به گزارش خبردونی و به نقل از خانه هنرمندان ایران، مراسم اکران و نقد مستند «خاطرات سینما» به کارگردانی محمدباقر سلمانی، به مناسبت روز ملی سینما، در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ در سالن استاد ناصری این مرکز برگزار شد.
در این مراسم، هوشنگ گلمکانی، منتقد و روزنامهنگار با سابقه در حوزه سینما، به بررسی زوایای مستند «خاطرات سینما» و ارتباط آن با مفهوم «نوستالژی» پرداخت. وی نوستالژی را محصول سه تا چهار دهه اخیر فرهنگ ایران دانست و اعلام کرد که این پدیده به دنبال تحولات ناشی از انقلاب رشد کرده است. به گفته او، تحولات سریع و نابودی نشانههای پیشین، احساس خلأی عمیق در جامعه ایجاد کرده است.
گلمکانی تصریح کرد که بررسی این پدیده به دو شیوه مختلف انجام میشود؛ گروهی به جنبههای سطحی و احساسی آن توجه دارند و گروهی دیگر با دقت بیشتری به ثبت تاریخ و بازخوانی گذشته میپردازند. او همچنین به یادآوری ضرورت خاطرهنویسی به عنوان یک قالب مهم در تاریخنگاری پرداخت و خاطرنشان کرد که با وجود تغییرات فرهنگی پس از انقلاب، آگاهی نسبت به خطر فراموشی گذشته در میان اهالی فرهنگ شکل گرفته است.
گلمکانی همچنین از تلاشهای جدی در نهادهای رسمی و بخش خصوصی برای حفظ میراث فرهنگی یاد کرد و تأکید نمود که ثبت خاطرات سینما از موضوعات پرمخاطب برای علاقهمندان این حوزه بوده است. او تجارب خود در نشریات سینمایی را مثال زد و تأکید کرد که مخاطبان همواره به دنبال بازخوانی حس و حال تماشای فیلمهای قدیمی بودهاند.
در ادامه، گلمکانی به تأثیر پرویز دوایی بر ادبیات سینمای ایران اشاره کرد و از خاطرهای از دیدار با او در پراگ گفت. او به نقل قول همسر پرویز دوایی پرداخت که میگفت او بیشتر به فضاسازی و جو پیرامون تماشای فیلمها اهمیت میدهد تا تحلیل فنی آنها، رویکردی که نشاندهنده ارتباط عمیق خاطرهنویسی سینمایی با تجربیات انسانی است.
گلمکانی در پاسخ به پرسش همسر دوایی درباره علاقمندیهای مخاطبان ایرانی به سینما گفت که این نوع نگاه در ایران نیز رایج است و به ویژه برای نسلهای پیشین امری طبیعی است. او علت شیرینی این خاطرات را به دشواری دسترسی به فیلمها در زمانهای گذشته نسبت داد و یادآور شد که هر چیزی که به سختی بدست بیاید، ارزش بیشتری دارد.
این منتقد سینما در پایان به سن ۴۳ سالگی محمدباقر سلمانی اشاره کرد و تصریح کرد که تجربیات و حافظه او به دوران پس از انقلاب تعلق دارد. در پاسخ به پرسش گلمکانی درباره دلایل ورودش به دنیای مستند، سلمانی علاقهاش به سینما را به دوران کودکی برگرداند و گفت که جنبههای فنی سینما و ساخت تصویر برای او همیشه جالب بوده است.**سینما و اهمیت روایتهای نادیده**
محمدباقر سلمانی، کارگردان مستند «خاطرات سینما»، در تازهترین اظهار نظر خود به تاثیر ناگزیر جادوی بصری سینما بر زندگیاش اشاره کرد. او تاکید کرد که علاقهاش به این عرصه از حس کنجکاوی دوران کودکی نشأت گرفته است.
سلمانی در ادامه به تجارب خود در صنعت فیلمسازی پرداخته و گفت که این مستند، نخستین تلاش او در حوزه مستند است که ایده آن به یک دهه پیش بازمیگردد. این اثر به بررسی روابط بین تصویر و مناسبات شهری پرداخته و در زمان خود بازتابهای قابل توجهی داشته است.
این کارگردان با اشاره به نادیده گرفتن افراد پشت صحنه سینما، بر لزوم پرداختن به احساسات و تجربیات آنان تاکید کرد. او بر این باور است که افرادی چون آپاراتچیها و کنترلچیها نقش عمدهای در شکلگیری سینما ایفا کردهاند و باید به تحلیل حالات آنها پرداخت. از نظر سلمانی، روایتهای آنها در تاریخ سینما اغلب نادیده ماندهاند، در حالی که بررسی این ابعاد میتواند به افشای زوایای پنهان تاریخ سینما کمک کند.
هوشنگ گلمکانی، دیگر کارشناس سینما، ضمن بررسی تاریخنگاری سینمایی در ایران، از تغییرات مثبت در این حوزه، به ویژه پس از انقلاب، خبر داده و گفت: “انتشار کتابها و فعالیتهای مجله فیلم، گامی مؤثر در راستای تاریخ شفاهی سینما بودهاست.”
گلمکانی به مستندهایی اشاره کرد که به روایتهای سینمایی پرداختهاند و بر تمرکز بر جنبههای جدید تاکید کرد. وی به سلمانی نکتهای آسیبشناسانه بیان کرد و خاطرنشان ساخت که نیازی به تکرار خاطرات قدیمی نیست و کارگردان باید در روایت خود نوآوری داشته باشد.
در واکنش به انتقادات گلمکانی، سلمانی بر هویت خاطرهمحور اثر خود تاکید و خاطر نشان کرد که جذابیت فیلم، ناشی از نظرگاه خاطرهای آن است. او همچنین به اهمیت تاریخی مستند خود و ثبت فضاهای از دست رفته سینما اشاره کرد.
سلمانی با اشاره به لزوم ثبت فضاهای شهری، به ناپدید شدن بسیاری از مکانها و تغییراتی که در آنها رخ داده است، اشاره کرد. او دلیل انتخاب سوژههایش را فرصتی برای بیان خاطرات این افراد دانست و تاکید کرد که مهم است این داستانها نیز شنیده شوند.
به گفته وی، ثبت این تجربیات به خودی خود دارای ارزش است و میتواند تاریخ سینما را از زوایای متفاوتی نمایان کند.












