به گزارش خبرآنلاین و به نقل از سیتنا، در بررسی آینده مشاغل در دوران هوش مصنوعی، لازم است که نخست به معیارهای آسیبپذیری و امنیت شغلی توجه شود. این مقاله به تحلیل این معیارها پرداخته و در ادامه، مشاغل در معرض خطر و مشاغل ایمن را به تفکیک معرفی میکند.
**فاکتورهای خطر برای مشاغل**
برای شناسایی مشاغل در معرض خطر، باید مانند یک ربات فکر کرد. مشاغلی که وظایف آنها تکراری و قابل پیشبینی است، بیشتر در خطر جایگزینی با ماشینآلات هستند. در مقابل، مشاغلی که به خلاقیت، تعامل انسانی، مذاکره و حل مسائل پیچیده نیاز دارند، از امنیت بیشتری برخوردارند.
**مشاغل آسیبپذیر**
– **رانندگان:** با پیشرفت فناوری خودروهای خودران از سوی شرکتهایی نظیر تسلا و گوگل، این شغل در معرض خطر جدی قرار گرفته است.
– **تحلیلگران اعتباری:** چون رباتها توانایی تحلیل دادههای مالی را با دقت و سرعت بیشتری دارند، این شغل نیز در معرض تهدید است.
– **کارگران کارخانه:** کارهای تکراری و خستهکننده به آسانی توسط ماشینها قابل انجام است.
– **داوران ورزشی:** فناوری قادر است خطاهای انسانی را به کلی برطرف کند.
– **کارمندان بانک:** توسعه دستگاههای خودپرداز و خدمات آنلاین نیاز به حضور فیزیکی کارکنان را کاهش داده است.
– **مأموران وام:** الگوریتمها به خوبی میتوانند ریسک وامدهی را نسبت به انسانهای متعارف ارزیابی کنند.
– **تلفنچیها:** رباتهای تماسگیرنده ۲۴ ساعته در حال جایگزینی این افراد هستند.
**مشاغل ایمن**
– **روانپزشکان و درمانگران:** درک احساسات و ایجاد ارتباط انسانی از ویژگیهایی است که رباتها هنوز قادر به انجام آن نیستند.
– **پزشکان و دندانپزشکان:** ترکیب دانش علمی و هوش عاطفی، این مشاغل را در امان نگه داشته است.
– **استادان دانشگاه:** فرآیند انتقال دانش و تحقیق نیاز به لمس انسانی دارد.
– **مهندسان رباتیک:** با افزایش کاربرد رباتها، نیاز به طراحی و نگهداری آنها افزایش یافته است.
– **پرستاران:** ارتباط عاطفی با بیماران بخشی از وظایف این شغل است که فراتر از ارائه خدمات پزشکی ساده است.
– **مشاغل هنری:** خلاقیت و بیان احساسات در این حوزهها به جنبههای انسانی نیاز دارد که رباتها از آن عاجز هستند.
**حذف مشاغل تکراری**
مشاغلی که به خلاقیت، هوش عاطفی و دانش علمی وابستهاند، در برابر تهدید هوش مصنوعی امنتر هستند. برعکس، مشاغل تکراری و فاقد تعامل انسانی به شدت در معرض خطر حذف قرار دارند.












