### بررسی بودجه فرهنگی در سال ۱۴۰۵: تحلیل و چالشها
بر اساس اطلاعات منتشر شده در لایحه بودجه سال ۱۴۰۵، کل بودجه فصل «تفریح، فرهنگ و مذهب» نزدیک به ۱۰۶ هزار میلیارد تومان است. از این رقم، حدود ۳۳ همت به سازمان صداوسیما تخصیص یافته که به خودی خود تنها ۱.۸ درصد از کل بودجه عمومی ۵۹۵۴ همتی کشور را شامل میشود. به فرض تقسیم این بودجه میان ۸۰ میلیون ایرانی، هر فرد به طور تقریبی یک میلیون و ۲۴۷ هزار تومان در سال و ماهانه حدود ۱۰۴ هزار تومان دریافت خواهد کرد. در این شرایط، سوال این است که آیا تمرکز بر حذف یا جنجال بر سر چنین مبالغ کم تاثیری بر اقتصاد کشور خواهد داشت؟
در سوی دیگر، بودجه شرکتهای دولتی در این لایحه به بیش از ۸۸۹۶ همت میرسد که حدود ۱.۵ برابر بودجه کل دولت است. بسیاری از این شرکتها مدتهاست که زیانده بوده و بدون شفافیت کافی، منابع عمومی را مصرف میکنند. این تفاوت در ارقام به خوبی نشاندهنده آن است که چرا برخی گروهها به طور هدفمند بحث فرهنگی را سیاسی میکنند و با بزرگنمایی بودجههای فرهنگی، افکار عمومی را از مسائل اصلی و ساختارهای ناکارآمد منحرف میسازند و نهادهای فرهنگی را به عنوان مقصر اصلی معرفی میکنند.
در این راستا، نباید فراموش کرد که فرهنگ در جوامع اسلامی و ایرانی به عنوان یک سرمایه راهبردی محسوب میشود و تضعیف آن میتواند به آسیبهای اجتماعی و هویتی منجر گردد. در دنیای امروز، فرهنگ و اقتصاد خلاق به عنوان موتورهای توسعه به حساب میآیند. فرهنگ به درستی مدیریت شده میتواند به رشد اقتصادی، گردشگری و کاهش آسیبهای اجتماعی کمک کند.
گزارشها نشان میدهد که ایران نسبت به سایر کشورها از لحاظ بودجه فرهنگی در وضعیت ناگواری قرار دارد. سهم بودجه فرهنگ و هنر در ایران حداکثر ۵ درصد از کل بودجه عمومی است، در حالی که این رقم در کشورهایی نظیر ایالات متحده به ۱۰ تا ۱۱ درصد میرسد. لذا، نوع نگاه به فرهنگ در ایران بهعنوان یک هزینه و نه سرمایهگذاری برای توسعه، یکی از مشکلات اصلی به شمار میآید.
تضعیف نهادهای فرهنگی نه تنها اشتباه مالی است، بلکه به معنای خلع سلاح در برابر جنگ نرم دشمنان نیز میباشد. دشمنان خارجی با سرمایهگذاریهای گسترده در تلاش هستند تا بنیانهای هویتی جامعه ایرانی را تضعیف کنند. در چنین شرایطی، نهادهای فرهنگی باید به خط مقدم پیکار با این تهدیدات تبدیل شوند و وظایف بیشتری را عهدهدار گردند.
در عین حال، این دفاع از فرهنگ به معنای نادیده گرفتن لزوم نقد عملکرد نهادهای فرهنگی نیست. وجود موازیکاری، نبود شاخصهای ارزیابی و عدم توجه به نیازهای واقعی جامعه از انتقادات وارد بر این نهادهاست. لذا، مطالبه عمومی باید معطوف به نقد سازنده باشد. جنجالسازی حول سهم ناچیز فرهنگ، در واقع یک فرافکنی سیاسی و اقتصادی تلقی میشود که باید به سمت اصلاح ساختارها و تمرکز بر نهادهای پرهزینه سوق یابد.
در نهایت، فرهنگ باید به عنوان ستون فقرات تمدنسازی تلقی شود و توسعه آن تنها با سرمایهگذاری هوشمندانه و مدیریت مناسب ممکن است.











