به گزارش خبرنگاران، در سالهای اخیر، مفهوم جنگ به طور اساسی دچار تغییر شده است. آنچه که در گذشته عمدتاً به درگیریهای فیزیکی و تقابل مستقیم نیروهای نظامی مربوط میشد، اکنون به لایههای غیرملموس و پیچیدهای حرکت کرده است که تأثیرات عمدهای بر توازن قدرت داشتهاند. در این مدل جدید، دادهها، الگوریتمها و زیرساختهای دیجیتال به مؤلفههایی کلیدی برای قدرت ملی تبدیل شدهاند؛ این مؤلفهها میتوانند با اختلال در عملکرد نهادهای حیاتی و فرآیندهای تصمیمگیری، بدون نیاز به استفاده از تسلیحات، آسیب جدی به کشورهای هدف وارد کنند.
این تغییر مفهومی به معنای انتقال میدان نبرد از فضاهای فیزیکی به دنیای دیجیتال و شبکهها است. در اینجا، مرز میان صلح و جنگ به شدت مبهم شده و عملیات خصمانه میتوانند در قالب فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی یا خدماتی انجام شوند. قدرت دفاعی امروز به تعداد تسلیحات محدود نمیشود، بلکه شامل تسلط بر زیرساختهای دیجیتال و توانایی در محافظت از دادهها و ایجاد اختلال در سیستمهای حیاتی دیگر کشورها است.
با این حال، تجارب کنفرانسها و نشستهای تخصصی در حوزه دفاع نشان میدهد که بسیاری از کشورها هنوز به درستی مفهوم امنیت سایبری را درک نکرده و آن را نادیده گرفتهاند. بیشتر تمرکزها بر روی ابعاد سنتی دفاعی معطوف است و امنیت سایبری اغلب به عنوان موضوعی فرعی یا کلی مورد بررسی قرار میگیرد. این شکاف میتواند به آسیبپذیری راهبردی برای کشورها تبدیل شود که در بحرانها تأثیرات منفی آن به وضوح قابل مشاهده خواهد بود و فراتر از نگرانیهای فناوری خواهد بود.
در سالهای گذشته، حملات سایبری بیشتر در حوزه داستانهای سینمایی و تخیلی دیده میشدند. اما دهه گذشته نشان داد که فضای سایبری به یک میدان عملیاتی مستقل بدل شده است و میتواند آثار معناداری در میدان نبرد داشته باشد. بررسیها نشان میدهند که برخی عملیاتهای سایبری توانستهاند آثار راهبردی همتراز با حملات فیزیکی را بدون نیاز به حضور نظامی مستقیم ایجاد کنند.
یک نمونه بارز در این زمینه، توسعه بدافزار استاکسنت در سال ۲۰۱۰ است که برای نخستینبار مفهوم «سلاح سایبری دولتی» را عینی کرده است. این نرمافزار پیشرفته، که توسط اسرائیل و آمریکا طراحی شده بود، به صورت هدفمند علیه زیرساختهای کنترل صنعتی ایران عمل کرد و نشان داد که چگونه میتوان با استفاده از کدها و منطق نرمافزاری، به قلب زیرساختهای یک کشور نفوذ کرد و عملیات آنها را مختل ساخت.
اهمیت استاکسنت تنها در دستور کار تخریبی آن نیست، بلکه همچنین پیامدهای مفهومی و دکترینالی آن نشان میدهد که حتی سیستمهای جدا از شبکه نیز در برابر حملات سایبری آسیبپذیر هستند. این رویداد به نوعی آغاز عصری محسوب میشود که در آن اعتماد به روشهای سنتی امنیت تنها کافی نیست.**ضرورت بازنگری امنیت زیرساختهای حیاتی**
تحولات اخیر در فضای امنیت سایبری نشاندهنده نیاز به بازنگری جامع و چندلایه در حوزه امنیت زیرساختهای حیاتی است. این موضوع بهویژه بهخاطر آسیبپذیریهای فناوریهای روزمره و ارتباط آنها با زندگی عمومی، اهمیت ویژهای یافته است.
**آسیبپذیری فناوریهای زندگی روزمره**
تغییر الگوهای تهدیدات سایبری تنها به زیرساختهای کلیدی و تأسیسات حیاتی محدود نمیشود، بلکه به فناوریهایی رسیده که بهطور مستقیم با زندگی روزمره کاربران در ارتباط هستند. تحقیقات جدید بهخوبی نشان میدهند که دستگاههای بهظاهر بیخطر مانند خودروهای متصل و وسایل هوشمند، در صورت ضعف در طراحی امنیتی، میتوانند به بستر حملات سایبری بدل شوند. این تغییر مرز تهدیدات سایبری و مخاطرات فیزیکی، ممکن است عواقب جدی در دنیای عینی به همراه داشته باشد.
به عنوان مثال، آزمایشهای نفوذ به یک خودروی متصل نشان داد که این خودروها نهتنها میتوانند در عملکردهای فرعی اختلال ایجاد کنند بلکه کنترل کلی سیستمهای حیاتی را نیز ممکن میسازند. این نوع حملات میتوانند جان سرنشینان را تهدید کرده و تبعات خطرناکی در پی داشته باشند. بدین ترتیب، امنیت سایبری دیگر صرفاً یک موضوع فناورانه یا اقتصادی تلقی نمیشود بلکه بهطور مستقیم با ایمنی زندگی عمومی و مسئولیت دولتها ارتباط پیدا میکند.
