**جنگ شناختی؛ چالشی جدید برای کودکان در بحرانها**
به نقل از خبرگزاری مهر، گزارشی در مورد جنگهای شناختی به عنوان حوزه ششم نبردهای مدرن منتشر شده است. این نوع جنگ به فرآیندهای ذهنی افراد و جوامع میپردازد و شامل عملیات روانشناختی، کمپینهای انتشار اطلاعات نادرست و دستکاری الگوریتمهای اجتماعی میشود. در این زمینه، رسانهها به سلاحهای مؤثری تبدیل شدهاند که میتوانند مرز میان واقعیت و روایت را محو کنند و به طرز قابل توجهی ادراک جمعی را تغییر دهند. به ویژه کودکان به عنوان قربانیان اصلی این نبردها شناخته شدهاند، زیرا ذهنهای در حال رشد آنها بیشتر در معرض آسیبهای ناشی از اطلاعات و تصاویر پرفشار قرار دارد.
کودکان ایرانی به ویژه در شرایط امنیتی و تنشآلود، از عواقب این جنگ رنج میبرند. در طول جنگ تحمیلی سوم، آنها نه تنها با خطرات مستقیم فیزیکی روبهرو بودهاند، بلکه تحت تاثیر آسیبهای شناختی و رسانهای پیچیدهای قرار گرفتهاند که اثرات عمیق و ماندگاری بر جای گذاشته است.
**حملات سهمگین و آسیبهای ناامنی**
این جنگ با بیش از ۹۰۰ حمله هوایی در ۱۲ ساعت ابتدایی آغاز شد؛ جایی که تعدادی از سایتهای حساس نظامی و سیاسی ایران هدف قرار گرفتند. در این بین، یکی از فاجعهآمیزترین وقایع، حمله به دبستان دخترانه شجره طیبه در میناب بود که موجب شهادت ۱۶۸ کودک شد. بر اساس گزارشهای یونیسف، تا پایان سال ۱۴۰۴، بیش از ۲۱۶ کودک در ایران جان خود را از دست داده و هزاران نفر دیگر زخمی شدهاند. حملات به مدارس در سایر مناطق نیز به شهادت دوازده کودک دیگر منجر شده است.
در کنار بمبارانهای فیزیکی، جنگ اطلاعاتی نیز به شدت در حال وقوع بود. کودکان ایرانی به مدت طولانی در معرض محتوای منفی و اخبار متناقض قرار داشتند که تأثیرات منفی بر روحیه آنها داشت. در این جنگ جدید، رسانهها به ابزاری برای نفوذ شناختی تبدیل شده و کمپینهای هماهنگ اطلاعات غلط به ایجاد وحشت و بیاعتمادی منجر شده است.
**چالشهای روانی و آسیبهای نامرئی**
محیطی که کودکان در آن رشد میکنند، باید امن و قابل پیشبینی باشد. اما در شرایط کنونی، ناامنیهای فیزیکی و بمباران اطلاعاتی باعث اختلال در رشد شناختی آنها شده است. مواجهه مداوم با محتوای احساسی و تصاویر نگرانکننده، آثار منفی بر روان آنها گذاشته و به افزایش علائم اختلال استرس پس از سانحه منجر شده است.
حتی بعد از آتشبس، آسیبها همچنان ادامه پیدا خواهد کرد. ترسهای مداوم و مشکلات در تنظیم احساسات میتواند سالها بر زندگی کودکان تاثیر بگذارد. برای مقابله با این چالشها، ضرورت تقویت ظرفیتهای رسانهای داخلی و اتخاذ رویکردهای صحیح در برابر بمباران اطلاعات خارجی بیش از پیش احساس میشود.**ضرورت بازنگری در نقش رسانهها در جنگ شناختی**
با توجه به شدت جنگهای شناختی و سردرگمی اطلاعاتی، ضروری است که نقش رسانههای ملی بهعنوان وسیلهای برای حفاظت در برابر این جنگها بازتعریف شود. برنامهها باید برای بازسازی اعتماد شناختی کودکان به اجرا درآید، چراکه این جنگها بهویژه بر فرآیندهای ادراکی نظیر توجه، حافظه و تصمیمگیری تأثیر میگذارند و کودکان به دلیل مراحل حساس رشد مغزشان بیشترین آسیب را میبینند.
**حقوق کودکان در برابر جنگ رسانهای**
حقوق بینالملل بهطور متداول بر آسیبهای فیزیکی در کنوانسیونهای مختلف تأکید دارد، اما در عصر جدید آسیبهای غیرملموس ناشی از ابزارهای رسانهای و هوش مصنوعی نیز بهطور فزایندهای اهمیت یافتهاند. حق سلامت مذکور در کنوانسیون حقوق کودک به ابعاد جسمی و روانی مرتبط است و شامل آسیبهای شناختی و رسانهای میشود. یونیسف هشدار داده که کودکان ایرانی بار اصلی درگیریها را تحمل کردهاند و اختلال در آموزش و خدمات اثرات بلندمدتی بر رشد مغز آنها خواهد داشت.
