به گزارش خبرآنلاین، در سال ۲۰۱۱، دیوید اسلیتر، عکاس طبیعت، دوربین خود را روی سهپایه قرار داد تا میمونها با آن عکسبرداری کنند. این اقدام منجر به خلق سلفی معروفی شد که توجه جهانیان را جلب کرد. اما بعد از انتشار این تصویر در ویکیپدیا به عنوان یک اثر عمومی، مناقشه حقوقی آغاز گردید.
ویکیپدیا ادعا میکرد که با توجه به این که تصویر توسط یک انسان گرفته نشده، شامل حقوق کپیرایت نمیشود و میبایست در مالکیت عمومی قرار گیرد. از سوی دیگر، سازمان حمایت از حقوق حیوانات (PETA) به نمایندگی از میمونها شکایتی تنظیم کرد تا سهمی از درآمد حاصل از این عکس به حیوان برسد.
در نهایت، دادگاه اعلام کرد که نمیتوان به میمونها اجازه شکایت داد و اداره کپیرایت ایالات متحده نیز اعلام کرد که آثار تولید شده توسط غیرانسان قابل ثبت نیستند.
سالها بعد، این موضوع دوباره زنده شد، این بار با یک سیستم هوش مصنوعی به نام Dabus. استیون تالر، دانشمند علوم کامپیوتر، ادعا کرد که این سیستم به طور مستقل تصویری به نام «ورودی به بهشت» را خلق کرده است.
تالر بر این باور است که سیستم او نوعی هوش و احساسات دارد، اما درخواست او برای ثبت کپیرایت در دادگاههای آمریکا رد شد. پیام روشن بود: اگر یک هوش مصنوعی آثاری خلق کند، هیچ کس از جمله دستگاه یا شرکت سازنده مالک آن نخواهد بود.
نگرانیهایی وجود دارد که شرکتهای بزرگ ممکن است آثار انسانی را با تولیدات بیکیفیت هوش مصنوعی جایگزین کنند. با این حال، احکام فعلی مانع مهمی در مقابل این خطر ایجاد کردهاند.
نبود انگیزه مالی برای آثار کاملاً تولید شده توسط ماشین یکی از عوامل مؤثر است. برای مثال، اگر شرکتی همچون دیزنی نتواند مالکیت قانونی فیلمی را که به تنهایی توسط هوش مصنوعی ساخته شده، به دست آورد، نه تنها کاهش انگیزه برای جایگزینی انسانها را رقم میزند، بلکه آثار انسانی به دلیل قوانین موجود، محافظت قانونی ویژهای خواهند داشت.
مناقشه حقوقی بعدی این است که چه مقدار دخالت انسانی برای حفظ حق کپیرایت لازم است. در یک مورد، جیسون آلن با تصویری تولید شده توسط هوش مصنوعی Midjourney، برنده یک مسابقه هنری شد و مدعی شد که به طور مکرر دستورات را تغییر داده و از فتوشاپ بهره برده است.
جیکوب اشنایدر، متخصص مالکیت معنوی، بیان میکند که آثار کاملاً تولید شده توسط هوش مصنوعی فاقد عمق و معنا هستند و بهترین عملکرد را زمانی دارند که به عنوان ابزار همکاری برای ایدههای انسانی مورد استفاده قرار گیرند.
دورههای نگرش به تولیدات ماشین در کشورها متفاوت است. در ایالات متحده، بدون وجود مولف انسانی، کپیرایت وجود ندارد در حالی که در بریتانیا، به آثار تولید شده توسط ماشین امکان کپیرایت داده میشود و مالکیت به کسی اختصاص مییابد که مراحل لازم برای خلق اثر را انجام داده است.
در پایان، هر بار که شما عکسی میگیرید یا متنی مینویسید، از حقوق قانونی برخوردارید که به ماشینها تعلق نمیگیرد. آینده رسانهها و موسیقی تحت تأثیر همین منازعات حقوقی قرار دارد و جالب است که بخش اعظمی از امنیت شغلی هنرمندان امروز مدیون همان میمون مشهور است که نشان داد خلاقیت بدون حضور انسان، از نظر قانون فاقد مالکیت است.
منبع: بیبیسی










