### بررسی جدید در مورد کرمچالهها و پل اینشتین-روزن
به گزارش خبرآنلاین و به نقل از ایسنا، پژوهشهای اخیر در حوزه فیزیک نظری یک دیدگاه جدید نسبت به کرمچالهها ارائه دادهاند. این نظریه جدید بهجای نگاه سنتی به کرمچالهها بهعنوان تونلهایی برای سفر در زمان یا فضا، آنها را بهعنوان آینهای از ذات زمان معرفی میکند.
کرمچالهها یا کرمچالها بهعنوان ساختارهایی فرضی در فضا-زمان شناخته میشوند که بر اساس معادلات میدان اینشتین شکل گرفتهاند. اگرچه این ساختارها با نظریه نسبیت عام آلبرت اینشتین سازگار هستند، اما تا کنون در جهان واقعی مشاهده نشدهاند. برخی از محققان بر این باورند که کرمچالهها بیانگر بعد چهارم فضا هستند و میتوان آنها را بهعنوان بخشی از یک شیء سهبعدی درنظر گرفت.
نویسندگان این مطالعه با بازنگری به نظریههای مطرح شده توسط اینشتین تقریباً ۹۰ سال پیش، سعی در ادغام گرانش با مکانیک کوانتومی دارند و حتی قصد دارند دیدگاههای جدیدی درباره “بیگ بنگ” ارائه کنند.
این تحقیق به مسئله اساسی در فیزیک باز میگردد که چگونه گرانش و ذرات کوانتومی با یکدیگر ارتباط دارند. با وجود اینکه هر کدام از این دو نظریه در زمینههای خاص خود به خوبی عمل میکنند، اما در شرایطی خاص، نظیر درون سیاهچالهها یا در مراحل ابتدایی تشکیل جهان، این دو با مشکل مواجه میشوند.
یک مفهوم کلیدی در این تحقیق “پل اینشتین-روزن” نام دارد که به مدت طولانی مورد سوءتعبیر قرار گرفته است. اینشتین و ناتان روزن در سال ۱۹۳۵ با هدف ارائه یک توضیح ریاضی برای ارتباط بین ذرات و گرانش، این پل را معرفی کردند. پل آنها بههیچوجه برای عبور ایجاد نشده بود و بهعنوان یک ساختار ریاضی عمل میکرد.
فیزیکدانان بعدها این ایده را به کرمچالهها نسبت دادند و تصور کردند که این پلها میتوانند بهعنوان مسیرهایی بین نقاط دور در فضا عمل کنند. با این حال، محاسبات نشان داد که این تونلها به سرعت ناپایدار شده و عبور از آنها غیرممکن است.
این مطالعه جدید بر نادیده گرفته شدن برخی ویژگیهای زمان تأکید دارد و پیشنهاد میدهد که در سطح میکروسکوپی، بهویژه در نزدیکی سیاهچالهها، زمان باید بهطرز دیگری توصیف شود.
در این چارچوب، پل اینشتین-روزن دیگر یک تونل فیزیکی نیست، بلکه یک ارتباط ریاضی بین دو جهت متفاوت زمان محسوب میشود. این تغییر در دیدگاه، بهویژه با توجه به معضلاتی مانند پارادوکس اطلاعات سیاهچاله، دارای اهمیت بالایی است. بهویژه تاکنون ثابت نشده که اطلاعات در سیاهچالهها بهطور کامل از بین میروند یا نه.
این یافتهها نه تنها باعث ارتقای درک ما از زمان و فضا میشود، بلکه نویدبخش یک رویکرد یکپارچه در نظریه میدان کوانتومی در فضازمان خمیده نیز هستند.### نکتهای درباره حفظ اطلاعات در سیاهچالهها
تحقیقات جدید نشان میدهد که نظریههای موجود درباره سیاهچالهها، با پارادوکسی چالشبرانگیز روبرو هستند که به حفظ اطلاعات اشاره میکند. فیزیکدانان معمولاً این اجرام کیهانی را تنها با یک جهت زمانی بررسی میکنند، اما رویکرد جدید پیشنهاد میکند که اطلاعات در افق رویداد از بین نمیرود. به جای آن، این اطلاعات در امتداد ساختاری مشابه آینه که به معکوس زمان ارتباط دارد، به تکامل خود ادامه میدهد.
از دیدگاه ما، این اطلاعات ناپدید میشوند، اما در سطح بنیادی، هیچچیز از بین نمیرود. قوانین مکانیک کوانتومی همچنان بدون نیاز به نظریات جدید یا مواد خاص، دستنخورده باقی خواهند ماند.
### تأثیر این نظریه بر جهان و کیهانشناسی
اگر این الگو صحیح باشد، تبعات آن بسیار فراتر از سیاهچالهها خواهد بود. به عنوان مثال، ساختار مشابه آینه زمان ممکن است به کل کائنات مربوط باشد. در این زمینه، بیگ بنگ ممکن است به عنوان آغاز مطلق زمان شناخته نشود، بلکه به عنوان یک “جهش” کوانتومی بین دو مرحله متفاوت از جهان، یکی در حال انقباض و دیگری در حال انبساط، عمل کند.
در این سناریو، جهان کنونی میتواند درون یک سیاهچاله تشکیلشده در کیهان گذشته قرار داشته باشد. با فروپاشی این بخش، اثرات کوانتومی از وقوع تکینگی جلوگیری میکنند و فضا-زمان دوباره به حالت اولیه خود برمیگردد و گسترش مییابد. همچنین، برخی آثار از جهان پیش از این جهش مانند سیاهچالههای کوچک ممکن است وجود داشته باشند و در حال حاضر به عنوان “ماده تاریک” شناخته شوند.
با این حال، این نظریه هنوز در مرحله تئوری قرار دارد و بخشهای مانند سفر سریعتر از نور یا دستگاههای زمانسنج را پیشبینی نمیکند. برای آزمایش این نظریه، نیاز به رویکردهای جدید برای پیوند دادن نظریات کوانتومی و مشاهدات سیاهچالهها و جهان اولیه وجود دارد.
تحقیقات آتی به اصلاح چارچوب ریاضی و شناسایی شواهد مشاهدهای واضحتر برای تأیید یا رد این تصویر معطوف خواهد بود.











