### افزایش اظهارنظرهای غیرتخصصی در فضای عمومی
به گزارش خبرآنلاین، روزنامه جمهوری اسلامی در تحلیلی نوشت: تنها وجود یک تریبون کافی است تا هر کسی، حتی با عدم داشتن پشتوانه کارشناسی، نظرات خود را به عنوان تحلیلهای راهبردی مطرح کند. موضوع تنها بیان نظرات افراد نیست؛ بلکه تبدیل این تریبونها به منابع مشروعیت ادعایی نیز اهمیت دارد. در فضاهای عمومی که سازوکار تشخیص صلاحیت وجود ندارد، تفاوتی بین صاحبنظران و افرادی که فقط صدای بلند دارند، قائل نمیشود.
در نتیجه، مخاطبان به تدریج شهرت را معادل با تخصص تصور کرده و نفوذ اجتماعی را به جای اعتبار علمی قرار میدهند. در این بین، لازم است تمایز میان مداحان واقعی اهلبیت (ع) و آنچه میتوان «مداحنما» نامید، مورد توجه قرار گیرد.
مدح اهلبیت به عنوان یک سرمایه فرهنگی و تاریخی برای جامعه ایرانی محسوب میشود و بسیاری از مادحان، هدف خود را تقویت اخلاق و همبستگی اجتماعی میدانند. حرمت و جایگاه آنان باید مورد احترام قرار گیرد. انتقادات باید متوجه افرادی باشد که از اعتبار یک سنت دینی برای مداخله در موضوعات تخصصی استفاده میکنند؛ از مسائل اقتصادی و بانک مرکزی گرفته تا مذاکرات بینالمللی و امنیت منطقه. این وضعیت نشاندهنده بحران مرجعیت در عرصه عمومی است. هرگاه جامعهای نتواند تمایزی بین «مرجع عاطفی» و «مرجع کارشناسی» قائل شود، فرآیند سیاستگذاری نیز از عقلانیت فاصله میگیرد و تصمیمها بیشتر تحت تأثیر فشارهای رسانهای قرار میگیرند.
سیاست خارجی بهویژه از چنین وضعیتی آسیب میبیند. دیپلماسی نمیتواند با شعارهای ساده اداره شود، زیرا هر اظهارنظر عمومی درباره روابط خارجی ممکن است در خارج از مرزها منعکس شود. این اظهارات میتواند به عنوان موضع رسمی یا نشانهای از شکاف در تصمیمگیری داخلی دیده شود، و ممکن است به طرف مقابل فرصتی بدهد. در جهانی که هر کلام میتواند تبعات امنیتی و اقتصادی داشته باشد، بیپروایی در بیان نظرات میتواند هزینهبر باشد.
گسترش اظهارنظرهای غیرتخصصی در واقع نشاندهنده بینظمی در عرصه عمومی است. اگر هر صاحب تریبونی خود را مجاز بداند که درباره هر مسئلهای اظهارنظر کند، فلسفه وجودی دانشگاهها، حوزهها و اندیشکدهها چه خواهد بود؟ اگر معیار تحلیل تنها میزان تشویق مخاطبان باشد، جای پژوهش و استدلال با هیجان عوض میشود.
یک جامعه سالم، جامعهای نیست که اعضای آن درباره تمامی مسائل سخن بگویند، بلکه جامعهای است که در آن هر صدا در جایگاه مناسب خودش قرار گیرد و هر تریبون مسئولیتهای خود را درک کند. اقتدار ملی نه تنها به قدرت نظامی یا اقتصادی مربوط میشود، بلکه بخشی از آن ناشی از نظم در گفتار عمومی است. کشوری که مرجعیت تخصص را حفظ کند، سرمایه عقلانیتش را نیز نگه میدارد و این امر به کاهش هزینههای قابل اجتناب در سیاست کمک میکند. این امر هنگامی محقق میشود که نهادهای تصمیمگیری، اصحاب هیجان را به سمت عقلانیت هدایت کنند؛ در غیر اینصورت، خطر کاهش سرمایههای عقلانی وجود دارد.












