به گزارش خبرآنلاین و به نقل از ایسنا، گیاهان به خاطر توانایی خود در جذب انرژی از خورشید و خاک شناخته میشوند. ریشههای گیاهان نیتروژن، فسفر و مواد معدنی را از خاک برداشت میکنند، در حالی که برگهای آنها نور خورشید را جذب میکنند. اما این قواعد سنتی در گیاهان گوشتخوار متفاوت است.
طبق گفته فوربس، گونههایی مانند ونوس مگسخوار و گیاهان کوزهدار با شکار حشرات و حل کردن طعمه در استخرهای اسیدی، بخش عمدهای از نیازهای تغذیهای خود را از حیوانات تأمین میکنند. این شیوه به دلیل ناکافی بودن خاک محل زندگی آنها برای تأمین نیازمندیهای غذایی صورت میگیرد.
زیستشناسان تکاملی بر این باورند که گوشتخواری گیاهان به دلایل انرژی یا کالری مربوط نیست، بلکه به دو عنصر کلیدی نیتروژن و فسفر که برای رشد ضروری هستند، مرتبط میشود. اسکات تراورس، زیستشناس از دانشگاه راتگرز، به توضیح معیارهای تکامل این ویژگی خاص پرداخته است.
این گیاهان بیشتر در زیستگاههای سختی مانند باتلاقهای اسیدی و تالابهای کممواد مغذی رشد میکنند. این مناطق اگرچه آب و نور خورشید کافی دارند، اما خاک آنها به لحاظ شیمیایی برای جذب مواد غذایی نامناسب است. در بسیاری از این مناطق، بهدلیل کمبود اکسیژن و اسیدیته بالا، فرایند تجزیه مواد به شدت کند است.
گیاهان گوشتخوار بهجای تلاش برای جذب مواد غذایی از خاک، به طور مستقیم از شکار حشرات بهره میبرند، در نتیجه از پیچیدگیهای زیرزمینی و رقابتهای موجود رها میشوند. به نقل از مجله “New Phytologist”، نیتروژن یکی از عناصر حیاتی برای ساخت کلروفیل و DNA است و بدون آن، گیاهان نمیتوانند بهدرستی فتوسنتز کنند.
این گیاهان بهویژه برای برطرف کردن کمبود نیتروژن به شکار حشرات روی آورده و به این ترتیب، سرعت رشد و کارایی فتوسنتز خود را افزایش میدهند. آزمایشها نشان میدهد که حذف حشرات از گیاهان میتواند به کاهش چشمگیر رشد آنها منجر شود، حتی زمانی که سایر عوامل مانند نور و آب یکسان باقی میمانند.
تحقیقات جدید نشان میدهد که گوشتخواری گیاهان در واقع پاسخ به کمبود مواد مغذی در محیطهای زیست آنها بوده و این مسئله به نحوه سرمایهگذاری آنها روی ریشهها بستگی دارد. در خاکهای کماکسیژن یا اسیدی، رشد ریشهها هزینهبر است و سرمایهگذاری زیاد بر روی ریشهها در این زیستگاهها نتیجه مثبتی ندارد.
بنابراین، سرمایهگذاری بر روی تلهها و مکانیسمهای جذب حشرات برای گیاهان دارای اهمیت بیشتری است و این موضوع از منظر تکاملی، به یک بدهبستان تبدیل میشود. گیاهان با تمرکز بر جذب غذا از حشرات، منابع خود را به سمت ساختارهای برگ هدایت میکنند که میتوانند بهعنوان اندامهای تغذیهای نیز عمل کنند.### گیاهان گوشتخوار: نادر اما شگفتانگیز
به گزارش «Journal of Experimental Botany»، گیاهان گوشتخوار به عنوان عناصری نادر در دنیای گیاهان شناخته میشوند. این گیاهان به طور طبیعی در مناطقی زندگی میکنند که شرایط آنها ایجاب میکند تا از استراتژی تغذیهای خاصی استفاده کنند.
تحقیقات اخیر نشان داده است که گیاهان گوشتخوار منشاء واحدی ندارند و نمونهای جالب از تکامل همگرا در گیاهشناسی به شمار میآیند. بر اساس یک پژوهش منتشر شده در سال ۲۰۰۹، حداقل شش منبع تکاملی مختلف برای بروز ویژگیهای گوشتخواری در گیاهان شناسایی شدهاند.
این مقوله به این معناست که گیاهان مختلف با مکانیسمهای پیچیدهای برای جذب طعمه تکامل یافتهاند. علیرغم تفاوتهای ظاهری و استراتژیک، آنها در برخی جنبهها مشابهتهای مشهودی دارند. این شباهتها شامل تولید آنزیمهای گوارشی و جذب مواد مغذی از طریق بافتهای برگ میباشد.
تعدادی از این گیاهان شامل «ونوس مگسخوار»، «ژالهپوش»، «گیاه کوزهدار»، «علفانبانی» و «چربگیاه» هستند. این گیاهان عمدتاً در مناطق فقیر از نظر مواد مغذی زندگی میکنند و از رفتارهای قابل پیشبینی حشرات برای به دام انداختن طعمه بهره میبرند.
به رغم تصورات عمومی که آنها را به عنوان شکارچیانی بیرحم توصیف میکنند، در واقع این گیاهان منفعل هستند و به طور تصادفی طعمههای خود را جذب میکنند. آنها نیازهای روزانه خود را بدون گرفتن حشرات برآورده میکنند و میتوانند برای مدت زمانی طولانی بدون طعمه زنده بمانند.
از منظر تکاملی، گوشتخواری این گیاهان بیشتر شبیه به لاشهخواری است تا شکار. نتیجهگیری این تحقیقات نشان میدهد که انتخاب طبیعی به استراتژیهایی متمایل است که به حل مشکلات محلی میپردازند، زیرا در مناطق با خاک حاصلخیز، نیاز به گوشتخواری کاهش مییابد.
به طور کلی، تکامل به سمت پیچیدگی یا هوش نمیرود، بلکه در پاسخ به محدودیتها به سمت کارآیی سوق پیدا میکند. در مورد گیاهان گوشتخوار، محدودیت فقر مواد مغذی بوده و استراتژی آنها، نوآورانه و مؤثر واقع شده است.











