**خبرگزاری مهر-گروه هنر-آروین مؤذنزاده، علی حیدری، فریبرز دارایی** – نمایش «آتشسوزیها» به کارگردانی مرتضی میرمنتظمی در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر به روی صحنه رفته و با استقبال خوب تماشاگران مواجه شده است. این اثر از زمره تولیدات گرانقیمت تئاتر ایران به شمار میآید که با حضور بازیگران و عوامل حرفهای به اجرا درآمده است.
تحولات اقتصادی اخیر در جامعه ایران، به ویژه فشارهای مالی وارده بر صنعت تئاتر، موجب افزایش هزینههای تولید و اجرای نمایشها شده و چالشهای جدی برای کارگردانان و گروهها به همراه داشته است. عدم وجود حمایتهای مالی موثر از سوی نهادهای فرهنگی و هنری نیز به این وضعیت بحرانی دامن زده است.
مرتضی میرمنتظمی، به همراه بازیگران نمایش مانند بهرام ابراهیمی و فرنوش نیکاندیش و همچنین هادی احمدی به عنوان مشاور متن و بازیگر، در نشستی با خبرنگاران، به بررسی مشکلات جاری در تولید و اجرای «آتشسوزیها»، وضعیت کنونی تئاتر ایران و موضوعاتی از جمله افزایش قیمت بلیت و کمبود حمایتها پرداختند.
در بخش سوم گفتوگو، میرمنتظمی در پاسخ به سوالی درباره وضعیت اقتصادی تئاتر، به چالشهای تولید آثار بزرگ اشاره کرد و گفت: «با توجه به شرایط اقتصادی، ریسک تولید نمایشهایی با هزینه بالا بسیار زیاد است و اکثر گروهها به تولید آثار کمهزینه تر روی آوردهاند.» او افزود که با وجود اجرای کامل «آتشسوزیها»، همچنان با ضرر اقتصادی روبهرو هستند و این مسائل نیاز به بازنگری در سیاستگذاریها دارد.
میرمنتظمی تصریح کرد که همه اعضای گروه فقط برای تحقق این نمایش تلاش کردهاند و با وجود پر بودن سالن، به لحاظ اقتصادی متضرر شدهاند. او این وضعیت را بسیار غیرعادی دانست و از مدیران فرهنگی خواست تا پاسخگوی وضعیت فعلی باشند و از رقابتهای ناسالم میان تئاتریها جلوگیری کنند.### بحران تئاتر ایران؛ نیاز به حمایت مادی و معنوی
برخی فعالان تئاتر در ایران اعلام کردهاند که متولیان فرهنگ و هنر به جای حمایت، تئاتریها را به جان یکدیگر انداختهاند. آنها تأکید میکنند که مدیران و مسئولین باید حمایت بیشتری از این هنر داشته باشند، چرا که در دیگر کشورها، تئاتر از حمایت مالی برخوردار است و این امر باید در ایران نیز تحقق یابد.
یکی از کارگردانان مطرح، به عدم دریافت کمک مالی و تمرکز بر حمایت معنوی و افزایش تعداد اجراها اشاره کرد. او با اذعان به اینکه هرگز از ادارهکل هنرهای نمایشی پولی دریافت نکرده و همواره سهمی از درآمد سالن را پرداخت کرده است، ابراز داشت که از تجربیاتش در انتخاب آثار و ارائه آن به تماشاگران آگاه است.
وی همچنین به قانون جدیدی اشاره کرد که تأکید دارد تمام گروههای تئاتری در سالن اصلی باید حداقل ۴۰ اجرا داشته باشند. او این قانون را نادرست عنوان کرد و گفت چرا باید همه آثار با کیفیت و کمیتهای مختلف، تعداد اجرایشان یکسان باشد؟ این فشار به کارگردانان و گروهها، ممکن است کیفیت اجراها را کاهش دهد.
بهرام ابراهیمی، یکی از طراحان لباس تئاتر، نیز به مشکلات اقتصادی اشاره کرد و گفت که طراحان مجبورند برای انتخاب لباسها به گزینههایی که بازیگران قبلاً دارند، تکیه کنند.
