**نگار علی-** در روز سوم ژانویه ۲۰۲۶، با وقوع انفجارهایی در کاراکاس که شهر را به تاریکی کشاند، جنگی جدید در عرصه سایبری و شبکههای اجتماعی با شدت آغاز شد. در همین حال که نیروهای دلتا فورس در حال شکستن موانع پناهگاه مادورو بودند، الگوریتمهای هوش مصنوعی در سراسر جهان به سرعت به تولید هزاران تصویر از لحظات بازداشت و تسلیم رهبران ونزوئلا پرداختند. همزمانی این عملیات نظامی و تولید محتوای دیجیتال، نوعی «مه دیجیتال» ایجاد کرد که حتی نهادهای اطلاعاتی را در دقایق ابتدایی دچار سردرگمی نمود.
**جهش ۵۰۰ درصدی اطلاعات جعلی در ۲۴ ساعت**
آمارها نشان میدهد که حجم اطلاعات جعلی و دیپفیکها در این حمله، نسبت به درگیریهای مشابه سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ رشدی ۵۰۰ درصدی داشته است. در ۱۵ ماه قبل از انتخابات گذشته، بیش از ۱۱۱ میلیون تعامل با پستهای حاوی اطلاعات نادرست ثبت شد، اما تنها در ۲۴ ساعت نخست حمله به ونزوئلا، این میزان با نرخ ۲۵۰ هزار تعامل در ساعت برای محتوای جعلی مرتبط با مادورو تغییر کرد.
تولید این چنین محتوایی به صورت تصادفی نیست. دسترسی به ابزارهایی مانند Grok ۳ و ChatGPT ۵.۲، به کاربران عادی و نهادهای دولتی این امکان را داد که بدون نیاز به تخصص خاص، تصاویر با کیفیت بالا بسازند. به ویژه، چتبات Grok با عدم سانسور، فضایی برای ایجاد تصاویر خشن و تحقیرآمیز از چهرههای سیاسی فراهم کرد.
افزایش دیپفیکها به چندین عامل کلیدی مرتبط است:
– **کاهش هزینههای تولید:** اگرچه ایجاد دیپفیکهای با کیفیت نیاز به انرژی زیاد دارد، اما کارایی مدلهای مدرن هزینه تولید تصاویر را به حداقل رسانده است.
– **کمبود نظارت:** عدم توجه شرکتهایی مانند متا به نظارت بر محتوا در ایالات متحده و اروپا، به انتشار آزادانه محتوای تولیدی با استفاده از هوش مصنوعی کمک کرد.
تشخیص تصویر واقعی مادورو در میان هزاران تصویر جعلی برای مخاطبان در این زمان امری دشوار بود. یکی از تصاویر منتشرشده توسط ترامپ، مادورو را در لباس مشخصی نشان میداد که با سایر نسخهها تفاوت داشت و شامل معیارهای محیطی و نوری مطابق با واقعیات ناو هواپیمابر بود.
**خطاهای دیپفیکهای مادورو**
تحلیلهای دیگر نشان داد که تصاویر جعلی مادورو، در ساعتهای اول انتشار، دارای اشتباهات ساختاری پنهانی بودند که در جدول زیر به آنها اشاره شده است:
| شاخص فنی | تصویر واقعی (تایید شده توسط پنتاگون) | تصاویر دیپفیک (نمونههای وایرال شده) |
|——————|————————————-|—————————————–|
| تجهیزات نظامی | جلیقههای DEA و تجهیزات استاندارد | |### بحران ونزوئلا و چالشهای تصویری در سال ۲۰۲۶
در سال ۲۰۲۶، کلاهخودهای MICH۲۰۰۰ که از سال ۲۰۲۰ قدیمی شدهاند، دیگر مورد استفاده قرار نمیگیرند. وضعیت پوست و چهره بسیاری از افراد، شامل وجود منافذ و ناهماهنگیهای پوستی است که گویای تعرق طبیعی آنهاست. در مقابل، عدهای دیگر از افراد با چهرهای کاملاً صاف و تقارن غیرطبیعی دیده میشوند.
در زمینه آناتومی و اشیاء، مشکلاتی از جمله شکست نور طبیعی در بطریهای آب پلاستیکی و ادغام غیرطبیعی انگشتان با اشیاء یا دستهای ششانگشتی گزارش شده است. همچنین در مسائل مربوط به سازگاری بیولوژیک، وجود لکههای خون که در صورت وجود با زخمها تناقض دارند، به چشم میخورد؛ بهویژه لکه خون روی لباسهایی که زیر پوست خراشیدگی دارند. در حوزه پوشش لباس، وجود گرمکنهای خاکستری نایک با بافت مشخص در برابر لباسهای نظامی نامشخص توجه را جلب میکند.
در روزگار «پسا-حقیقت»، برای تشخیص درست واقعیت مهم است که از روشهایی مانند «واترمارکهای پنهان» استفاده شود. ابزارهایی مانند SynthID به تحلیلگران این امکان را میدهند که تشخیص دهند آیا تصاویری که میبینند، توسط مدلهای هوش مصنوعی تولید شدهاند یا خیر.
### روشهای راستیآزمایی در سال ۲۰۲۶
در دوران کنونی، مخاطب باید بهمنظور یافتن حقیقت از یک متدولوژی چندلایه استفاده کند. تحلیلگران به «شکگرایی روشمند» بهعنوان اولین خط دفاعی اشاره میکنند. در این راستا، چندین ابزار برای شناسایی محتوا پیشنهاد شده است. از جمله این ابزارها میتوان به AU۱۰TIX، Hugging Face AI Detector، FotoForensics و TinEye اشاره کرد.
علاوه بر ابزارهای دیجیتال، تحلیل بصری نیز هنوز کارآمد است. مخاطب باید به علائمی مانند «درخشش الکترونیکی» بر روی پوست توجه داشته باشد که ناشی از الگوریتمهای بهکاررفته در تولید تصویر است. همچنین ﺑﺮرسی سایهها در تصاویر و تطابق آنها با منابع نور اصلی میتواند نکات جالبی را درباره ممکن بودن جعلی بودن تصاویر برملا کند.
تولید میلیونها فریم محتوای سنتتیک در ونزوئلا فشار زیادی بر زیرساختهای انرژی جهانی وارد آورد و تجزیه و تحلیلها نشاندهنده مصرف بیسابقه برق در مراکز دادهها در اوایل ژانویه ۲۰۲۶ بود.
### پیآمدهای بحران و آیندهنگری در مساله اطلاعات
بحران ونزوئلا بهویژه در ژانویه ۲۰۲۶ آغازگر دورهای جدید در دنیای اطلاعات بود، جایی که جدی گرفتن «فضای بصری» به اندازه تصرف اراضی مهم شد. در این شرایط، مخاطبان باید با تبدیل شدن به «کارآگاه دیجیتال»، به کمک ابزارهای فارنزیک و تکیه بر منابع خبری معتبر، در این دنیای پر از شایعه و تحریف، بررسی دقیقتری انجام دهند.
آینده امنیت اطلاعات بستگی به ایجاد تعادل میان تکنولوژیهای تولید و تشخیص دارد. همانطور که در ونزوئلا شاهد بودیم، هوش مصنوعی میتواند هم بهعنوان ابزاری برای جعل و هم بهعنوان وسیلهای برای اطلاعرسانی swift عمل کند. کلید تشخیص بین این دو در «سواد رسانهای پیشرفته» و تحلیل انتقادی بسترهایی است که این تصاویر در آنها منتشر میشوند.










