در دانشگاه تهران و میدان انقلاب، تجمعی بزرگ برپا شده است. مردمی با بلندگو و سیستم نوررسانی قوی در حال تماشای یک تلویزیون بزرگ و شنیدن صدای قاری خوشصدایی به نام حسین بیات هستند. به گفتهها، دیشب نیز گروهی از دمامزنان و سنگکوبها با شور و حال عجیبی در این مکان حضور داشتند. در کنار این مراسم، سخنرانیها و مداحیها به تکرار جریان دارد و مخاطبین تحت تأثیر قرار میگیرند.
گزارشها از حضور چهرههای آشنا و جدیدی حکایت میکند که در این روزهای خاص به میدان آمدهاند. مردی میانسال از همدان، مردی سپیدموی از گرگان و پیرمردی رزمنده نیز در میان جمعیت دیده میشوند. یکی از فعالان با صدای بلند شعارهایی را خطاب به حاضران میدهد و جوانی دیگر با گفتن شعارهای آتشین به تشویق مردم میپردازد.
حاضران هنگام عبور نیروهای نظامی با فریادهایی چون “انتقام، انتقام” و “نه سازش، نه تسلیم” به ابراز احساسات خود میپردازند. شعارهای مذهبی نیز به وفور شنیده میشود و برخی میگویند “حیدر، حیدر!” و به یاد اباعبدالله حسین(ع) شعار میدهند.
در گوشهای از میدان، دختری دهساله با پرچم ملی و عکس رهبر در حال چرخش است و بانوی میانسالی چادری که از صبح زود در میدان حاضر شده، با شور و شوق، عکس رهبر را نظاره میکند و از عشق به او سخن میگوید. حضور زنان و نوجوانان تأکید بر عزم و اراده نسلهای مختلف برای حمایت از آرمانها و ارزشهای مشترک دارد.
این تجمع نمایی از احساسات و باورهای عمیق مردم در مواجهه با شرایط کنونی را به نمایش میگذارد و گواهی بر پایداری آنها در برابر چالشها است.**حضور بانوی نستوه در تجمعات مردمی**
در یک تجمع مردمی، زنی با پرچم و تصویر رهبر در دست راست و دست دیگرش را به نشانه سلام نظامی به سمت ماشینسوارها دراز کرده بود. این زن در اوایل تجمع کمی از جمع فاصله میگرفت، اما به وضوح تمایل داشت تا بخشی از این جمع باشد. او با شور و انرژی شعارهایی از قبیل “اللهاکبر” و دیگر عبارات را سر میداد و حتی در مصاحبهای با خبرگزاری کلمبیا، به بیان نظرات خود پرداخت.
در روز بعد، این بانوی فعال به یکی از گردانندگان اصلی تجمع تبدیل شد. او با راهنمایی بسیجیها، از آنها خواست که به نحو احسن فعالیت کنند و با انرژی و شجاعت، جو را تحت تأثیر قرار داد. او همچنین به تشویق دختران و زنان جوانی که به جمع پیوسته بودند، پرداخت و موبایلش را به یکی از مردان حاضر که بلندگو به همراه داشت، داد تا نوحهها و سرودهای حماسی پخش شوند.
دستکم سه یا چهار دختر و زن جوان که بدون روسری در جمع حضور داشتند، با دیدن وی به جمع پیوستند. یکی از آنها که پرچم در دست داشت، با حرارت شعار میداد و وقتی خبرنگاری از او پرسید، پاسخهای حماسی او باعث ایجاد شگفتی در میان حاضران شد و مردی مسن پیشنهاد داد تا برای سلامتی این دختر صلوات بفرستند.
با وجود گرسنگی و تشنگی، نویسنده احساس میکند که نمیتواند از میدان خارج شود تا زمانی که آن زن حاضر است. به تدریج مشخص میشود که او نه تنها در میدان ثابتقدم است، بلکه به محور اصلی تجمع تبدیل شده و به طور مداوم شعار میدهد و مردم را به همکاری و همدلی تشویق میکند. به نظر میرسد که به چنین شخصیتهایی در تاریخ ایران که الهامبخش هستند، بهاء داده میشود و یادآوری میشود که شیرزنان سرزمین همچنان در صفوف اولیه حضور دارند.
این زنان، یادآور شخصیتهای تاریخی همچون “گردآفرید” هستند که در نبردهای سخت برای سرزمینشان میجنگیدند و همواره نماد شجاعت و دلاوری در فرهنگ ایرانی محسوب میشوند.











