وبسایت خبری
خبردونی

نقش هسته مرکزی قدرت؛ بررسی مواقعی که به نفع کشور عمل می‌کند و مواردی که به ایران آسیب می‌زند.

نقش هسته مرکزی قدرت؛ بررسی مواقعی که به نفع کشور عمل می‌کند و مواردی که به ایران آسیب می‌زند.

**تحلیل دوگانه از هسته سخت در ایران**

به گزارش خبرآنلاین، دکتر کیومرث اشتریان، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در روزنامه شرق به بررسی مفهوم هسته سخت در ایران پرداخته و دو روایت از آن ارائه کرده است.

**روایت نخست: هسته سخت به عنوان مؤلفه امنیت ملی**

در این روایت، مردم ایران را در طیفی از نگرش‌ها و منافع مختلف قرار می‌دهد. در یک سمت این طیف، گروهی وجود دارند که نسبت به مسائل عمومی بی‌تفاوت‌اند و تنها به حفظ آرامش منزل خود اهتمام دارند. اما در طرف دیگر، افرادی هستند که دارای انگیزه و دغدغه ملی بوده و آماده دفاع از کشور هستند.

در میان این گروه دوم، هسته‌ای قرار دارد که به معنای واقعی کلمه خستگی‌ناپذیر و فداکار است. این گروه در مواقع بحران و چالش‌های طولانی، به باورهای خود پایبند می‌مانند و در جنگ آمریکایی-اسرائیلی، این هسته سخت شناخته می‌شود. گرچه این گروه عمدتاً مذهبی‌اند، اما تنوع در گرایش‌ها و عقاید نیز در بین آن‌ها دیده می‌شود. وجود چنین گروهی برای هر کشوری در زمان بروز بحران حیاتی است.

در شرایط سخت، انسان تمام تلاش خود را به شک و تردید تبدیل می‌کند و به جستجوی دلیلی برای ادامه مبارزه نیاز دارد. از این نظر، هسته سخت می‌تواند به عنوان نمادی از حقیقت و همچنین مرکز ثقل امنیت ملی کشور در نظر گرفته شود. نگه‌داشتن چنین گروهی برای هیچ سیاستمداری قابل اغماض نیست و آن‌ها در دوران مدرنیته به شکل ملی و رسمی سازماندهی شده‌اند.

**روایت دوم: هسته سخت به عنوان ابزاری برای سوءاستفاده سیاسی**

با این حال، هسته سخت می‌تواند مورد سوءاستفاده سیاسی قرار گیرد. دکتر اشتریان هشدار می‌دهد که حفظ این هسته و آمادگی‌های نظامی نباید به قیمت تفرقه و نابودی اتحاد ملی باشد. این هسته باید بر مبنای اصول بنیادی شکل گیرد، نه به عنوان ابزاری برای رقابت‌های جناحی.

این روزها، موضوع مذاکره با غرب تبدیل به چالشی جدی شده است، به طوری که برخی آن را به معنای تسلیم و بیعت با آمریکا تعبیر می‌کنند. در این شرایط، عده‌ای با توسل به اتهامات، سعی در تفرقه‌اندازی دارند و از آنجا که هیچ راه‌حل روشن و عملی ارائه نمی‌دهند، تنها بر شکاف‌ها دامن می‌زنند.

این رفتارها نشان‌دهنده یک دسیسه و خطر جدی است و امید به اتحاد ملی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.در پی اظهاراتی که بر طرز تفکر مردم تأثیر می‌گذارد، محققان بر اهمیت پرهیز از پیوند دادن باورهای ملی به مذاکرات سیاسی تأکید می‌کنند. آنها معتقدند، اگر مذاکرات به عنوان نشانه‌ای از تسلیم در برابر دشمن در نظر گرفته شوند، موجب ناامیدی در جامعه خواهد شد. چنین نگرشی می‌تواند مانع از پذیرش مذاکرات در آینده شود، حتی زمانی که ضرورتی برای مذاکره وجود داشته باشد. این تصور که تمامی موقعیت‌ها را از دست داده‌ایم، می‌تواند باعث تضعیف روحیه ملی شود.

از سوی دیگر، به گفته کارشناسان، «هسته سخت» کشور باید از مسائل جناحی و سیاسی خرد دور نگه داشته شود. این اصل ملی باید به عنوان یک سرمایه باارزش پاس داشته شود و به همه اقشار جامعه تعلق داشته باشد. در عوض، به جای درگیری‌های لفظی در مسائل داخلی، لازم است که همه نیروها در جهت آمادگی برای رویارویی با چالش‌ها و بحران‌های آتی همکاری کنند. از این رو، وقت آن است که از فرصتی که مذاکره فراهم می‌آورد استفاده کنند تا کشور را برای مواجهه با تهدیدهای آینده آماده سازند.

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *