به گزارش خبرآنلاین، روزنامه کیهان به بررسی نقش فرقه بهائیت در وقایع تاریخی و جنایتهای صورت گرفته در ایران پرداخته است. این روزنامه با اشاره به وقایعی نظیر انحراف مشروطه، روی کار آمدن رضاخان، کشتار 15 خرداد و سرکوبگری ساواک، به انتقاد از ماهیت ضد انسانی این فرقه پرداخته است. علاوه بر این، اشاره شده که کاهنان بودایی نیز در جریان کشتار مسلمانان روهینگیایی، هویت ضد بشری خود را نمایان کردهاند.
مقاله همچنین به تشریح چگونگی جذب جوانان به فرقههای مختلف با تبلیغات فریبنده پرداخته و اشاره دارد که این فرقهها به ویژه پس از بحران معنویت در غرب در دهه 90 با هدف مقابله با ادیان توحیدی و جلوگیری از ورود تفکرات دینی به جامعه شکل گرفتهاند. این فرقهها به ادغام آموزههای مختلفی از جمله کابالا پرداخته و تحت عناوین جدید به ترویج افکار خود میپردازند.
در بخشهای دیگر مطلب، به نقش فرقههایی مانند عرفان سرخپوستی و شبهعرفانهای مختلف اشاره شده که با تکیه بر تجارب شبه معنوی جوانان را به سمت فردگرایی افراطی هدایت کردهاند.
یکی از فرقههای مورد اشاره، فرقه اوشو است که با درآمدهای قابل توجهی از پیروان خود شناخته میشود. آموزههای اوشو به شدت ضد قانونی و اخلاقی توصیف شده و نوعی بیبندوباری را تبلیغ کرده است.
علاوه بر این، فرقه اکنکار و دیگر فرقهها نیز به تنوع آموزههای غیر متعارف و مشروبخواری شهرت یافتهاند، که همگی به اساسهای فکری مشابهی با جریانهای صهیونیستی مرتبط میشوند.در جدیدترین گزارشها، فرقههای نوظهور آمریکایی، بهویژه فرقه معروف «رام الله»، فعالیتهای چشمگیری در جذب جوانان بهویژه بانوان داشتهاند. این فرقه، که رهبر آن خود را مصلح دینی و بعدها منجی جهان معرفی کرد، با جذب نزدیک به 100 نفر از جوانان، به روشهایی متمایل به انحراف از ارزشهای الهی و توحیدی متوسل شده است. اعضای این فرقه به تدریج به حالتی از وابستگی تبدیل شدند و روابط خانوادگی و اجتماعی آنان با مشکلاتی جدی مواجه شد.
از سوی دیگر، فرقههای شیطانپرست نیز در این میان رشد کردهاند. این فرقهها با شباهتهایی به تشکیلات فراماسونری، بهویژه در نمادها و مراسم، در حال نفوذ میان جوانان فراری از هنجارهای مدرنیسم هستند. شیطانپرستی جدید، که در قرون 15 و 16 میلادی در انگلستان شکل گرفت، بر طرز تفکر متفاوتی مبنی بر عدم وجود واقعی شیطان استوار است. این فرقهها با برگزاری مراسمی خاص، به دعوت از جنبههای تاریک وجود انسان میپردازند.
در اواسط قرن بیستم، با افزایش فعالیت لژهای ماسونی در آمریکا، شیطانپرستی بهعنوان ابزاری برای ترویج برخی عقاید فراماسونی وارد میدان شد. این نوع شیطانپرستی، بهدنبال جذب نسل جوان ناآرام و معترض به نظم و نظامهای موجود، خود را با سبک زندگی و موسیقی خاصی تطبیق داده است. یکی از چهرههای کلیدی در این جریان، «آنتوان لاوی» بود که در دهه 60 میلادی ارتباطات نزدیکی با سازمانCIA برقرار کرد و کلیسای شیطان را تأسیس نمود.
به نظر میرسد که شیطانپرستی و فرقههای مربوطه، در تلاشند تا افرادی را که از موهومات مدرنیسم دلسرد شدهاند، به خود جذب کنند. اما شواهد نشان میدهد که این فرقهها در مقابل ادیان ابراهیمی و رسمیت مذهبی، با افت قابل توجهی روبرو شدهاند.











