدکننده میان مردم شده، و با این حال، دولت باید تعادلی ایجاد کند تا وضعیت را بهبود بخشد.
سهم عمدهای از درآمد نفتی کشور به دست افرادی خارج از سیستم منتقل شده و تلاش دولت برای بازگرداندن این منابع به فرایندهای قانونی با مشکلاتی مواجه است. در گذشته، تعداد محدودی از این افراد در عرصه فعالیت داشتند، اما امروز با حدود ۵۰ نفر جدید که به آنها اضافه شده، دولت به سختی در تلاش است تا در این زمینه اقدامات مثبتی انجام دهد.
در سیاست داخلی، اپوزیسیوننمایی به یک رویکرد رایج تبدیل شده است. افرادی که خود از ساختار قدرت برآمدهاند، به نقدهایی درخصوص عملکرد کشور میپردازند. نیاز به اصلاحات اساسی وجود دارد، چرا که عدم کارآمدی ممکن است منجر به بروز تنشها در خیابانها شود. در انتخابات مجلس دوازدهم، دعوت به ثبتنام اصلاحطلبان، به عنوان راهگشایی برای بهبود وضعیت سیاسی مطرح شد.
در حال حاضر، قطبیتسازی در درون حکومت بهعنوان راهحلی مؤثر شناخته نمیشود. هماهنگی و کار جمعی در میان سران قوا در سطحی وجود دارد؛ با این حال، فشار به آقای قالیباف برای استیضاح وزرا و پرسش از رئیسجمهور به ویژه از سوی برخی نمایندگان با عناوین انقلابی افزایش یافته است. این نمایندگان درک درستی از منافع ملی ندارند و این موضوع نیاز به بازنگری دارد.











