**نگین باقری**: صبح روز نهم اسفند، در ساعت ۱۱:۰۵، مادر آریا بعد از دریافت تماسی اضطراری از معلمش، در حال دعا کردن برای بیرون آوردن پسرش از مدرسه بود. در حالی که چند کیلومتر دورتر، جیغ و فریاد دانشآموزان پس از حمله هوایی ایالات متحده و اسرائیل به مدارس واقع در میناب، ادامه داشت. موشک دوم در شرایطی شلیک شد که دانشآموزان در حال حضور و غیاب بودند و این مسئله باعث تخریب ساختمان و کشته شدن ۴۶ دانشآموز دختر و ۷۳ پسر شد.
بعد از این حمله، امدادگران در حین آواربرداری، وحشت و اضطراب حاکم در دقایق پایانی مدرسه را کشف کردند. اکثر اجساد به صورت گروهی در راهروها، در حال تلاش برای فرار پیدا شدند. در بخشهای مختلف مدرسه، گروههایی از بچهها که به آخرین پناهگاههای خود میرفتند، شناسایی شدند. یافتن تکههای بدنهای مجروح در کنار قطعات موشک نشاندهنده شدت حمله و عمق فاجعه بود.
با وجود اینکه رسانهها بیشتر به حمله به مدرسه “شجره طیبه” و شهیدان آن پرداختهاند، باید توجه داشت که این مجموعه شامل دو مدرسه دخترانه و پسرانه به همراه یک پیشدبستانی میشد. بعد از حملات هوایی، سولههای اطراف مورد هدف قرار گرفتند و اندکی بعد، موشک دوم به خود مدرسه شلیک شد.
در میان قربانیان، خسارت به معلمان و والدین نیز به ثبت رسید. یکی از والدین با وجود شلوغی، ابتدا فرزند خود را نجات داد، اما در تلاش برای کمک به دیگران جان خود را از دست داد. همچنین معلم دیگری نیز در حین خروج دانشآموزان، با فرزندش به ورطه مرگ کشیده شد.
در ساعات اولیه روز، معلمان متوجه شدند که روز عادیای نیست و شروع به تماس با خانوادهها کردند تا دانشآموزان را از مدرسه خارج کنند. یکی از والدین، در حالی که در تلاش بود به مدرسه برسد، مشاهده کرد که دود از مخازن بالای مدرسه به آسمان رفته است و امیدوار بود که بچهها در سلامت باشند. اما با گذشت زمان، موج دوم حملات به وقوع پیوست و تماسهای اضطراری قطع شد.### وقوع یک حادثه تلخ در مدرسه میناب
در پی حملهای هوایی به سولههای اطراف یک مدرسه، صدای انفجار تا روستاهای مجاور نیز شنیده شد. این حمله که به زنگ چهارم درس دانشآموزان همزمان بود، موجب ایجاد ترافیک سنگینی در اطراف مدرسه شد و آسیب چندانی به ساختمانها نزد.
آقای بهادری، پدر آریا، یکی از دانشآموزان، با اشاره به تراژدی روز حادثه، گفت که او و همسرش به همراه پسر دوساله دیگری به نام ارسلان، از صبح شنبه دچار نگرانیهای بسیاری هستند. وی به محض رسیدن به مدرسه، با مشاهده ی ترافیک شدید و فاجعهای که رخ داده بود، فوراً ماشین را پارک کرده و به سمت مدرسه دوید. او به شدت نگران بود و در ذهنش تصویر آریا را تجسم میکرد که با گرد و غبار بر صورتش به او میرسد.
به گفته آقای بهادری، جمعیت حاضر در اطراف مدرسه آنقدر زیاد بود که نیروهای امدادی نتوانستند به محوطه نزدیک شوند. مردم در تلاش بودند تا آوار را کنار بزنند و به گفته وی، خواهرا و برادران و دیگر اعضای خانوادهاش نیز مشغول جستجو بودند.
### نجات 95 نفر در حمله هوایی
با رسیدن گروههای امدادی غیابتی از این حادثه، عملیات نجات آغاز شد. طبق گزارشها، 95 نفر از این حمله جان سالم به در بردند که برخی از آنها به دلیل موج انفجار به داخل حیاط پرتاب شده بودند یا از زیر آوار بیرون کشیده شدند. این حادثه همچنین 110 مجروح به جا گذاشت، که یکی از آنها دو روز قبل شهید شد. به گفته کارشناسان، بیشتر بازماندگان در طبقات پایین حضور داشتند و جمع آوری اجساد دختران به دلیل موقعیت مکانی دشوارتر بود.
### وقوع حملات متعدد حین آواربرداری
در حالی که عملیات آواربرداری در حال انجام بود، حملات دیگری نیز رخ داد که به تخلیه منطقه منجر شد. هجوم موشکها به مقرهای نظامی و بیمارستانها جان تعدادی از افراد را گرفت. به گفته تیم امداد، این انفجارها مانع از اتخاذ تدابیر فوری برای کاهش خطر شد.