**اهمیت مسئولیت رسانهای و رویکرد میانرشتهای**
رسانهها بدون رعایت اصول مسئولانه، به افزایش احساس اضطراب در جامعه کمک کردهاند. اکنون مفهوم مسئولیت شامل آثار غیرمستقیم نیز میشود و هر عملی که منجر به ترس یا آسیب روانی کودکان شود، باید مورد ارزیابی قرار گیرد. شناسایی این آسیبها نیاز به رویکردی میانرشتهای بین روانشناسی، حقوق و علوم ارتباطات دارد.
**نیاز به بازسازی شناختی و تقویت رسانههای ملی**
برای مقابله مؤثر با جنگهای جدید، رویکرد رسانهای باید در سیاستهای داخلی گنجانده شود. رسانههای ملی موظفند دستورالعملهایی برای پخش مسئولانه محتوا، بهخصوص برای کودکان تدوین کنند. همچنین، وزارت آموزش و پرورش و سازمان بهزیستی میبایست برنامههایی برای غربالگری روانشناختی دانشآموزان اجرا کنند. مراکز سیار سلامت روان در مناطق آسیبدیده باید با همکاری نهادهای مرتبط فعال شوند و اپلیکیشنی برای دسترسی به مشاوره آنلاین ایجاد گردد.
در سطح بینالمللی، ایران باید در کنار کشورهای همسو، قطعنامهای برای حمایت از حقوق کودکان و بهرسمیت شناختن آسیبهای شناختی-رسانهای ارائه دهد.**طرح قطعنامهای برای مبارزه با جنگ شناختی علیه کودکان**
یک قطعنامه جدید در حال بررسی است که به تعریف قانونی جنگ شناختی علیه کودکان میپردازد. این قطعنامه همچنین خواستار الزام یونیسف به ارائه گزارش سالانه و گسترش مأموریت گزارشگر ویژه حقوق کودک به حوزه رسانه و هوش مصنوعی میباشد.
شواهد مرتبط با حمله میناب، شامل تصاویر ماهوارهای و شهادت والدین، به همراه گزارشهای یونیسف، به دیوان کیفری بینالمللی ارائه خواهد شد تا این موارد بهعنوان جنایت جنگی علیه غیرنظامیان، بهویژه کودکان، پیگیری شود. همچنین، درخواست برای تأمین فوری کمک برای صندوق اضطراری کودکان ایران از سوی یونیسف مطرح شده است و طرحی جهانی برای حفاظت از کودکان در برابر جنگ رسانهای با بهروزرسانی کنوانسیون حقوق کودک در عصر هوش مصنوعی در دست تهیه است.
دانشگاههای ایران با همکاری یونیسف و دانشگاههای اروپایی، برنامهای پنج ساله برای مطالعه بر روی ۱۰ هزار کودک آسیبدیده در شرایط مختلف جنگی طراحی کردهاند. این مطالعه به بررسی تأثیر بمباران رسانهای بر رشد مغز و آثار بلندمدت ناامنی شناختی بر هویت ملی میپردازد و نتایج آن در مجلات بینالمللی منتشر و به مراجع قضایی بینالمللی ارائه خواهد شد.
علاوه بر این، یک کمیته مشترک از حقوقدانان، روانشناسان و خبرنگاران در حال تدوین یک کد اخلاقی رسانهای در زمان جنگ است که هدف آن، محدود کردن انتشار تصاویر کودکان و الزام به تولید و انتشار محتوای مثبت و آموزشی برای آنهاست تا رسانهها به عنوان ابزاری موثر در دفاع در جنگهای نوین عمل کنند.
در جنگ تحمیلی سوم، کودکان ایران نه تنها با بمب و موشک، بلکه با خطرات پنهان ناشی از ناامنی شناختی، بمباران رسانهای و اختلال در رشد مواجه بودهاند. این ابعاد غیرقابل مشاهده نیاز به توجه و بررسی عمیق علمی و آیندهنگر دارد. حمایت از کودکان باید شامل سلامت جسمی، روانی و شناختی آنها باشد؛ در غیر این صورت، بخش مهمی از رنج آنان نادیده خواهد ماند. اجرای این طرحها تنها بهعنوان یک ضرورت انسانی نیست، بلکه سرمایهگذاری بر نسلی است که قرار است آینده ایران را بسازند. زمان برای اقدام، هماکنون است.











