به گزارش خبردونی و به نقل از تسنیم، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در ایران به عنوان یک نهاد فرهنگی تأثیرگذار شناخته میشود که اخیراً شصتمین سالگرد تأسیس خود را جشن گرفته است. این نهاد، در طول شش دهه فعالیت خود، همواره در کنار کودکان و نوجوانان ایرانی بوده و از اوضاع پرآشوب دهه 50 تا دوران جنگ و سالهای پس از آن، در پیوند با آنها قرار داشته است.
با این حال، کانون از زمانی که عرصههای فعالیتش با افزایش نهادهای خصوصی و توجه به فضای مجازی تحت تأثیر قرار گرفت، مرکزیت خود را از دست داده است. در این دوران، کانون تلاش میکند همچنان به عنوان یک مرجع معتبر برای مخاطبان خود باقی بماند.
نظرات در مورد این نهاد متفاوت است. برخی از نویسندگان و پدیدآورندگان میگویند که تغییرات سیاسی و مدیریتی موجب ضعف عملکرد کانون شده است و این امر باعث شده که برخی از فعالان این حوزه به سمت دیگر مراکز بروند. در مقابل، عدهای دیگر معتقدند که کانون با وجود چالشها توانسته به پیشرفتهایی دست یابد و به عنوان یک منبع فرهنگ و ادب کودک و نوجوان شناخته شود.
محمد میرکیانی، نویسنده پیشکسوت که آثار زیادی را با کانون منتشر کرده و در گذشته مسئولیتهای مدیریتی نیز در این نهاد داشته، درباره تاریخچهی فعالیتش با کانون میگوید. او به یاد میآورد که از سنین پایین عضو کتابخانه کانون شده و در دوران انقلاب نیز با این نهاد همکاری داشت.
میرکیانی تأکید میکند که کانون در دورههای طلایی خود به تولید آثار باکیفیت برای نوجوانان پرداخته و در حوزه تصویرگری موفقیتهایی به دست آورده است. او به جذب کتابهایی با تیراژ بالا در آن زمان اشاره کرده و همکاریهای خود با کانون را تا امروز ادامه داده است.
جستار میرکیانی و دیگر نویسندگان کانون، بهطور دقیقتری به تأثیر و فعالیتهای این نهاد در عرصه فرهنگ و ادب کودک و نوجوان پرداختهاند. برای مطالعه جزئیات بیشتر میتوانید به گفتگوی کامل او در تسنیم مراجعه کنید.**دهه 60؛ دوره تحول کانون پرورش فکری**
مدیریت انتشارات کانون پرورش فکری، تحولات این نهاد در دهه 60 را به عنوان دورهای از رنسانس توصیف کرده و خاطر نشان میکند که این دهه هم برای کانون و هم برای سایر مراکز فرهنگی، نقطه عطفی بود. در این سالها، رسانهها نیز به خوبی توانستند به رشد خود ادامه دهند؛ مجلات کودک و نوجوان از جمله کیهان بچهها و باران در اوج خود قرار داشتند و برنامههای کودک در رادیو و تلویزیون رونق یافتند. این عوامل دست به دست هم دادند تا دهه 60 به دوران طلایی برای کودکان تبدیل شود.
**دلایل افول جایگاه کانون در امروز**
این مدیر با اشاره به رقابتهای پیشین کانون، اظهار میدارد که اکنون این نهاد مرکزیت خود در عرصه کودک و نوجوان را از دست داده است. او تاکید میکند که پیش از انقلاب، کانون رقبایی برای خود نداشت و تنها 150 مرکز فرهنگی در اختیار داشت در حالی که اکنون این تعداد به بیش از هزار شعبه افزایش یافته است. ایجاد این مراکز جدید علاوه بر خدمات کتابخانهای، محلی برای پرورش استعدادهای هنری نیز شده است.
