به گزارش خبرنگار ایسنا، سینمای ایران در زمینه فیلمهای داستانی دو اثر مربوط به جهان پهلوان تختی را به نامهای «غلامرضا تختی» به کارگردانی بهرام توکلی (۲۰۱۸) و «جهان پهلوان تختی» (۱۹۹۷) به نمایش گذاشته است. در حالی که علی حاتمی قصد داشت فیلم «جهان پهلوان تختی» را بسازد، مرگ او باعث شد بهروز افخمی این پروژه را به سرانجام برساند و روایت خود را از زندگی این پهلوان ارائه دهد.
با توجه به فرا رسیدن ۱۷ دی ماه، سالگرد درگذشت تختی، این سوال به میان میآید که کدام یک از این دو فیلم در خاطره تاریخی مردم تاثیرگذار بوده است و آیا این روایتها توانستهاند در ذهن بینندگان باقی بمانند یا نه. در این مقاله، تمرکز ما بر بررسی این دو اثر خواهد بود تا جواب این پرسش را عمیقتر بیابیم.
بهروز افخمی در اردیبهشت ۱۴۰۲ در برنامه «نقد سینما» بیان کرد که اثر او در رابطه با زندگی تختی به درستی دیده نشد و دلیل آن را عدم استقبال ورزشکاران عنوان کرد. به گفته او، فیلمش صرفاً درباره سرگذشت تختی نبود، بلکه بر مرگ او متمرکز بود و احتمالاً بیان عمیق و تاریک از فضای ورزشی به عدم استقبال از آن کمک کرده است. او همچنین اظهار داشت که واقعیتهای زندگی تختی غالباً نادیده گرفته میشود و روایتهای نادرستی گاهی منتشر میشود.
احمد طالبی نژاد در سال ۱۳۹۸ به نقد فیلم «غلامرضا تختی» بهرام توکلی پرداخته و آن را فیلمی جسورانه در بررسی زندگی این ورزشکار دانسته است. او همچنین به نادرستی شخصیت تختی در سنین نوجوانی و جوانی اشاره کرده و معتقد است که این شخصیت بیش از حد حماسی و شبهاسطورهای به تصویر کشیده شده است.
طالبی نژاد خاطرنشان کرد که خوشحال است که پس از سالها سرانجام فیلمی درباره تختی ساخته شده که به واقعیتهای زندگی او نزدیک میشود. او همچنین بر این نکته تأکید کرد که اگرچه نگاه به شخصیت تختی حماسی و افسانهای است، بازیگران در نقشهای خود بسیار کارآمد و باورپذیر عمل کردهاند، به طوری که تماشاگر احساس میکند مستند زندگی تختی را میبیند.
سکانس مسابقه ملبورن و گفتگو درباره تبلیغات در دوران اوج شهرت تختی نیز به عنوان صحنههایی قوتبخش در روایت این داستان محسوب میشوند.در مورد جهانپهلوان تختی، نکتهای جالب وجود دارد که او هرگز از شهرت خود برای استفادههای تجاری بهره نگرفت. در آن زمان، بسیاری از سازندگان فیلمهای فارسی سعی داشتند او را به سینما آورند و از وی درخواست کردند مشابه فردین، همدورهاش وارد این عرصه شود، اما او این پیشنهادات را رد کرد. به عنوان مثال، حتی شرکت تیغ صورتتراشی که مبلغی معادل یک میلیون تومان برای حضورش در تبلیغات این محصول تعیین کرده بود، با پاسخ منفی او مواجه شد.
در فیلم «غلامرضا تختی»، این جنبه از شخصیت او به طرز جدیدی به تصویر کشیده شده است. به ویژه در صحنهای که او در حال باز کردن شیشه عسل است و با لبخندی خاص، دیالوگی جالب به زبان میآورد، نشاندهنده احترام او به اصولش است.
نکته دیگری که در این فیلم به آن پرداخته شده، پایانبندی جسورانه آن است. با این پایان، شایعات مربوط به مرگ او مورد بررسی قرار گرفته و با قاطعیت به سوالات پاسخ داده میشود. در مورد چگونگی مرگ تختی، همواره نظرات متفاوتی وجود داشته است؛ برخی تمایل دارند زندگی و مرگ او رازآلود باقی بماند، در حالی که دیگران به شواهدی در مورد خودکشی اشاره میکنند. این ویژگی، به وضوح نشاندهنده جایگاه قهرمانانی است که مردم آنها را حمایت میکنند و هالهای از تقدس برایشان میسازند.
در پایان، این سوال در ذهن مخاطبان پلیسنی باقی میماند که کدام یک از دو فیلم (جهانپهلوان تختی بهروز افخمی) و (غلامرضا تختی بهرام توکلی) برای آنها جذابتر و تأثیرگذارتر بوده است؟