خانوادهها در حالی که اطلاع از وضعیت فرزندانشان نداشتند، به امدادگران التماس میکردند. زمان به سرعت میگذشت و یافتن دانشآموزان گمشده دشوارتر میشد.**فاجعه در میناب: ناپدید شدن کودکان در آوار یک مدرسه**
آریا و همکلاسیهایش، قربانیان یک حادثه ناگوار در میناب شدند. پدر آریا که در جستجوی پسرش بر روی آوار ایستاده بود، از بوی عجیبی سخن گفت و اظهار داشت که مردم آن را به عنوان “بوی خون جمعی” تشخیص داده بودند. او همچنین به تصاویری که دیده اشاره کرد و ابراز کرد که توان توصیف این تصاویر را ندارد.
جستجوی خانوادهها برای یافتن فرزندانشان ادامه داشت و صداهای عجیبی که از زیر آوار به گوش میرسید، امیدی را در دل والدین زنده میکرد. عموی آریا نهایتاً او را پیدا کرد و گفت که بدنش سالم و بدون هرگونه اثر سوختگی بود. آریا که عاشق فوتبال و بازیهای کامپیوتری بود، روز قبل از حادثه مشقهایش را با شتاب نوشت تا به روستای محبوبش برود.
در پایان شب، تنها تعداد معدودی از دانشآموزان از زیر آوار خارج شدند و بطور کلی والدین دلسوخته همچنان به انتظار نشسته بودند. جستوجوگران هر بار که بقایایی پیدا میکردند، صدها نفر به سمت آنان میشتافتند و ناامیدانه به عقب برمیگشتند.
مدرسهای که مورد حمله قرار گرفت، با اینکه از نظر برخی عناصر سالم به نظر میرسید، اما مورد توجه حمله اصابت قرار گرفت. به گزارش مسئولان، این مدرسه در هشت سال گذشته تأسیس شده و با تغییر کاربری مناطق اطراف، نقاط غیرنظامی نیز تحت تأثیر قرار گرفته بود. پدر آریا تأکید کرد که از زمانی که پایگاه نظامی سیدالشهدا در مرکز شهر بنا شده، تغییرات زیادی در زمینهای اطراف رخ داده است.**تحولات اخیر در میناب و حملات هوایی: گزارشی از مشاهدات و شواهد**
طبق اطلاعات دریافتی از شهروندان مینابی، در نزدیکی دبستان، ساختمان جهاد کشاورزی قرار دارد. به فاصلهای کمتر از این مدرسه، درمانگاه شهید آبسالان واقع شده است. در سال گذشته، مجموعهای از کسبوکارها از جمله یک سوپرمارکت-قهوهخانه، کارواش و یک تعاونی فرهنگیان در این منطقه به فعالیت پرداختهاند.
شهروندان بیان کردهاند که یکی از انبارهای این محوطه به انباری برای موکت تبدیل شده است. آنها اذعان دارند که نواحی نظامی، تنها اطراف زمین چمن محدود شده و این مناطق نیز در تصاویر هوایی به وضوح شناسایی میشوند. این واقعیت سوالات جدی درباره چگونگی هدف قرار گرفتن مدرسه و بیمارستان مطرح میکند.
گزارشهای رسانهها بر اساس ویدیویی که خبرگزاری مهر منتشر کرده، حاکی از استفاده از موشک تاماهاک در این حمله است. علیرغم اینکه نه اسرائیل و نه آمریکا مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفتهاند، شواهد موجود به سمت آمریکا اشاره دارد. روز شنبه، نیروی دریایی ایالات متحده عکسی از ناوشکن «یواساس پیترسن جونیور» منتشر کرده که در حال شلیک یک موشک کروز تهاجم زمینی تاماهاک بوده است.
وزیر دفاع آمریکا و رئیسجمهور پیشین این کشور در مورد این فاجعه سکوت اختیار کردهاند، اما پیش از این مقامات آمریکایی اعلام کرده بودند که هواپیماهای آمریکایی در حال انجام عملیات در جنوب ایران بودهاند. علاوه بر این، اطلاعاتی از نیویورک تایمز نشان میدهد که قطعاتی از موشک شلیک شده دارای نشانههای وزارت دفاع آمریکا است.
در نهایت، در حالی که آمریکا در حال جشن گرفتن دقت موشکهای تاماهاک خود بود، این حملات زندگی کودکان در میناب را به خطر انداخت. سؤال مهمی که در ذهن بسیاری از مردم باقی مانده این است که اگر مدارس به عنوان مکانهایی امن برای کودکان در نظر گرفته نشوند، آنها باید کجا پناه ببرند؟