**تاثیر جنگ اوکراین بر عملیات سایبری و نظامی**
جنگ روسیه و اوکراین نمونهای بارز از ادغام عملیات سایبری با فعالیتهای نظامی است. این جنگ نشان داد که اقدامات سایبری به یک جزء اساسی در طراحی عملیات نظامی تبدیل شده است. حمله به شبکه ارتباطی اوکراین قبل از تهاجم نظامی، نشاندهنده نیاز به تضعیف آگاهی موقعیتی دشمن به منظور موفقیت در میدان جنگ است. این حملات نشان میدهد که جنگهای آینده میتوانند حتی پیش از آغاز جنگ رسمی در فضای سایبری آغاز شوند.
علاوه بر این، استفاده از بدافزار برای مختل کردن ارتباطات نظامی، تأثیرات آن را بر زیرساختهای غیرنظامی دیگر کشورها نیز نشان میدهد و بعد بینالمللی تهدیدات سایبری را روشن میسازد. این حملات میتوانند اثر نیروهای نظامی را به طور چشمگیری افزایش دهند و مرز بین اهداف نظامی و غیرنظامی را مبهم سازند.
**تهدید پایدار علیه زیرساختهای حیاتی**
مقامات دفاعی اروپا بهروشنی بیانگر درک روزافزون از دائمی و در حال تکامل بودن تهدیدات سایبری هستند. زیرساختهای حيوية از قبیل انرژی، حملونقل و ارتباطات در برابر این تهدیدات آسیبپذیرند و ممکن است پیامدهای جدی حتی منجر به تلفات انسانی شوند. این خطرات تنها به زمین محدود نمیشود و فضا و سامانههای ماهوارهای نیز به عرصههای جدیدی برای حملات سایبری تبدیل شدهاند.
تلاش برای نفوذ به سامانههای اینترنت ماهوارهای و امکان حملات با ابزارهای ساده و کمهزینه نشان میدهد که پیچیدگی فنی در برابر تهدیدات، به معنای ایمنی نیست. حملات سایبری مبتنی بر سختافزار و سوءاستفاده از سیستمهای تعبیهشده افقهای جدیدی از چالشهای امنیتی را گشوده است که مرزهای دنیای دیجیتال و فیزیکی به یکدیگر نزدیکتر میشود.
بهعلاوه، فعالیت گروههای هکری با اهداف جاسوسی و خرابکاری نیز نگرانیهای بینالمللی را افزایش داده است. گزارشها از نفوذ به زیرساختهای حیاتی نشان میدهد که هدف تنها سرقت داده نیست، بلکه ایجاد قابلیتهای پیچیدهای برای فعالیتهای تخریبی است.**اخلال گسترده در زمانهای حساس**
هشدارهای نهادهای مسئول امنیت زیرساختها بر این نکته تأکید دارد که دسترسیهای غیرمجاز میتوانند در شرایط بحرانهای ژئوپلیتیکی به ابزاری برای ایجاد تخریبهای وسیع تبدیل شوند.
**اهمیت آمادگی در برابر نفوذ سازمانی**
تحقیقات عملیاتی نشان میدهد که فرض عدم امکان نفوذ در برابر تهدیدات سایبری، یکی از خطرناکترین اشتباهات راهبردی در دوران معاصر است. رویکرد واقعبینانهای که سازمانها باید اتخاذ کنند، شامل پذیرش احتمال بروز نفوذ و آمادهسازی برای آن است. این آمادگی نیازمند یک استراتژی جامع است که انسان، فرایند و فناوری را بهصورت همگرا درنظر بگیرد. در این راستا، تنها تمرکز بر دفاع بیرونی کافی نبوده و شناسایی داراییهای حیاتی و طراحی لایههای حفاظتی از درون به بیرون ضرورت دارد.
**پیامدهای اقتصادی نقض امنیت اطلاعات**
علاوه بر ابعاد فنی، آمار نشان میدهد که هزینههای ناشی از نقض امنیت اطلاعات به خسارات مالی محدود نمیشود و شامل اختلال در کسبوکار، آسیب به اعتبار و عواقب حقوقی نیز میگردد. در دنیایی که مهاجمان زمان و منابع بیپایانی دارند، تنها راه کاهش ریسک، پیشدستی و سرمایهگذاری مداوم در امنیت سایبری است. سؤال اصلی برای دولتها و سازمانها دیگر این نیست که آیا حملهای صورت خواهد گرفت، بلکه به توانایی شناسایی، مهار و بازیابی سریع در زمان مشخص بستگی دارد.
**نقش امنیت سایبری در تابآوری ملی**
در نهایت، میتوان گفت که امنیت سایبری دیگر تنها یک مسئله فنی نیست، بلکه به یک جزء بنیادین برای بازدارندگی و تابآوری ملی تبدیل شده است. جنگهای آینده بیشتر در شبکهها، سیستمها و زیرساختهای دیجیتال رقم میخورد تا در میدانهای فیزیکی. بنابراین، هر نوع غفلت از این واقعیت به معنای واگذاری ابتکار عمل به دشمن در جبههای است که اگرچه قابل مشاهده نیست، اما آثار آن بسیار واقعی و ممکن است جبرانناپذیر باشد.











