**مریم مشتاقی در نشست ریبون: همافزایی هنر و کسبوکار**
به گزارش خبردونی، در نشست ریبون تهران، مریم مشتاقی، همبنیانگذار و معاون اجرایی این مجموعه، با سخنرانی خود به تبیین دلایل ورود ریبون به عرصه هنر و فرهنگ پرداخت. او اظهار داشت که ریبون خود را تنها یک ساختمان نمیداند و تأکید کرد که تجربیات کاربران از فضایی که در آن قرار دارند، اهمیتی بنیادی دارد. در این زمینه، کیفیت یک فضای پریمیوم معطوف به متریال و طراحی نیست و شامل جهان فکری، سلیقه و هویت فرهنگی آن فضا نیز میشود.
مشتاقی همچنین بیان کرد که هنر به عنوان بخشی جداییناپذیر از فرآیند ساخت شخصیت و حافظه یک مکان مطرح است و نباید آن را بهعنوان عنصری پس از طراحی تلقی کرد.
**مسئولیت اجتماعی و فرهنگی بخش خصوصی**
یکی از نکات کلیدی در سخنان مشتاقی، تأکید بر مسئولیتهای اجتماعی و فرهنگی بخش خصوصی بود. او خاطرنشان کرد که این بخش نباید صرفاً مصرفکننده منابع باشد، بلکه باید به عنوان بخشی از توسعه زیست فرهنگی جامعه عمل کند. به اعتقاد او، نقش این بخش نهتنها در اسپانسرشیپ محدود میشود، بلکه شامل فراهم کردن فضا برای هنر، ایجاد فرصتهای تعامل و حمایت از پروژههای پایدار است.
مشتاقی تأکید کرد که ریبون قصد ندارد نقشی جایگزین نهادهای عمومی را بر عهده بگیرد و هدف آن توجه به سهم خود در این حوزه است.
**«شبهای هنر»؛ پل ارتباطی دو جامعه**
مشتاقی به پروژه «شبهای هنر ریبون تهران» اشاره کرد و آن را راهی برای ارتباط دو جامعه هنری و اقتصادی دانست. او تصریح کرد که هدف این پروژه فقط نمایش آثار هنری نیست، بلکه بهدنبال ایجاد فضایی برای اجتماعات تخصصی و تبادل نظر با هنرمندان است.
وی همچنین خاطرنشان کرد که این پروژه در حال شکلگیری است و قصد ندارد پس از چند دوره ادعای تبدیلشدن به یک نهاد فرهنگی کند، بلکه به دنبال ایجاد مسیری پایدار است که به حوزههای مختلف هنری گسترش یابد.
**مریم اسفندیاری: تاریخ هنر تنها به آثار محدود نمیشود**
مریم اسفندیاری، کیوریتور و مدیر هنری، به بررسی رابطه سرمایه، قدرت و هنر پرداخت. وی تأکید کرد که ماندگاری یک اثر در تاریخ هنر به کیفیت و خلاقیت هنرمند محدود نمیشود و نهادهای مختلف مانند موزهها، منتقدان و رسانهها نیز نقشی کلیدی دارند.
اسفندیاری اشاره کرد که سرمایه فرهنگی باید به اعتبار و حافظه فرهنگی تبدیل شود. او «شبهای هنر» را تلاشی برای ایجاد ارتباطات میان جامعه هنر و کسبوکار دانست و بر اهمیت «هنر سازمانی» تأکید کرد.
**محمدرضا مریدی: از سرمایه اقتصادی به سرمایه نمادین**
محمدرضا مریدی، جامعهشناس هنر، درباره مفهوم «زندگی هنرمندانه» سخن گفت و به بررسی چگونگی تبدیل سرمایه اقتصادی به نمادین پرداخته است. بهاینترتیب در نشست ریبون، تلاشهای هماهنگ برای پیوند عمیقتر میان هنر و جامعه اقتصادی مطرح شد.### ورود سرمایه به هنر: پیچیدگیها و چالشها
نشست اخیر در زمینه هنر و اقتصاد به بررسی نسبتهای پیچیده میان سرمایه و هنر پرداخت. در این جلسه، مهدی مریدی، منتقد هنری و پژوهشگر، خرید آثار هنری را فراتر از تملک کالا توصیف کرد و اظهار داشت که سرمایهها میتوانند به سرمایههای نمادین تبدیل شوند. او این فرآیند را به عنوان «مصرف زیباشناختی پول» تعریف کرد؛ جایی که سرمایه اقتصادی به یک تجربه فرهنگی و لذتبخش تبدیل میشود.
### نقد علی گلستانه بر ورود سرمایه
علی گلستانه، منتقد هنری، با نگرشی انتقادی به این موضوع پرداخته و تأکید کرد که بررسی ورود سرمایه به هنر تنها محدود به مقدار پول نیست، بلکه باید در نظر گرفت که این سرمایه چگونه توزیع میشود و بر چه کسانی تأثیر میگذارد. او هشدار داد که نحوه توزیع سرمایه بر اعتبار هنرمندان، شکلگیری آثار و تاریخ هنر تأثیرگذار است و ضرورت دارد که بخش خصوصی با آگاهی بیشتری به این عرصه وارد شود.
### سجاد باغبان و مقایسه قیمتها
سجاد باغبان، پژوهشگر بازار هنر، با طرح پرسشاتی درباره قیمت آثار هنری، به تفاوتهای ارزشی میان زیباییشناسی، هنری و مالی اشاره کرد. او توضیح داد که قیمت یک اثر هنری در میان شبکهای از هنرمندان، گالریها و خریداران شکل میگیرد و تأثیر بازاریابی در تعیین قیمتها در کوتاهمدت قابل مشاهده است.
### چالشهای هنرمندان جوان
در بخش پرسش و پاسخ، مسائل مختلفی از جمله چالشهای ورود هنرمندان جوان به گالریها و نحوه اعتبارسنجی هنرمندان مطرح شد. توضیح داده شد که دستاورد هنرمندان به واسطه فرآیندهای تاریخی و شبکههای موجود در هنر تأثیر میپذیرد و نمیتوان با تکرار یک رفتار به اعتبار مشابهی دست یافت.
### نقش گالریها در اکوسیستم هنری
در ادامه جلسه، درباره نقش گالریها به عنوان مؤسسات اقتصادی هنر صحبت شد و تأکید گردید که نمیتوان توقع داشت این نهادها همانند بنیادهای خیریه عمل کنند. همچنین مشکلات ناشی از مخدوش شدن مرزهای نقشهای مختلف در اکوسیستم هنر ایران از دیگر مباحث بود.
### جمعبندی نهایی
در پایان، این نشست به پیچیدگیهای رابطه هنر و سرمایه پرداخته و به این نتیجه رسید که ورود سرمایه به هنر نه کاملاً نجاتبخش است و نه لزوماً آسیبزننده. کیفیت ساختارهای اقتصادی و تعاملات میان هنرمندان، مخاطبان و سرمایهگذاران از اهمیت بالایی برخوردار است.