همچنین، میرمنتظمی گفت که شرایط به گونهای پیش رفته که تئاتر ایران به آثاری با دو بازیگر محدود شده و در بسیاری از موارد، طراحی لباس و دکور به حداقل رسیده است.
ابراهیمی با مثال زدن قیمت سیگار که به ۵۵۰ تا ۶۰۰ هزار تومان رسیده، از افزایش بهای بلیت تئاتر ابراز نگرانی کرد و تصریح کرد که با توجه به افزایش هزینهها، بهای بلیت تئاتر باید به ۳ تا ۴ میلیون تومان برسد. او تأکید کرد که اگر دولت از تئاتر حمایت نکند، این به معنای عدم تمایل به حفظ یک هنر مهم فرهنگی است.
این نمایندگان تئاتر بر لزوم حمایت مادی و معنوی تأکید کردند و به عمق بحران موجود اشاره کردند که به تمامی جنبههای تئاتر آسیب زده است. با وجود این شرایط، آنها ابراز داشتند که بدون حمایتهای لازم، آینده تئاتر در ایران در خطر است.### افزایش چالشها در تئاتر ایران؛ هنرمندان از بیحمایتی گلایه دارند
با وجود افزایش فروش بلیت تئاتر، هنرمندان از شرایط دشوار اقتصادی و نداشتن حمایتهای لازم از سوی دولت ابراز ناامیدی میکنند. به گفته میرمنتظمی، کیفیت تئاتر در حال کاهش است و مخاطبان به دنبال تجربیات واقعی در تئاتر هستند که بسیار نادر شده است. او اضافه کرد که در تماشای برخی آثار، همچون «آتشسوزیها»، مخاطبان به این نتیجه میرسند که این یک تئاتر واقعی است، اما چنین آثار با کیفیتی محدودند.
بهرام ابراهیمی نیز به مشکلات موجود اشاره کرد و گفت که بسیاری از کارگردانها به دلیل فشارها و کمبود امکانات، مجبور به بازیگری در آثار خود شدهاند. او این روند را نگرانکننده خواند و افزود که تئاتر ایران به سمت تولید آثار با تنها دو بازیگر و بدون دکور حرکت میکند.
ابراهیمی همچنین به تاریخچه تئاتر خصوصی در ایران اشاره کرد و خاطرنشان کرد که «دندون طلا» به عنوان یکی از اولین تئاترهای خصوصی بعد از انقلاب، موفقیتهای فراوانی را تجربه کرده است. با این حال، او تأکید کرد که در گذشته، حمایتهای دولتی بیشتر از سرمایهگذاری خصوصی بود.
گرچه تلاشهای بخش خصوصی برای جذب مخاطب افزایش یافته، ابراهیمی به چالشهای منبع درآمد تئاتر اشاره کرد. او معتقد است که از زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و وزرات خاتمی، روند حذف حمایتهای دولتی از تئاتر آغاز شد و به همین دلیل، هنرمندان مجبور به اتکا به سرمایهگذاری خصوصی هستند.
با وجود این چالشها، علاقه و اشتیاق هنرمندان برای ادامه فعالیتهای تئاتری هنوز پابرجاست و ایستادگی در این عرصه را نشانهای از عشق به هنر خود میدانند.در سالهای اخیر، حوزه تئاتر ایران با مشکلات مالی مواجه است و دولت و زیرمجموعههای آن به درآمدزایی پرداختهاند. این مسائل بهویژه در تئاتر مشهود است، زیرا به عقیده برخی، بخش خصوصی چندان دغدغه فرهنگی ندارد و مدیران نیز به این مشکل توجه کافی نمیکنند.
برخی فعالان تئاتر به فقدان کمپانیهای تئاتری در کشور اشاره دارند و میگویند که نبود حمایت از این بخش، مانع شکلگیری آنها شده است. به گفته میرمنتظمی، کمپانیها در دیگر کشورها به کمک نیاز دارند و این در حالی است که در ایران، تئاتر به حال خود رها شده است. او اضافه میکند که باید حداقل فشارها بر گروهها و کارگردانان کاهش یابد تا بتوانند آثار خود را به سادگی تولید کنند.
