**احتمال احساسات در چتباتها: نتایج جدید تحقیقات آنتروپیک**
به نقل از خبرآنلاین، بحث پیرامون احساسات چتباتها بهویژه پس از انتشار نتایج تحقیقات اخیر از شرکت آنتروپیک دوباره شدت گرفته است. این تحقیقات به بررسی ساختار داخلی مدلهای هوش مصنوعی پرداخته و شباهتهایی با «نظریه فضای کاری سراسری» (Global Workspace Theory) یافتهاند. این نظریه یکی از مهمترین تئوریهای علوم اعصاب بهمنظور توضیح آگاهی محسوب میشود.
بر اساس این نظریه، تجربه آگاهانه هنگامی رخ میدهد که اطلاعات قابل اشتراکگذاری در بخشهای مختلف مغز وجود داشته باشد. محققان آنتروپیک از بررسی روش پردازش اطلاعات در چتباتها، به الگویی مشابه فضای کاری ذهنی دست یافتند که اطلاعات مربوط به گفتوگو را موقتاً ذخیره میکند و به تحلیلهای غیرخطی برای پاسخدهی کمک میکند.
اما آیا این بدان معناست که هوش مصنوعی به آگاهی رسیده است؟ بسیاری از متخصصان با این جمله مخالفند. آنیل ست، عصبشناس و پژوهشگر آگاهی، در اظهاراتی به گاردین تأکید کرده که هوشمندی و آگاهی باید از یکدیگر تفکیک شوند. به گفته او، چتباتها میتوانند در پردازش اطلاعات قدرتمند باشند، اما این به معنی وجود تجربه ذهنی یا احساسات نیست. بنابراین، یک سیستم میتواند رفتاری مشابه انسان داشته باشد، بدون اینکه واقعاً چیزی را «تجربه» کند.
وی به این نکته اشاره کرد که انسانها اغلب هوشمندی را با آگاهی یکی میدانند، در حالی که آگاهی شامل تجربیات ذهنی مانند درد، لذت یا احساسات است. ست همچنین یادآور شد که موضوع آگاهی در هوش مصنوعی انتقادات و بحثهایی را از چهرههایی مانند ریچارد داوکینز بههمراه داشته، که با توجه به شباهت رفتار چتباتها، به این نتیجه رسیده که شاید این سامانهها نوعی آگاهی داشته باشند.
با این حال، بسیاری از متخصصان همچنان عقیده دارند که شواهدی مبنی بر وجود احساس یا تجربه ذهنی در این نوع سیستمها وجود ندارد. آنیل ست همچنین به این نکته اشاره کرد که اگر آگاهی تنها ناشی از پردازش اطلاعات باشد، ممکن است در آینده ماشینها قادر به تجربه آن شوند، اما این موضوع به تعاملات زیستی و بدنی نیز بستگی دارد.
او نتیجهگیری کرد که فاصله زیادی میان طراحی ماشینی که شبیه انسان رفتار میکند و ماشینی که میتواند احساسات واقعی داشته باشد وجود دارد. بدین ترتیب، موضوع آگاهی هوش مصنوعی همچنان یکی از مهمترین و پرچالشترین مباحث در دنیای فناوری باقی مانده است.












