به نقل از ایرنا، فیلم «خونبارش» به کارگردانی امیر قویدل که بر مبنای داستانی واقعی ساخته شده، نخستین تجربه سینمایی صدرعاملی به عنوان تهیهکننده محسوب میشود. این فیلم اکران موفقی را تجربه کرده و به دفعات از شبکههای تلویزیونی پخش شده است. در پی آغاز جنگ تحمیلی، صدرعاملی با ساخت فیلم «رهایی» به سراغ داستانی جنگی رفت که با بازی داوود رشیدی، مایههای ملودرام آن مشخص است و در زمره آثار ضدجنگ شناخته میشود.
فیلم «گلهای داودی» که به عنوان یکی از بهترین ملودرامهای دهه ۶۰ شمرده میشود، داستان جوان نابینایی را روایت میکند که در آستانه ازدواج با دختری نابینا بوده و در انتظار آزادی پدرش از زندان به سر میبرد. این فیلم با کارگردانی خلاق صدرعاملی و فروش بالایش، جای پای او را در سینمای ایران محکم کرد. صدرعاملی پس از موفقیت این فیلم، اثر جادهای «پاییزان» را با بازی چهرههایی چون داریوش ارجمند و کتایون ریاحی به نمایش درآورد که داستانی نو داشت و نظر بسیاری را جلب کرد. او همچنین با تبلیغات هوشمندانهای به جذب تماشاگران کمک کرد.
در دهه ۷۰، آثار صدرعاملی بیشتر به مسائل اجتماعی پرداخته و توجه ویژهای به نوجوانان داشت. بعد از فیلم «سمفونی تهران»، وی اثر تحسینشده «دختری با کفشهای کتانی» را بر اساس فیلمنامهای از فریدون فرهودی و پیمان قاسمخانی ساخت. این فیلم داستان دختری نوجوان را روایت میکند که در مسیر بلوغ با چالشهایی مواجه شده و در نهایت به رشد فکری دست مییابد. کارگردانی معتبر و بازی درخشان پگاه آهنگرانی از نقاط قوت این فیلم به شمار میرود.
پس از موفقیت «دختری با کفشهای کتانی»، صدرعاملی ادامه سهگانه خود با عنوان «من ترانه ۱۵ سال دارم» را ساخت. این فیلم داستان ترانه، دختری است که برخلاف نظر خانوادهاش با پسری ازدواج میکند و ماجرای بچهدار شدن او دشواریهایی را به همراه دارد. صدرعاملی شخصیتها را به خوبی توسعه داده و داستان جذاب آن را به مرحلهای جدید میرساند.
فیلم «دیشب باباتو دیدم آیدا» بر اساس داستانی از مرجان شیرمحمدی، روایتگر دختری نوجوان است که رازی درباره پدرش کشف کرده و در تلاش برای نگهداشتن آن است. با این حال، فیلمنامه این فیلم به دلیل فقدان کشش دراماتیک، نتوانسته است مخاطب را جذب کند. در این بین، بازیهای الهام پاوه نژاد و خاطره اسدی به دوشیدن نقاط ضعف داستان کمک کرده است.
صدرعاملی همچنین به ساخت آثاری مرتبط با امام رضا(ع) علاقهمند است و با شور و اشتیاق سهگانهای درباره زائران آن حضرت تولید کرده است. فیلم «هر شب تنهایی» داستان یک نویسنده رادیو است که با بیماری سرطان دست و پنجه نرم میکند و در پی سفر به مشهد با همسرش، به آرامش روحی دست مییابد.فیلم «شب»، دومین اثر از یک مجموعه، با کیفیتی بالاتر از قسمت اول خود، شخصیتهایی خاص و خوب پرداخت شده را معرفی میکند. این فیلم که داستان همراهی یک سرباز جوان با یک کهنهکار را در فضایی برفی دنبال میکند، دارای ریتمی آرام در نیمههای خود است و از ساختار تا حدودی تلویزیونی آسیب دیده است. با این حال، بازیهای عالی بازیگران مشهوری مانند امین حیایی، عزتالله انتظامی و خسرو شکیبایی به آن جذابیت خاصی بخشیده است.
«در انتظار معجزه» به عنوان سومین قسمت از این تریلوژی در جشنواره سیام به نمایش درآمد و از نظر کیفیت به مراتب ضعیفتر از دو قسمت قبلی بوده، که باعث نارضایتی مخاطبان آثار صدرعاملی شده است.
همچنین، «زندگی با چشمان بسته» که پس از توقیفی موقت به نمایش درآمد، ملودرامی اجتماعی است و شاهد قهرمان داستانی با اتهام اخلاقی است. فیلمنامه این اثر در کنار چند لحظه درخشان، از عمق کافی برخوردار نبوده و شخصیتها شباهتهایی با آثار پیشین صدرعاملی دارند که بر کیفیت نهایی فیلم تأثیر منفی گذاشته است.
دیگر اثر صدرعاملی، «سال دوم دانشکده من»، ملودرامی دخترانه با موضوع عشق و خیانت است که در جذب توجه مخاطبان ناکام ماند. این فیلم در برخی بخشها به تله فیلم شباهت دارد، اما بازی به یادماندنی سها نیاستی به تقویت نقاط ضعف آن کمک کرده است.
آخرین فیلم صدرعاملی، «زیبا صدایم کن»، بازگشت موفق او به عرصه ملودرام محسوب میشود. داستان پدر و دختری را روایت میکند که در آستانه تولد دختر، تلاش میکنند روابطشان را ترمیم کنند. این فیلم با وجود مدت زمان نزدیک به دو ساعت، ریتم مناسبی دارد و بازیهای برجسته امین حیایی و ژولیت رضاعی از نقاط قوت آن به شمار میآید.
به این ترتیب، باید منتظر ماند و دید که آیا رسول صدرعاملی میتواند با اثر جدید خود «قایقسواری در تهران» که بازیگرانش سحر دولتشاهی و پیمان قاسمخانی هستند، موفقیتهای پیشین خود را تکرار کند یا خیر.











