به گزارش خبرآنلاین، پرونده قتل ملیکا، دختر ۲۲ ساله، که به دست راننده مسافرکش به طرز مشکوکی جان خود را از دست داد، نمایانگر تلاقی خشم فردی با تنشهای اجتماعی است. این موارد نشاندهنده زوال کنترل اخلاقی و اجتماعی در جامعه و امکان بروز فجایع مشابه است. وقوع قتلهای مشابه، شامل مورد خانم «الهه حسیننژاد»، نیز به این موضوع تاکید میکند.
روزنامه اعتماد در این زمینه نوشت که بسیاری از پروندههای قتل جزئیات تلخی دارند که تحت پوشش رسانهها قرار میگیرد اما خبرنگار این گزارش به دلیل رعایت اصول حرفهای از بیان جزییات دلخراش و اظهارات افرادی که خواستهاند ناشناس بمانند، خودداری کرده است.
در تاریخ هفتم بهمن، ملیکا که پس از پایان کار خود ناپدید شد، با خاموش شدن تلفن همراهش، نگرانیهای خانواده و دوستانش را افزایش داد. بعد از چند روز، خبر قتل او توسط راننده مسافرکش منتشر شد. بررسیها نشان داده که خانواده ملیکا به همراه یکی از دوستانش، ابراز نگرانی کرده و به پلیس مراجعه کردند، زیرا ملیکا به دلیل رفتار مشکوک راننده در طول مسیر، لوکیشن خود را برای دوستش ارسال کرده بود.
رسانهها گزارش دادند که ملیکا در ساعت ۱۸ و ۲۰ دقیقه روز حادثه پس از سوار شدن به خودرویی، به طرز مشکوکی ناپدید شد. تحقیقات نشان میدهد که او با راننده در خودروی شخصی درگیر شده و از سوی او به قتل رسیده است. جسد ملیکا به طرز دلخراشی در اطراف یک کانال آب پیدا شد و آثار کبودی و ضربه بر بدن او مشاهده گردید.
دو روز پس از وقوع این حادثه، یک کشاورز جسد دختر جوان را در نزدیک مزرعه خود پیدا کرد و موضوع را به پلیس گزارش کرد. خانواده ملیکا با مراجعه به پزشکی قانونی، جسد او را شناسایی کردند. در ادامه، پرونده به اداره دهم پلیس آگاهی تهران ارجاع شد تا تحقیقات تکمیلی ادامه یابد.
سیزده روز بعد از واقعه، مرکز اطلاعرسانی پلیس تهران اعلام کرد که متهم به قتل ملیکا پس از شناسایی و بررسیهای شبانهروزی کارآگاهان در تاریخ ۲۰ بهمن در منطقه کهریزک دستگیر شد. به گفته پلیس، متهم راننده یک خودروی عبوری بوده و این حادثه هیچ ارتباطی با تاکسیهای اینترنتی نداشته است.تحقیقات تکمیلی درباره انگیزه و ابعاد مختلف جنایت قتل ملیکا ادامه دارد و در آینده اطلاعات بیشتری منتشر خواهد شد. کارشناسان جامعهشناسی و جرمشناسی بارها تأکید کردهاند که در صورتی که خشم اجتماعی راهی برای تخلیه نیابد، میتواند به خشونت تبدیل شود. این خشونت ممکن است لزوماً سیاسی یا جمعی نباشد و بیشتر در محیطهای خصوصی و روزمره بروز یابد. حوادث مربوط به دیماه ۱۴۰۴ نشاندهنده افزایش خشونت و اضطراب در جامعه است. قتلهایی مانند قتل «الهه حسیننژاد»، دختر ۲۴ سالهای که به دست رانندهای با نیت نامشخص کشته شد، نشاندهنده تلاقی میان فرد خشمگین و جامعهای پرتنش است.
علی نجفیتوانا، جرمشناس و رئیس سابق کانون وکلا، در خصوص این پرونده اظهار میکند که باید اطلاعات کافی از مرتکب جرم و خانواده قربانی جمعآوری شود. او معتقد است که ملیکا به عنوان قربانی خشونت باید مورد توجه قرار گیرد و انگیزههای مرتکب جرم باید مشخص شوند. نجفیتوانا میافزاید که معضلات حمل و نقل در کشور منجر به جنایات متعدد، از جمله قتلهای سریالی توسط رانندگان شده است. این شرایط نشاندهنده مشکلات اقتصادی و اجتماعی است که ممکن است افراد را به ارتکاب جنایت وادار کند.
او ضمن اشاره به اعتیاد و مصرف مواد مخدر در بین رانندگان، بر لزوم مدیریت مؤثر حمل و نقل تأکید دارد. وی همچنین خاطرنشان میکند که امید است مقامات مربوطه گزارشی جامع از پروندهها ارائه دهند تا کارشناسان بتوانند راهکارهای مناسبی برای جلوگیری از وقوع چنین حوادثی ارائه کنند.
نجفیتوانا توضیح میدهد که نوع خشونت در سرقتهای مسلحانه میتواند نشاندهنده کنترل از دست رفته مجرم باشد. او تأکید میکند که رفتار خشونتآمیز ناشی از ترکیبی از مشکلات فردی و اجتماعی است. افرا د خشمگین به دلیل عدم توانایی در کنترل خود، ممکن است به رفتارهای خشن و تند روی آورند. او به تأثیر خشم ناشی از مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در بروز این رفتارها اشاره میکند و برای رفع این مسائل بر ضرورت توجه به وضعیت عمومی جامعه تأکید دارد.تحقیقات نشان میدهد که افراد با آستانه مقاومت بالاتر و کنترل بیشتری بر خشم خود، کمتر در معرض بروز رفتارهای خشونتآمیز قرار دارند. به عبارت دیگر، مسائل اقتصادی، تربیتی، روانی و فرهنگی میتوانند نقش مهمی در مدیریت رفتار افراد ایفا کنند. وقتی جامعهای با این چالشها مواجه باشد، احتمال بروز انواع خشونتها—از جمله کلامی، جنسی، فیزیکی، دینی و سیاسی—افزایش مییابد. معمولاً کسانی که رفتارهای متعارف و انسانی دارند، کمتر به خشونت روی میآورند و احترام به یکدیگر را در ارتباطات خود رعایت میکنند.
در ایران، عوامل متعددی همچون جنگ، تحریم، تورم و افزایش جرایم و فساد مدیریتی، شرایطی را به وجود آورده که اغلب افراد جامعه دچار ناپایداری روحی و روانی شدهاند. در نتیجه، این شرایط میتواند به رشد کلاهبرداری، سرقت و دیگر جرایم منجر شود.











