**درگیریهای ایران و آمریکا؛ نگاه به آینده**
در هفتههای اخیر، درگیریهای نظامی میان ایران و آمریکا در جنوب کشور شدت گرفته است. این نزاع، سومین جنگی است که ایران در یک سال گذشته تجربه میکند. جنگ پیشین میان ایران و اسرائیل، که به مدت ۱۲ روز ادامه داشت، بدون توافق رسمی از طریق انتقال پیامهای دیپلماتیک به پایان رسید.
برخلاف آن، درگیری ۴۰ روزه ایران با آمریکا و اسرائیل با میانجیگریهای دیپلماتیک به آتشبس انجامید. این مذاکرات غیرمستقیم که با تلاش پاکستانیها صورت گرفت، به امضای یک تفاهمنامه بیسابقه منجر شد. سندی که با امضای مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ، روسای جمهور دو کشور، برای ادامه مذاکرات به منظور توافق نهایی شکل گرفت.
با این حال، این توافق نیز به زودی نقض شد و دو کشور مجدداً وارد درگیریهای نظامی شدند. در همین راستا، خبرآنلاین با ماشاءالله شمس الواعظین، روزنامهنگار و تحلیلگر مسائل بینالملل، به گفتگو درباره وضعیت کنونی و آینده این درگیریها پرداخته است.
شمس الواعظین بر این باور است که درگیریها احتمالا در همان سطح فعلی باقی خواهد ماند و عوامل جغرافیایی، زمان و روند مذاکره به نفع ایران پیش میرود.
وی به وضعیت کنونی اشاره کرد و گفت: “این جنگ در حقیقت کمتر از یک جنگ تمامعیار است، اما از یک سو، شامل حملات انتخابی و محدود نیز میشود.” وی افزود که آمریکا در صدد کاهش قدرت دفاعی ایران در جنوب کشور بهویژه اطراف تنگه هرمز است تا بتواند در صورت لزوم، عملیات هوایی یا نظامی را انجام دهد.
وی همچنین احتمال توقف درگیریها را مطرح کرد و بیان داشت که هر دو طرف ممکن است به سمت ترک مخاصمه پیش بروند. ایران در این زمینه اعلام کرده که اگر آمریکا حملات خود را خاتمه دهد، ایران نیز اقدام مشابهی انجام خواهد داد.
با این حال، سوال این است که آیا آمریکا موفق به دستیابی به اهداف خود خواهد شد یا خیر؛ به اعتقاد الواعظین، آمریکا به دنبال کسب پیروزی در این درگیری است، اما این که این پیروزی به چه صورت محقق خواهد شد، همچنان مورد بحث است.ایالات متحده به دنبال اقداماتی در راستای آسیبزایی به تأسیسات هستهای ایران است. به همین دلیل، هشدار اخیر قرارگاه خاتمالانبیا از دیدگاه کارشناسان بهموقع تلقی میشود.
بهنظر میرسد واشنگتن در پی کسب یک پیروزی نمادین باشد، به طوری که اعلام کند تا عمق ۲۰۰ یا ۳۰۰ متری نفوذ کرده و توان هستهای ایران را تحت تأثیر قرار داده است. این ادعا ممکن است نشاندهنده اهداف پیشروی امریکا در این زمینه باشد.
با این حال، وضعیت حساس در تنگه هرمز همچنان ادامه خواهد یافت. به اعتقاد کارشناسان، درگیریهای پراکندهای در این منطقه مانند آنچه امروزه مشاهده میشود، ادامه خواهد داشت، و ایالات متحده نیز به اقداماتش ادامه خواهد داد. حملات به مراکز هستهای، هرچند ممکن است، احتمالات گسترش درگیری به دیگر نقاط کشور را کمتر میکند. بر این اساس، اقداماتی که امریکا اعلام میکند، معمولاً نشانهای از اقدامهای بعدی است.
آینده نظامی ایالات متحده در منطقه ابهاماتی به همراه دارد. به نظر میرسد نیروهای نظامی امریکایی دچار سردرگمی باشند، به ویژه به علت عدم تجربه کافی وزیر دفاع این کشور، که به عقیده برخی کارشناسان، تجربه لازم را ندارد. این وضعیت مبهم میتواند نشانگر مشکلات داخلی خود ایالات متحده باشد، در حالی که ادعا میشود در ایران شکافهای تصمیمگیری وجود دارد.
