**حسن شیروانی، عکاس هنرمند، در گفتوگویی با خبرگزاری ما از تجربه خود در ثبت تصاویر مسجد سوخته «سیدالشهداء» گفت. وی اظهار داشت که پس از پیگیری اخبار، متوجه حریق در یک مسجد در پاکدشت شد. شیروانی، با اشاره به علاقه خود به عکاسی از مکانهای تخریبشده، مطرح کرد که هنوز نتوانسته بود مسجدی با روایت و داستان impact ویژهای پیدا کند. در این ماجرا، جان باختن دو جوان که برای نجات زنان مسجد از آتش وارد ساختمان شده بودند، توجه او را جلب کرد.**
**این عکاس همچنین بیان کرد که در خبرها شنیده بود که اثر پیکر یکی از شهدا روی فرش باقی مانده است، موضوعی که از نظر تصویری و روایی بسیار قوت داشت و به ابعادی عینی از ایثار و خشونت حادثه اشاره میکرد. او تأکید کرد که به محض دریافت این اطلاعات، تصمیم به سفر به پاکدشت گرفت تا واقعیت را ثبت کند.**
**شیروانی افزود: «هدف اصلی من ثبت صحنهای بود که داستان انسانی ماجرا را به تصویر بکشد و فراتر از یک خبر کوتاه، روایت ایثار و تأثیر آن را نشان دهد.» او در ادامه شرح داد که به رغم عدم اطلاع از نام دقیق مسجد یا اسامی قربانیان، با اعتماد به روایتهای اولیه به سمت آن منطقه حرکت کرد.**
**این هنرمند در توضیح سفر خود به محل حادثه خاطرنشان کرد: «پس از حدود یک ساعت و نیم به پاکدشت رسیدم و در جستجوی مسجد، به کلانتری مراجعه کردم. مأموران اظهار کردند اطلاعاتی در اختیار ندارند. بعد از تماس با همکارم، به راهنمایی او به سمت مسجد رفتیم و در مسیر، جزئیاتی از جمله محل پیکر سوخته شهید را به من اطلاع داد. با ثبت هماهنگیها، امکان عکاسی برای من فراهم شد.»**
**او درباره دیدن صحنهای که با آن روبرو شد، گفت: «فرشی که بر روی آن نشانههایی از مظلومیت و خشونت حادثه باقی مانده بود، بسیار تأثیرگذار بود. قبل از عکاسی، از خانواده شهید اجازه گرفتم تا تصویر را ثبت کنم، چراکه میدانستم چنین عکسی برای آنها دردآور خواهد بود. پس از ملاقات با پدر و مادر شهید، برای انتشار عکس رضایت گرفتیم.»**در یک رخداد غمانگیز، عکاسی از یک مسجد در حال سوختن انجام شد که در آن زنی حضور داشت که به واسطهایثار یک شهید، از آتش نجات یافته بود. این تصویر بخشی از داستان انسانی این حادثه را به تصویر کشید و پیام فداکاری را منتقل کرد.
شیروانی، عکاس مستند، درباره تجربه خود از این حادثه اعلام کرد که بعد از عکاسی به منزل شهید رفت تا به خانوادهاش تسلیت بگوید. او در تلاش بود که با دنیای شخصی شهید آشنا شود و به خصوص از وسایل او اطلاعاتی کسب کند. اما مادر شهید بیان کرد که فرزندش اتاق مجزایی نداشته و خانوادهای ساده و یکپارچه بودند.
پدر شهید در بیان ویژگیهای او گفت که فرزندش همواره به خانوادهاش کمک میکرد و هیچگاه در پی خواستههای فردی خود نبود. شیروانی افزود که فضایی که مشاهده کرد، نشاندهنده زندگی آبرومند و سادهای بود که در آن تجمل و امکانات خاصی وجود نداشت. این زندگی به شدت بر مسئولیت پذیری و احترام به خانواده استوار بود.
