تینا مزدکی_ اینترنت برای ایرانیان به یک نیاز اساسی تبدیل شده و دیگر تنها به عنوان ابزاری برای ارتباط یا نمایش جهان تلقی نمیشود؛ بلکه به محیطی برای کار، یادگیری و برقراری ارتباطات اجتماعی بدل گشته است. اما این فضا اخیراً تحت تأثیر دیوارهای بلند فیلترینگ قرار گرفته است. مسئولان دولتی برخی اوقات میگویند که فیلترینگ پلتفرمهای خارجی پاسخ به نگرانیهای امنیتی است، در حالی که حسابهای کاربری آنها در این شبکههای فیلترشده همچنان فعال باقی مانده است.
این تناقض در اقدامات و گفتار مسئولان، به همراه استمرار فیلترینگ، زندگی روزمره بسیاری از کاربران را مختل کرده است. در مصاحبهای با «امید جهانشاهی» پژوهشگر حوزه رسانه و ارتباطات، به بررسی این موضوع پرداختیم که چرا رفع فیلترینگ در ایران به یک مسأله پیچیده تبدیل شده است. مشروح این مصاحبه در ادامه آمده است:
ما همواره در یک «گذرگاه حساس» قرار داریم
جهانشاهی در پاسخ به این سؤال که با وجود وعدههای متعددی که داده شده، چرا رفع فیلترینگ به مرحله اجرا نمیرسد، بیان کرد: «اگر این سؤال را قبل از اخیر حوادث میپرسیدید، پاسخ دشواری داشت. هماکنون با توجه به شرایط، صدای حامیان فیلترینگ در زمینه امنیت بیشتر شده است.»
او با اشاره به اینکه ریشه فیلترینگ در نگاههای امنیتی نهفته است، ادامه داد: «ما همیشه در این «گذرگاه حساس» هستیم و به واسطه نگرانیهای امنیتی، تلاش میشود تا با رویکردهای محدودکننده «از این مرحله نیز عبور کنیم»؛ مسئله فیلترینگ فراتر از اراده رئیسجمهور برای اجرای وعدهها است و ریشه در نوع نگاهی دارد که در سیاستگذاریها غالب است. اگر توسعه واقعی اولویت بود، احتمالاً این فیلترینگ در این مقیاس وجود نمیداشت، زیرا اینترنت به عنوان زیرساخت توسعه شناخته میشود و برای رشد بخش خصوصی و اعتماد عمومی ضروری است.

«مردم با نارضایتی ناشی از حس تحقیر مواجهاند»
این پژوهشگر در پاسخ به سؤال دیگری درباره تأثیر فیلترینگ بر نارضایتیها، تصریح کرد: «فیلترینگ بسیار تأثیرگذار بوده است. معمولاً در بحث نارضایتی، مسائل اقتصادی مثل تورم مطرح میشود، اما حس تحقیر ناشی از فیلترینگ برای جوانان بسیار ملموس است؛ آنها کشور خود را با کشورهای پیشرفتهتر مقایسه میکنند. فیلترینگ موقتی در بحرانها قابل درک است، ولی فیلترینگ پایدار تنها حس تحقیر را ایجاد میکند.»
وی افزود: «تضاد بین مسؤولانی که خود در توییتر و اینستاگرام حسابهای فعال دارند و عدم امنیت این پلتفرمها را به رخ میکشند، حس تحقیر را القا میکند، و این حس میتواند به نارضایتی و عصبانیت بینجامد. این شرایط به ارزشهای دینی و ملی نیز آسیب میزند. باید توجه داشت که فیلترینگ به اهداف مورد نظر نرسیده است و طبق آخرین گزارشها، تلگرام هنوز هم از پیامرسانهای داخلی پیشی دارد.»
جهانشاهی در انتها خاطرنشان کرد: «فیلترینگ از آنچه پیشبینی میشد، نتایج معکوسی داشته و نیاز به تجدید نظر اساسی در این رویکرد احساس میشود.»
فیلترینگ به عنوان یک اقدام ناکارآمد شناخته شده است که نمیتواند جلوی نارضایتیهای اجتماعی را بگیرد. کارشناسان بر این باورند که راهکار اصلی در تمرکز بر توسعه و رفع تحریمها به عنوان بزرگترین مانع پیشرفت کشور قرار دارد. سرمایهگذاری در صنعت و صادرات میتواند امید به آینده را در دل مردم تقویت کند. در این شرایط، فیلترینگ نمیتواند تاثیری بر جامعه بگذارد چرا که ابزارهای فیلترشکن به وفور در دسترس هستند.
جهانشاهی، در اظهارات خود به این نکته اشاره کرد که فیلترینگ به «قانونگریزی» تبدیل شده است. او توضیح داد که اینترنت به یک ابزار اساسی در زندگی مردم تبدیل شده و آنها آن را حق طبیعی خود میدانند. از نظر او، عدم دسترسی به پهنهی دیجیتال میتواند موجب نارضایتی و حتی بیاعتمادی اجتماعی شود. همچنین، هزینههای قابل توجهی مرتبط با خرید فیلترشکنها از کشور خارج میشود.
این کارشناس در ادامه با انتقاد از سیستمهای فیلترینگ اظهار داشت که این روش دیگر کارکردی ندارد و در حقیقت نشانهای از ناکارآمدی در حکمرانی رسانهای است. او بر لزوم استفاده از تجربه کشورهای دیگر برای مدیریت تهدیدات رسانهای تاکید کرد و افزود که رسانههای مستقل باید صدای گروههای اجتماعی و سیاسی مختلف را منعکس کنند.
جهانشاهی در پایان پیشنهاد کرد که به جای فیلترینگ مطلق، بهتر است پلتفرمها تحت نظارت قرار گیرند تا در راستای منافع عمومی عمل کنند. او همچنین بر نیاز به حمایت از پلتفرمهای داخلی و ایجاد فضای اعتماد برای رشد آنها تاکید کرد. تقویت مزیتهای رقابتی برای این پلتفرمها و ایجاد مقررات مناسب در این زمینه از جمله راهکارهای پیشنهادی وی بود. او معتقد است که تنها با تغییر رویکرد امنیتی موجود، میتوان به یک مدیریت هوشمندتر در فضای اینترنت دست یافت.