در اواخر، نقشهای دیپلماتیک هم تغییر یافته است. در ابتدا مارکو روبیو به عنوان یکی از حامیان خط سختگیرانهشناخته میشد، در حالی که جیدی ونس به عنوان “کبوتر صلح” معرفی میشد. اما اکنون این معادله بههم خورده و روبیو پیغام صلح ارسال میکند در حالی که رئیسجمهور ایالات متحده پیامهای تنشزا به سراسر جهان مخابره میکند.
در این شرایط، این سوال مطرح است که آیا احتمال وقوع یک جنگ همهجانبه وجود دارد یا خیر. کارشناسان بر این باورند که ایالات متحده به احتمال زیاد جنگی در مقیاس وسیع در خاک ایران آغاز نخواهد کرد. امکان حملات محدود، بهویژه به اهداف مشخص وجود دارد، اما وقوع یک جنگ گسترده به شدت بعید به نظر میرسد.
در نهایت، یا شدت حملات کاهش خواهد یافت یا بهتدریج تلاشهای دیپلماتیک جایگزین خواهد شد و احتمالاتی برای تغییر وضعیت در روزهای آینده وجود دارد.موضوع تحولات دیپلماتیک در مورد ایران و ایالات متحده در حال حاضر در کانون توجه قرار دارد. بر اساس اطلاعات اخیر، مذاکرات میانجیگری که عمدتاً توسط نمایندگان پاکستان و قطر انجام میشود، در حال افزایش است. قطر بهویژه نقش بیشتری را در این زمینه ایفا میکند. پیشنهاداتی به ایران ارائه شده که شامل آتشبس موقتی به مدت ۱۰ روز و ادامه مذاکرات برای روشنسازی مفاد یادداشت تفاهم است که به احتمال زیاد تحت عنوان «ضمائم یادداشت تفاهم» شناخته خواهد شد.
یک نکته مهم این است که اختلافات فعلی حول تفسیر مفاد یادداشت تفاهم، بهویژه ماده پنجم آن، ایجاد شده است. تلاشها برای برقراری آتشبس به منظور ایجاد شرایطی برای توافقات مشترک و تفسیرات قابل قبول در حال انجام است. ایران در حال بررسی این پیشنهادهاست و نظرات متفاوتی در این باره وجود دارد.
برخی تحلیلگران در ایران بر این باورند که ایالات متحده میخواهد با استفاده از فرصتی که ممکن است ایجاد شود، دوباره آرایش نظامی خود را تغییر دهد و بهاینترتیب بر شدت فشارها بیفزاید. در این راستا، تاکتیکهای موجود در داخل کشور نشان میدهد که گروهی از تصمیمگیرندگان بر این باورند که نباید به ایالات متحده اجازه داد تا به بازسازی نیروی نظامیاش بپردازد.
از سوی دیگر، در کاخ سفید، تنشهایی میان مقامات بالا مانند رئیسجمهور و وزیران دفاع و امور خارجه ایجاد شده است. این اختلاف نظرات ممکن است بر موضع آمریکا در قبال مذاکرات تأثیر بگذارد. به نظر میرسد واشنگتن به دنبال چراغ سبز از تهران برای ازسرگیری مذاکرات است و تمایل ندارد ابتکار عمل را به دست بگیرد.
در ایران، نظرات مختلفی وجود دارد؛ گروهی بر ادامه حملات نظامی تأکید دارند تا فشار را بر ایالات متحده افزایش دهند. اما عدهای دیگر معتقدند که باید از امتیازات تاکتیکی به دست آمده استفاده کرده و آنها را به دستاوردهای راهبردی از طریق مذاکره تبدیل کنند. این دیدگاه بهخصوص تأکید دارد که ادامه تضادهای نظامی میتواند فرصتهای موجود را از بین ببرد.
صدای واحد نهادهای رسمی ایران
در حالی که وجود اختلاف نظرها در سیاست طبیعی به نظر میرسد، صدای شنیده شده از شورای عالی امنیت ملی و نهادهای وابسته مانند قرارگاه خاتمالانبیا واحد و هماهنگ است. این امر نشاندهنده یک جبهه منسجم در برابر نگرانیها و چالشها است. به گفته کارشناسان، این نوع تفاوت نظرها در ایالتهای متحده بسیار بیشتر از ایران مشاهده میشود.