**پایداری کانون پس از انقلاب**
به گفته او، با وجود انقلاب، کانون حفظ و توسعه یافت و اگر تعطیل میشد، اثر خاصی بر اوضاع فرهنگی کشور نمیگذاشت. هماکنون تعداد زیادی مراکز دولتی و خصوصی برای کودک و نوجوان فعالیت میکنند. همچنین فضای فکری و فرهنگی کشور نیز تغییر کرده است و در حال حاضر، رقابتهای جدیدی از جمله وجود پلتفرمهای مختلف وجود دارد که بر جذابیت برنامهها برای نسل جوان تاثیر میگذارد.
**روند تحولی کانون و چالشهای آن**
وی تصریح میکند که نویسندگان باید متناسب با این تغییرات جدید، آثار خود را تولید کنند تا با ذائقه نسل جوان همخوانی داشته باشد. در حال حاضر، کانون به عنوان یک نهاد فعال قادر به انتشار بیش از دو هزار عنوان کتاب است که این نشاندهنده رشد کمی و کیفی فعالیتهای آن است. در عین حال، ناشران خصوصی زیادی بدون رعایت حق رایت، در حال ترجمه و انتشار کتابهای خارجی به زبان فارسی هستند.
**تغییرات فرهنگی و شرایط پیشین کانون**
این مقام مسئول همچنین به تفاوتهای محیط فرهنگی کانون پیش از انقلاب اشاره میکند و میگوید که نویسندگان مطرح در آن زمان با کانون همکاری داشتند، اما فضای باز و فراگیر فقط بعد از انقلاب ایجاد شد. کانون به تدریج با همکاری با نویسندگان جدید و توجه به نیازهای فرهنگی جامعه، خود را با زمانه هماهنگ کرد.در چند دهه اخیر، تغییرات قابل توجهی در حوزه ادبیات کودکان رخ داده است. در سالهای 60 و 70، تیراژ کتابهای منتشر شده توسط کانون پرورش فکری کودکان به 40 هزار نسخه رسید و آثار موفقی چون «تشنه دیدار» به تیراژ 400 هزار نسخه دست یافتند. همچنین کتابهایی همچون «مهمانهای ناخوانده» نوشته فریده فرجام نیز به چاپ مجدد رسیدند.
نویسندگان با گرایشهای مختلف به کانون پیوستند. یکی از آنها، مظفر سالاری، از نویسندگان شناخته شده و روحانی، بود که به کانون یزد ملحق شد. تعداد دیگری از اعضا نیز در جنگ به شهادت رسیدند.
یکی از مسائلی که بهطور مکرر از سوی اعضا و نویسندگان کانون مطرح میشود، تأثیر تغییرات سیاسی بر عملکرد کانون است. از دید برخی، این تغییرات به تضعیف کانون منجر شده و به خصوص از دهه 80، موجب شده است مدیرانی به کانون منصوب شوند که ارتباط چندانی با آن ندارند. در این خصوص، اهمیت ثبات مدیریتی در روند فرهنگی کانون مورد تأکید قرار میگیرد.
از منظر یک نویسنده پیشکسوت، حفظ روح و شادابی ادبیات کودک در عصر دیجیتال به شناخت عمق نیازها و علایق مخاطب بستگی دارد. به گفته او، اکنون مخاطبان به آثار داستانی پرکشش و حادثهمحور گرایش پیدا کردهاند و دورههای عاطفی و تکداستان به پایان رسیده است. لذا نویسندگان باید به تولید آثار منطبق با نیازهای جدید مخاطبان بپردازند.
نویسندگان به تعامل بیشتر با مخاطب، به ویژه در محیطهای آموزشی، تأکید دارند. آنها معتقدند که برقراری ارتباط نزدیک و شناخت نظر مخاطبان از اهمیت بالایی برخوردار است. همچنین، به نظر میرسد برخی نویسندگان از بازار فعلی دور شدهاند و ضرورت دارد که تولیدات فرهنگی و ادبی باکیفیت بیشتری ایجاد شود.
در نهایت، رونق ادبیات کودک به نویسندگان وابسته است و مراکز فرهنگی باید بر اساس توانمندیهای آنها عمل کنند. تولید آثار مؤثر و باکیفیت، بهترین راه برای ارتقای فرهنگ و ادبیات کودک به شمار میرود.











