در گزارشی از روزنامه اطلاعات، موضوع تبدیل روستاها به شهرها و پیامدهای آن به تفصیل بررسی شده است. به گفته این گزارش، تبدیل چند صد مدیر پرخطا به دهها هزار خطای بالقوه، تأثیرات منفی بر مشارکت سیاسی مردم به همراه داشته است. در تهران، عدم آگاهی مردم از پیامدهای انتخابهایشان، زمینه ساز قدرت گرفتن گروههای کوچک و دارای پشتوانه کم شده است.
در مناطق شمال ایران، فعالیتهای شوراهای روستایی به نابودی محیطزیست منجر شده است. فروش کوهها و جنگلها و تغییر کاربری زمینها، باعث سودآوری برای اعضای شوراها شده که در بهترین حالت، این درآمدها صرف هزینههای روستا میشود. در این زمینه، احترام به آرای پیران نادیده گرفته میشود، در حالی که به قدری گفته شده که رأی آنها از جوانان ارزشمندتر است.
تغییرات ناشی از مهاجرت به روستاها و عدم آمادگی فرهنگی برای این دگرگونی نیز از دیگر مشکلات گزارش شده است. معیارهای غیرکارشناسی برای تبدیل روستاها به شهرها، منجر به پیدایش بیش از ۴۰۰ شهر جدید و افزایش ناگهانی درصد شهرنشینی کشور شده است. این تغییرات همراه با کاهش فعالیتهای کشاورزی و وابسته شدن روستاها به شهرها، مشکلات جدیدی را به وجود آورده است.
داشتههای سنتی روستاها به کارهای خدماتی و مصرفی تبدیل شده و جوانان در جستجوی دانشگاههای بیاعتبار رفته و به جای تولید، به دلالی پرداختند. در نهایت، این عوامل بار مالی دولت را افزایش و شهرهای جدید را به ناآرامیهای سیاسی و اجتماعی دچار کرده است.
در ادامه، نویسنده به ضرورت برنامهریزی صحیح برای ارزیابی تبدیل روستاها به شهرها اشاره کرده و پیشنهاداتی را برای محدود کردن اختیارات شوراهای روستایی ارائه میدهد. از جمله این اقدامات میتوان به ممنوعیت تغییر کاربری زمینها و فروش منابع طبیعی به افراد غیربومی اشاره کرد. همچنین توصیه میشود تا شوراهای شهرهای بزرگ باید تخصصیتر عمل کنند تا اثرات منفی کاهش یابد.در راستای بهبود فرآیند انتخاب اعضای شوراها، روش جدیدی به کار گرفته شده که این انتخاب را به دو مرحله تقسیم میکند. در مرحله اول، مسئولیت انتخاب اعضا به نهادهای علمی معتبر واگذار شده است. به عنوان مثال، اگر شورای شهر تهران نیاز به حضور دو یا سه پزشک داشته باشد، انتخاب آنها به «سازمان نظام پزشکی» سپرده میشود. همچنین، اعضای حوزه مهندسی از جمله معماران و مهندسان عمران نیز از طریق «سازمان نظام مهندسی» انتخاب خواهند شد. فدراسیونهای ورزشی نیز به انتخاب اعضای ورزشی میپردازند، در حالی که انتخاب جامعهشناسان، روانشناسان و دامپزشکان به نهادهای مربوطه واگذار شده است. این رویکرد باعث میشود که بهترین افراد از هر رشته علمی، از جمله محیطزیست، ورزش، شهرسازی و ترافیک، به شورای شهر راه یابند. در نهایت، مردم با انتخاب از میان این افراد، کسانی را به شورا معرفی میکنند که بر اساس تواناییهایشان شناخته شدهاند و نه محبوبیتهای زودگذر که معمولاً فاقد تأثیر مثبت برای شهر و شهروندان است.
با این حال، این روش بدون چالش نیست. چالشهایی از قبیل نخبهسالاری و غفلت از نظرات عمومی، وجود دارد. اما با بهرهگیری از تجربیات کشورهای دیگر که به تدریج مسئولیتهای مشابهی را به شوراها محول کردهاند، میتوان از احتمالات اشتباه کاست. همچنین، آموزش عملی نحوه مشارکت در کارهای شورایی در مدارس میتواند به تربیت شهروندانی فعال و مشارکتجو کمک کند، که یکی از کارکردهای مهم ورزش نیز به همین موضوع برمیگردد.