ایران به خوبی توانسته تا با ایجاد موازنه قدرت در برابر فشارهای ایالات متحده، از گسترش حملات نظامی به نقاط استراتژیک خود جلوگیری کند. این موفقیت، به عنوان یکی از تحولات کلیدی در این جنگ به حساب میآید.
به طور کلی، قدرت بازدارندگی ایران در عرصه نظامی به خوبی قابل سنجش است و یکی از نشانههای آن نیز جلوگیری از گسترش دامنه جنگ به مراکز حیاتی این کشور محسوب میشود.
اختلال در بازار انرژی جهانی
تحلیلگران بر این باورند که ادامه وضعیت فعلی میتواند تبعات جدی برای انتقال انرژی به بازارهای جهانی داشته باشد، به ویژه در شرایطی که قیمت نفت به سرعت به ۱۰۰ دلار نزدیک شده است. این امر ناشی از محدودیتهایی است که ایالات متحده در برنامهریزی نظامی خود مواجه شده و در حال حاضر بیشتر به مدیریت بحران و پاسخ به تهدیدات ایران پرداخته است.
ایران نیز با هدف قرار دادن جنبههای کلیدی توان نظامی آمریکا، به روشهای مختلف به کارزار خود ادامه میدهد. انتقال تجهیزات نظامی و افزایش فشار به برخی کشورها برای نزدیک شدن به خط مقدم، نمایانگر تأثیرگذاری بازدارنده ایران در این عرصه است.
در مجموع، هر دو طرف به موازنهای رسیدهاند و اگر ایران بتواند این تعادل را حفظ کرده و قدرت خود را بیشتر کند، ممکن است پارامترهای جدیدی در تفکرات آمریکا به وجود آید که به نفع تهران خواهد بود.
مزایای ایران در برابر آمریکا
*آیا ایران به سمت دیپلماسی و تفاهم خواهد رفت؟
ایران از سه عنصر کلیدی برخوردار است که عموماً کمتر به آنها توجه میشود و این موارد به عنوان مزیتهای مؤثر در مقابل ایالات متحده شناخته میشوند.
مزیت جغرافیایی ایران
اولین مزیت، موقعیت جغرافیایی است که به ایران این امکان را میدهد تا از قلمرو خود دفاع کند، در حالی که قدرت نظامی دشمن عمدتاً در نقاط آسیبپذیر و دریایی مستقر است. این یک برتری قابل ملاحظه است که جنبههای جغرافیایی آن به خوبی قابل ارزیابی است.
مزیت زمانی به نفع ایران
دومین مزیت، عنصر زمان است. ایالات متحده در فشار زمانی قرار دارد که میتواند مشکلات بیشتری برای این کشور ایجاد کند. روند انتخابات و محدودیتها به اهرمهای قدرت رئیسجمهور برای اداره جنگ تاثیر میگذارد و این امر به نفع ایران است.
**فشار زمانی بر آمریکا و موقعیت ایران در مذاکرات**
به تازگی، عدم صدور مجوز کنگره برای ادامه جنگ با ایران و موقعیتهای مشابه، فشار زمانی را بر ایالات متحده افزایش داده است. افزایش قیمت انرژی و بنزین، در موسم سفرهای تابستانی و پرتقاضای آمریکاییها، نشانهای دیگر از اینکه زمان به نفع ایران در حال پیشرفت است.
**مزیتهای مذاکراتی ایران**
یک جنبه مهم که کمتر مورد توجه قرار میگیرد، توان مذاکراتی ایران است. بررسیها نشان میدهد که از ۱۴ بند تفاهمی که میان ایران و آمریکا وجود دارد، تقریباً ۱۳ بند به نفع ایران تدوین شده است.
**ایران در کنترل مذاکرات**
تحلیلگران بر این باورند که برتری ایران در مذاکرات و ضعف تیم مذاکرهکننده آمریکا، به ویژه افراد مطرح مانند ویتکاف و کوشنر، نشاندهنده این مسئله است که ایران در عرصه مذاکرات نیز از مزیت برخوردار است. به وضوح میتوان مشاهده کرد که اکثریت پیشنهادها از سمت آمریکا به ایران ارسال میشود، که این موضوع حاکی از دست برتر ایران در این فرآیند است. ایران قادر است هر زمان که اراده کند، روند مذاکرات را تسریع یا متوقف کند.












