**خبرآنلاین:** با وجود خودانقلابیپنداریهای گروههای تندرو، مراسم تشییع رهبر شهید تحت تأثیر رفتارهای تنشآفرین این جریان قرار گرفت. اقدامات این گروهها در روزهای اخیر نشان داد که آنها در تلاشند تا حتی از یک مناسک ملی بهرهبرداری سیاسی کنند و مناسبات را به دوقطبیهای مورد نظر خود تبدیل نمایند.
تصاویر حیرتانگیز از حمله با سنگ به عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، و سر دادن شعارهایی علیه برخی ارکان نظام مانند «مرگ بر سازشکار»، نمونهای از این تحرکات جناحی است. اعضای جبهه پایداری نیز بهوضوح با استفاده از این فضا برای پیشبرد اهداف سیاسی خود، به تحرکات خود ادامه دادند. بهعنوان مثال، سعید جلیلی در رابطه با آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران، اظهاری کرد که هیچ داراییای ارزشمندتر از خون رهبر شهید انقلاب نیست. این موضعگیری بهنوعی نشاندهنده رقابتهای داخلی در عرصه دیپلماسی بود.
درباره این مسائل، خبرآنلاین گفتوگویی با عباس سلیمینمین، تحلیلگر سیاسی اصولگرا، ترتیب داده است.
او ضمن غیرقابل قبول دانستن رفتارهای حاشیهای در مراسم تشییع رهبر شهید، یادآور شد که در حالی که مردم و مسئولان عراقی به دلیل ایستادگی عراقچی در برابر زیادهخواهیهای آمریکا از او تجلیل میکردند، عدهای در داخل کشور برعکس عمل کردند. این رفتارها را نشانه بیدرایتی سیاسی دانست.
**متن این گفتگو بهصورت زیر ادامه دارد:**
در مراسم تشییع، متأسفانه برخی از افراد تلاش کردند این حرکات ملی را به میتینگی سیاسی تبدیل کنند. عدهای به عراقچی حمله کردند و شعارهایی علیه مذاکرات سر دادند. نظرتان در این باره چیست؟
این نوع بهرهبرداری سیاسی از حرکتهای ملی، غیرقابل قبول است و جامعه آن را نقد خواهد کرد؛ این رفتارها در شأن ملت ایران نیست. بعضی گمان میکنند که میتوانند از شرایط حساس به نفع خود استفاده کنند، اما تاریخ فراموش نخواهد کرد.
بهویژه در وضعیتی که ما با یک رخداد ملی توانستهایم حمایت قابلتوجهی از ملتهای دیگر به دست آوریم، عجیب است که در داخل کشور بر اساس منافع گروهی و شخصی به تفرقه دامن بزنیم. در حالی که در خارج از کشور به عراقچی تقدیر میشود، برخی در داخل رفتارهای معکوس را در پیش میگیرند؛ اینها نشاندهنده بیدرایتی سیاسی است و با توصیههای رهبر انقلاب مبنی بر حفظ وحدت ملی در تضاد است.
**مذاکره بخشی از مبارزه است**
در ادامه، نمایندگان نزدیک به جبهه پایداری از این فضا استفاده کردند تا موضعگیریهای تند علیه مذاکرات داشته باشند. بهطور خاص، جلیلی نیز گفت که “اگر قرار است داراییای آزاد شود، خون رهبرمان بالاتر است”. این رویکرد را چگونه ارزیابی میکنید؟
مذاکره جزئی از مبارزه ماست و نمیتوان آن را جدا از روند مبارزه دانست. اصول ایستادگی ما در برابر غرب که به کشور ما تهاجم میکند، بر اساس تعالیم اسلامی و نه علیه منافع ملی، استوار است.**ضرورت تبیین اصول مبارزه با زورگویی نظام سرمایهداری**
در پیگیری روابط ایران و آمریکا، نیاز به تبیین اصول مبارزه با زورگویی نظام سرمایهداری برای افکار عمومی جهانی احساس میشود. این تبیین به ویژه در چارچوب مذاکرات و در مقابل افکار عمومی صورت میگیرد و اهمیت زیادی برای قانع کردن جوانان جامعه و مخاطبان دیگر کشورها دارد. این گروهها باید با مظلومیت ملت ایران و مبانی سیاسی آن آشنا شوند و این مهم تنها از طریق دریافت اخبار از منابع مختلف میسر میگردد.
با این حال، به نظر میرسد رسانهها از توانمندی و ابزار کافی برای آگاهسازی مردم برخوردار نیستند. این واقعیت ناشی از عدم امکان سرمایهگذاری در حوزه رسانه است. در حالی که نظام سرمایهداری با استفاده از کارتلهای رسانهای بزرگ، به راحتی واقعیتها را تحریف میکند، افکار عمومی بینالمللی با دنبال کردن مذاکرات میتواند به حقیقت نزدیک شود.
**پیوند مذاکره و ایستادگی در برابر تهاجم بیگانه**
تفاوت قائل شدن بین مذاکره و دفاع در برابر تهدیدات بیگانه صحیح نیست؛ این دو مکمل یکدیگرند. موضع جمهوری اسلامی در قبال رژیم صهیونیستی روشن است و هیچگاه این رژیم را به رسمیت نخواهد شناخت. هرچند که فشارهای آمریکاییها همواره وجود دارد، این عدم شناسایی ناشی از منطق قوی است که پیگیرانه در مذاکرات نمایان میشود. فرصتی است تا بر ایستادگی و مقاومت تأکید کنیم و ارزشهای انسانی را نمایان کنیم.
**تحلیل جایگاه سیاسی در انتخابات پیش رو**
در مورد برخی از شخصیتهای سیاسی، انگیزههایی برای تاکید بر مواضع سفت و سخت وجود دارد که ممکن است به منظور ثبت تصویری راسختر از خود در نظر ملت باشد. این رویکرد، که گاهاً به «کاتولیکتر از پاپ» تعبیر میشود، به لحاظ سیاسی صحیح نیست و به طور خاص به انتخابات آینده نیز ارتباط دارد.
**انتقاد از بهرهبرداری سیاسی از رویدادهای ملی**
در شرایط حساس کنونی، استفاده ابزاری از قوه اجتماعی مانند تشییع اجتماعی رهبر شهید، قابل قبول نیست. این مقطع زمانی باید منجر به اتحاد شدید ملی و همزبانی در برابر نظامهای جهانی حاکم شود. تاریخ نشان میدهد که این نظامها جنایات زیادی علیه بشریت از جمله در سرزمینهای بومی و کشورهای دیگر مرتکب شدهاند. بنابراین، به جای تضعیف وحدت ملی، برای مقابله با ظلم بینالمللی باید با تمام قوا ایستادگی کنیم.












