وبسایت خبری
خبردونی

چرا مفهوم «پدافند کل جامعه» به عنوان یکی از درس‌های کلیدی جنگ اخیر مطرح شده است؟

چرا مفهوم «پدافند کل جامعه» به عنوان یکی از درس‌های کلیدی جنگ اخیر مطرح شده است؟

اهالی هر منطقه به‌عنوان «پاسخ‌دهندگان اولیه» در خط مقدم پدافند عمل می‌کنند، چراکه آشنایی عمیقی با محیط زندگی خود دارند. در شرایط اضطراری، هنگامی که نیروهای نظامی و پلیس مشغول مأموریت‌های خود هستند، افراد محلی به‌عنوان نخستین پاسخ‌دهندگان به حملات دشمن عمل می‌کنند. شورایاران و نگهبانان محله نیز در پر کردن خلأهای امنیتی نقش مهمی دارند. این شناخت محلی می‌تواند برای واکنش سریع و هشدارهای اولیه ارزشمند باشد و به محله‌ها این امکان را بدهد که پیش از ورود نیروهای امدادی رسمی، اقداماتی انجام دهند.

رویکرد «پدافند کامل» یا «تمام جامعه» که در کشورهای شمال اروپا رواج دارد، به همه شهروندان اجازه می‌دهد تا در پدافند ملی مشارکت کنند. به‌عنوان نمونه، در سوئد، هر فرد بین ۱۶ تا ۷۰ سال از لحاظ قانونی ملزم به مشارکت در پدافند کامل در زمان جنگ است که این می‌تواند از طریق خدمت سربازی یا حضور در خدمات امداد و نجات باشد. هدف اصلی این سیستم شامل چهار جنبه است: حفاظت از خدمات عمومی ضروری، تقویت قابلیت‌های نظامی، محافظت از جمعیت غیرنظامی و حفظ اراده دفاعی مردم.

الگوی «پدافند کل جامعه» به همکاری میان مردم، بخش خصوصی و زیرساخت‌های غیرنظامی در امنیت ملی اشاره دارد. این رویکرد در اروپا و به‌ویژه در ۱۵ سال اخیر توجه‌های زیادی را به خود جلب کرده، در حالی که ایران از زمان جنگ ایران و عراق یکی از پیشرفته‌ترین مدل‌های پدافند کامل را پایه‌گذاری کرده است. این استراتژی، با تکیه بر تأسیس سازمان بسیج و جهاد سازندگی، از همان زمان جنگ برای مقابله با تهدیدات مدرن شکل گرفت و از دهه هشتاد به‌وسیله دکترینی به نام «پدافند موزاییکی» به اجرا درآمد.

منظره بارز ساختاری پدافند کامل در ایران، سازمان بسیج مستضعفین است که بعد از انقلاب اسلامی در آذر ۱۳۵۸ تشکیل شد و به‌عنوان شاخه‌ای شبه‌نظامی از سپاه این وظیفه را بر عهده دارد. جهاد سازندگی نیز شاهدی بر مشارکت فعال مردم در پدافند مدنی است. این نهاد که برای کمک به محرومیت‌زدایی تشکیل شده بود، در جنگ تحمیلی نقش مؤثری در پشتیبانی از کشور ایفا کرد.

در طول جنگ، جهاد سازندگی که پیش از آن بر سازندگی روستاها متمرکز بود، مسئولیت مهمی در مهندسی رزمی و پشتیبانی لجستیکی جبهه‌ها بر عهده گرفت. فعالیت‌های این نهاد در ساخت جاده و پل در خطوط مقدم، آن را به یکی از ارکان موفقیت‌ها تبدیل کرد و به همین دلیل از سوی امام خمینی(ره) به «سنگرسازان بی‌سنگر» شهرت یافت. همچنین این نهاد وظیفه عملیات‌های مهندسی پیچیده در جبهه‌ها را نیز به عهده داشت.

جهاد سازندگی علاوه بر فعالیت در جبهه، ستاد پشتیبانی جنگ را نیز راه‌اندازی کرد و در ارسال کمک‌های مردمی به خطوط مقدم نقش داشت. تجربیات این نهاد نشان‌دهنده بهره‌مندی از ظرفیت‌های مردمی برای تقویت پدافند مدنی است. این سازمان با تکیه بر روحیه جمعی مردم، توانسته است حضوری مؤثر در نبردها داشته باشد.

این سازمان به‌گونه‌ای طراحی شده که با کاهش بوروکراسی و تفویض اختیارات به نیروی‌های محلی، خود را با وضعیت جنگ سازگار کند. این ویژگی برای مدیریت بحران‌های غیرمترقبه و تهدیدات مدرن نیز حائز اهمیت است. الگویی که پس از جنگ نیز در هنگام بروز سوانح طبیعی مانند سیل و زلزله با حضور گروه‌های جهاد سازندگی در مناطق آسیب‌دیده ادامه یافته است.

دکترین پدافند موزاییکی که از دهه هشتاد شمسی به‌کار گرفته شد، به تقسیم ایران به ۳۱ فرماندهی استانی مستقل اشاره دارد. بر اساس این دکترین، اگر ساختار مرکزی در تهران بر اثر حملات مختل شود، هر استان می‌تواند با اختیارات تفویض‌شده و زنجیره‌های لجستیکی محلی به‌طور مستقل عمل کند.سازمان پدافند غیرعامل که از سال ۱۳۸۲ تأسیس شده است، مسئولیت حفظ امنیت غیرنظامی کشور را به عهده دارد. این سازمان بخش‌های دولتی و خصوصی را به رعایت استانداردهای سخت‌گیرانه پدافندی ملزم می‌کند. بر اساس قوانین پدافند غیرعامل، پروژه‌های کلیدی زیرساختی غیرنظامی، شامل بزرگراه‌ها، متروها و مراکز مخابراتی، باید با در نظر گرفتن نکات پدافندی و تجهیزاتی چون پناهگاه، باند اضطراری یا مراکز فرماندهی جایگزین اجرا شوند. علاوه بر این، این سازمان تأکید دارد که پراکندگی جغرافیایی و ایمن‌سازی زیرزمینی دارایی‌های صنعتی، به ویژه کارخانه‌های شیمیایی و گره‌های انرژی، امری ضروری است تا از ایجاد نقاط آسیب‌پذیر جلوگیری شود. این رویکرد، نقش لجستیک غیرنظامی را هم‌زمان با عملیات نظامی در نظر می‌گیرد.

*استاد دانشگاه*

۴۷۴۷

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *