**غزال زیاری-** در سالهای اخیر و با گسترش استفاده از اینترنت، جامعه به وضعیتی رسیده است که تحمل “نادانی” را ندارد. امروزه، فاصله بین پرسش و پاسخ به حداقل رسیده است و موتورهای جستوجو به رفتار ما عادت دادهاند که بهدنبال پاسخها در سریعترین زمان ممکن باشیم. با این حال، زمانی که این ابزارها در دسترس نیستند یا کارایی لازم را ندارند، احساس کمبود اطلاعات و اضطراب ناشی از ندانستن بروز میکند.
**سندرم جستوجوی بیحاصل چیست؟**
“سندرم جستوجوی بیحاصل” به حالتی اطلاق میشود که فرد یا جامعه، بدون دسترسی به منابع معتبر، به جستوجو ادامه میدهد، اما نه بهدنبال واقعیت، بلکه بهدنبال هرگونه پاسخ در دسترس. در این شرایط، کیفیت پاسخها اهمیت چندانی ندارد و فقط تلاش میشود سکوت ندانستن شکسته شود.
بدون دسترسی به موتورهای جستوجو، افراد با سرگردانی در اطلاعات مواجه میشوند. نبود گوگل به این معنی است که مردم به جای منابع معتبر، به دوستان و آشنایان خود متکی میشوند و تجربیات شخصی غیرقابلراستیآزمایی را جایگزین میکنند.
**برونسپاری حافظه؛ خاموشی مغز دوم**
در روانشناسی آثاری به نام “اثر گوگل” به ثبت رسیده که مفهوم آن اشاره دارد به اینکه افراد تمایل دارند اطلاعات آنلاین را فراموش کنند و به جای حفظ خود اطلاعات، “مسیر دسترسی” به آنها را یاد بگیرند.
چنانچه اینترنت قطع شود، بخشی از حافظه ما با چالش مواجه میشود و ممکن است فراموش کنیم که چگونه داروها یا فرمولهای ریاضی را بهخاطر بیاوریم، زیرا به وجود گوگل عادت کردهایم. تکرار جستوجوی بیحاصل در طول روز میتواند منجر به کاهش اعتماد به نفس و احساس استیصال در مواجهه با مسائل روزمره شود.
مطالعات نشان میدهند که وقتی افراد مطمئن هستند اطلاعات اینترنتی در دسترس است، تمایل کمتری به حفظ آن دارند و بیشتر بر این اساس متکی میشوند که از کجا میتوانند آن را پیدا کنند. این پدیده به عنوان “فراموشی دیجیتال” شناخته میشود.
این بدان معنی است که حافظه جمعی که تا پیش از این متکی به کتابها و تجربیات افراد بود، اکنون به اینترنت وابسته شده است. قطع دسترسی به این منابع، مانع از کارایی آن میشود و حس جستوجو و کنجکاوی را تحت تأثیر قرار میدهد.
در شرایطی که منابع قابل جستوجو در دسترس نیست، مردم به سراغ دیگران میروند اما در نبود پاسخهای معتبر، امکان بروز شایعات و حدس و گمانها افزایش مییابد. این دقیقاً زمانی است که حافظه جمعی میتواند دچار مشکلاتی جدی شود و خطاهای فراوانی را به وجود آورد، چرا که گوگل نه تنها یک موتور جستوجو، بلکه نوعی “قاضی حقیقت” به شمار میآید.### خطر شایعات و کمبودهای اطلاعاتی در عصر دیجیتال
در حالی که دسترسی به اطلاعات در عصر فعلی تنها با یک جستوجوی ساده در ویکیپدیا یا خبرگزاریها میسر شده، اما در غیاب مرجعیت درست، اطلاعات نادرست به سرعت در حال گسترش هستند. در این شرایط، شایعات مانند کمبود مواد و همچنین نسخههای غیرعلمی طب سنتی در حال ترویج هستند که به نوعی جامعه را به دوران پیش از روشنگری بازمیگرداند.
### چالشهای مهارتهای حل مسئله در نسلهای جدید
نسلهای جدید، یادگیری را از طریق «آزمون و خطا» و «جستوجوی فوری» پیش میبرند. آنها با مشاهده ویدیوهای کوتاه، قادرند مشکلات پیچیده نرمافزاری و تکنیکی را حل کنند. اما این وابستگی به اینترنت باعث میشود که در نبود آن، این نسلها با کمبود جدی مهارتهای حل مسئله روبرو شوند. تعمیرکارانی که قبلاً میتوانستند به راحتی اطلاعات را آنلاین پیدا کنند، حالا بیعمل میمانند و این موضوع میتواند به کاهش چشمگیر بهرهوری منجر شود.
بدون دسترسی به اینترنت، وابستگی عمیق ما به تکنولوژی بیشتر نمایان میشود. برای مقابله با این مشکل، نیاز به بازسازی «شبکههای اعتماد محلی» حس میشود.
#### راهکارها برای مقابله با چالشها
– **توسعه تفکر انتقادی**: باید یاد بگیریم که هر اطلاعاتی را بدون بررسی دقیق نپذیریم.
– **مستندسازی اطلاعات**: ثبت اطلاعات حیاتی به صورت آفلاین و فیزیکی، به ما کمک میکند تا در زمانهای ضروری به آنها مراجعه کنیم.
– **بازگشت به مطالعه کتاب**: شاید زمان آن رسیده که دوباره به منابع قدیمی و کلاسیک رجوع کنیم.
در دنیای بدون دسترسی به اینترنت، بزرگترین خطر تنها نبود اطلاعات نیست، بلکه پذیرش «جهل سازمانیافته» و اخبار غیرموثق به جای حقیقت است. باید یاد بگیریم حتی در شرایط دشوار دیجیتال، همیشه در جستجوی حقیقت باشیم.