فرنوش نیکاندیش، هنرمند تئاتر، از وضعیت نامطلوب پیشروی هنرمندان میگوید و اینکه هنرمندانی که سالها روی ایدههای خود کار کردهاند، به ناچار آثار خود را در خانه اجرا میکنند. او به ناامیدی روزافزون هنرمندان اشاره کرد و بیان کرد که تئاتر ممکن است در آینده به کلی از بین برود.
در بحث قیمت بلیت، بهرام ابراهیمی به تولید آثار مبتنی بر شاهنامه پرداخته و یادآور میشود که سرمایهگذاران در این حوزه دغدغه فرهنگی چندانی ندارند و بیشتر به دنبال منافع شخصی هستند. در این زمینه، اگرچه قیمت بلیتها بالاست، ابراهیمی بیان میکند که همچنان خوشحال است که همکارانش در این پروژهها فعالیت میکنند و در نهایت بخشی از درآمدها نصیب آنان میشود، هرچند بار دیگر تاکید میکند که مسئولان کمک چندانی به تئاتر نمیکنند.
او همچنین به انتقادات از قیمتگذاری بلیتها اشاره کرده و بیان میکند که نقد جدی بر این نحوه قیمتگذاری ندارد، اما به این نکته اشاره میکند که افزایش قیمتها به طور اغراقآمیزی نشأتگرفته از شرایط موجود است.### معضل بهای بلیت تئاتر و نقش سهگانه در آن
بهای بلیت تئاتر به موضوعی چالشبرانگیز تبدیل شده است. افرادی که از منابع مالی خاص بهرهمند شدهاند، به نقد گرانفروشی برخی گروهها پرداختهاند.
هادی احمدی، در تحلیل وضعیت اقتصادی تئاتر، به سه ضلع اصلی اشاره میکند: تئاتریها، دولت و مردم. به اعتقاد او، جوانان و دانشجویان از قیمتهای بالا نگران هستند و این موضوع را به بهانههان نه چندان مثبت مانند «تئاتر طبقاتی» تعبیر میکنند. تئاتریها اما بیان میکنند که مشکل اصلی در هزینههای بالای تولید نهفته است. دولت نیز به نظر میرسد که حمایتی ارائه نمیدهد و شاید حتی ناراضی از این وضعیت باشد. احمدی تأکید میکند که در این مثلث، نمیتوان به آسانی رویکرد مردم یا دولت را تغییر داد و فرصتی برای تئاتریها نیز فراهم نیست. او پیشنهاد میکند که در این شرایط، توجه بیشتری به سمت دولت در جهت حمایتهای قانونی و مالی شود.
میرمنتظمی، کارگردان تئاتر، نیز اذعان میکند که شرایط باید به گونهای مدیریت شود که اعتبار تئاتر تحتالشعاع قرار نگیرد. او بر این باور است که باید مسئولیت را از دوش هنرمندان و مردم برداشت و از دولت و مدیران مطالبه حمایت کرد.
وی همچنین اشاره میکند که عدهای از هنرمندان با نگاهی کاسبکارانه به این صنعت آسیب میزنند و ایجاد قیمتهای بالای بلیت منطقی است با توجه به رشد هزینهها. در ادامه، میرمنتظمی مجدداً تأکید میکند که انتقادها باید به سمت مدیران و مسئولان معطوف باشد که سبب این شرایط شدهاند.
نیکاندیش نیز در این گفتوگو به این نکته اشاره میکند که برخی از منتقدان قیمتهای بالای بلیت، خود از بودجههای خاص بهرهمند شدهاند و به همین دلیل انتقادشان به کاهش بهای بلیت در تئاتر شهر قابل توجه است.
در نهایت، تقاضا برای توجه به نقش کلیدی مدیران و مسئولان در این بحران محسوس است، چرا که وضعیت کنونی تئاتر ایران به شکلگیری فضاهای نابرابر میان هنرمندان و دولت وابسته است.