وی همچنین در مورد عکاسی از مسجد گفت که میدانست این ماجرا به یک روایت تأثیرگذار تبدیل خواهد شد. این حادثه نه تنها یک آتشسوزی ساده بلکه داستانی از جوانانی بود که برای نجاتothers با خطر مواجه شدند. شیروانی به جزئیات انسانی این حادثه اشاره کرد و خاطرنشان کرد که نجات جان دوستان در شرایط بحران، اهمیت ویژهای دارد.
شیروانی تأکید کرد که این سوژه ظرفیت شکلدهی به یک روایت قوی را دارد و او بر آن بود که آن را به تصویر بکشد. در نهایت، با حمایت خانواده شهدا، این پروژه به سرانجام رسید تا گوشهای از مظلومیت و ایثار آن دو جوان را به بینندگان نشان دهد.
وی در پایان، درباره مسئولیت عکاسان در بحرانها گفت که آنان باید مسئولیت پذیرفته و دقت کافی داشته باشند تا ضمن ثبت واقعیت، به احساسات خانوادهها آسیب نزنند. عکاس در این شرایط باید هم جسور بوده و هم صبوری کند تا واقعیتهای انسانی را به درستی منعکس کند.یک عکاس مستند در اظهارات خود بر اهمیت روایت انسانی در عکسها تأکید کرد و گفت که ماندگاری یک عکس به دلایل صرفاً بصری مانند شعلههای آتش یا ویرانی نیست، بلکه به مفهوم عمیق انسانی آن بازمیگردد. او افزود: «عکس باید نماد حقیقت باشد، نه تنها هیجان».
وی با اشاره به ویژگیهای یک عکاس مستند در بحرانها، صداقت را اصلیترین نکته دانست. این عکاس بر لزوم پرهیز از اغراق و صحنهسازی تأکید کرد و بیان کرد که مخاطبان باید اعتماد کامل به بازنمایی واقعیت داشته باشند. او خاطرنشان کرد که اعتماد عمومی سرمایهای است که با آسیب دیدن، به سختی بازمیگردد. همچنین، او بر لزوم توجه به پیامدهای انتشار تصاویر و احترام به کرامت انسانی تأکید کرد. به عنوان مثال، در ماجرای مسجد سوخته، از خانواده شهید برای انتشار تصویر مجوز گرفتند، زیرا به احترام به کرامت انسانی اولویت میدهند.
این عکاس تصریح کرد که عکسبرداری در شرایط بحران نیازمند آمادگی ذهنی و اخلاقی است. او افزود که عکاس باید توانایی مدیریت احساسات شخصی را داشته باشد، تا روایت دچار افراط و تفریط نشود، ولی در عین حال نباید از عنصر همدلی غافل شود. او تعادل بین حرفهایگری و درگیری انسانی را یکی از چالشهای بزرگ در این حوزه دانست.
وی در ادامه به رسالت عکاسان خبری و مستند اشاره کرد و گفت که این وظیفه فراتر از اطلاعرسانی است؛ آنها باید به ساخت حافظه بصری جامعه بپردازند. عکسها به اسناد تاریخی تبدیل میشوند و قضاوت نسلهای بعدی بر اساس این تصاویر شکل میگیرد. بنابراین، دقت، صحت و امانتداری در ثبت رویدادها از اهمیت بالایی برخوردار است.
در پایان، شیروانی به مسئولیت اجتماعی عکاسان در قبال جامعه اشاره کرد و گفت که تصویر میتواند آگاهی را بالا ببرد و همدلی ایجاد کند. او افزود که اگر این قدرت با وجدان حرفهای همراه باشد، میتواند در خدمت حقیقت و عدالت باشد، ولی اگر از اخلاق جدا شود، میتواند به ابزاری مخرب تبدیل شود. به همین دلیل، او بر اهمیت تعهد اخلاقی و درک عمیق از مسئولیت اجتماعی در عکاسی در بحران تأکید کرد.











