تماس با ما

### شکاف ادراکی میان ایرانیان داخل و دیاسپورا

در شرایط بحرانی کنونی در ایران، اختلاف دیدگاه‌ها و تجربیات میان ایرانیان داخل کشور و بخش‌هایی از دیاسپورا درباره مسیر تغییرات اجتماعی و سیاسی به وضوح مشاهده می‌شود. این اختلاف بیشتر از اینکه ناشی از میزان دلسوزی باشد، به تجارب زندگی هر گروه برمی‌گردد.

ایرانیان در داخل کشور بحران‌ها را از نزدیک تجربه می‌کنند؛ چالش‌هایی مانند فشار معیشتی، ناپایداری اقتصادی و نگرانی از آینده. به همین دلیل، هر تصور از بی‌ثباتی برای آنها به معنی تهدید جدی به زندگی روزمره، شغل، سلامت و امنیت فردی است.

در مقابل، بخش قابل توجهی از دیاسپورا این بحران‌ها را از طریق رسانه‌ها، تحلیل‌های سیاسی و شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنند. اگرچه این نوع تجربه نیز واقعی است، اما اغلب با تجربیات مستقیم تفاوت دارد. فاصله جغرافیایی به طور طبیعی بر ارزیابی ریسک‌ها تأثیر می‌گذارد و به همین دلیل، ممکن است گزینه‌های پرریسک‌تر بی‌خطر به نظر برسند.

این وضعیت به عنوان «ملی‌گرایی از راه دور» شناخته می‌شود. افرادی که از میدان اصلی بحران دور هستند، به دلیل عدم تحمل هزینه‌های مستقیم تصمیمات، ممکن است مواضع رادیکال‌تری اتخاذ کنند. این پدیده نه تنها ناشی از بی‌مسئولیتی نیست، بلکه ترکیبی از فاصله جغرافیایی، هیجان و فشار اطلاعاتی است.

طی دو سال گذشته، فضای رسانه‌ای ایران به شدت قطبی و احساسی شده است. حجم بالای اخبار فوری و تحلیل‌های شتابزده، میزان شناخت عمومی را به شدت تحت تأثیر قرار داده و تمایل به پاسخ‌های ساده و فوری را افزایش داده است. به همین دلیل، تحلیل‌های پیچیده‌تر سیاسی ممکن است نادیده گرفته شوند.

علاوه بر این، در کشوری با موقعیت ژئوپولیتیک حساس ایران، سیاست نمی‌تواند به راحتی با واکنش‌های هیجانی همراستا شود. انتقاد از عملکرد حکومت ضروری است، اما این انتقاد نباید مشروعیتی برای تشدید تنش‌ها یا اقدام نظامی ایجاد کند و باید توجه داشت که جنگ و انزوای بین‌المللی عواقب وخیمی همچون فرسایش اقتصادی و کاهش توان چانه‌زنی دارند.

افراد در داخل کشور به دلیل تجربیات عمیق‌تر، در ارزیابی ریسک‌ها دارای صلاحیت بیشتری هستند. با این وجود، نقش دیاسپورا در ارتباط‌سازی و ایجاد ظرفیت‌های مدنی انکارناپذیر است. اما دعوت به جنگ و مشروعیت‌بخشی به حمله به کشور نه یک کنش مدنی مسئولانه است و نه یک تحلیل سیاسی حرفه‌ای.

تحلیل سیاسی مقیاسی دقیق‌تری از شناخت قدرت، توازن قوا و پیامدهای اقتصادی و امنیتی را می‌طلبد. به‌رغم ناکامی‌های مدیریتی، مسیر اصلاح از درون از طریق فعالیت‌های حزبی، نهادهای مدنی و تقویت گفت‌وگوی ملی به عنوان بهترین گزینه برای تغییر پایدار معرفی می‌شود، چرا که هزینه‌های انسانی و ملی کمتری دارد.

در نهایت، مسئله امروز ایران انتخاب بین «وضع موجود» و «ویرانی» نیست. بلکه یافتن یک مسیر اصلاحی با حداقل هزینه‌ها برای جامعه و نسل‌های آینده اهمیت دارد. در تاریخ بشر، تصمیمات هیجانی پیامدهای طولانی‌مدتی دارند که جبران‌پذیر نیستند. مسئولیت جمعی ما—چه در داخل و چه در خارج—این است که حتی در اوج نارضایتی، عقلانیت سیاسی را حفظ کنیم و اجازه ندهیم تا هیجان‌زدگی جایگزین تحلیل‌ها شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *