**بررسی فیلم «آنورا» به کارگردانی شان بیکر**
به گزارش خبردونی به نقل از خبرگزاری برنا، پیتر بردشاو در مقالهای برای گاردین به نقد فیلم «آنورا» اثر شان بیکر پرداخته است. این فیلم دوباره به معرفی شخصیتهایی میپردازد که در حاشیههای اقتصادی جامعه زندگی میکنند، اما اینبار با داستانی بسیار تندتر و صریحتر. شخصیت اصلی، دختر جوانی به نام **آنورا** است که با کار جنسی روزگار خود را سپری میکند. با وجود این که در ابتدا او فردی جسور و دارای اختیار به نظر میرسد، فیلم بهسرعت نشان میدهد که این آزادی بر روی بستری ناهموار بنا نهاده شده است.
بردشاو بر این نکته تأکید میکند که قدرت اصلی فیلم در همین تناقض نهفته است؛ آنورا انتخابهای خود را دارد، اما این انتخابها در قالبهایی محدود شدهاند که از ابتدا به نفع او طراحی نشدهاند. در جهان بیکر، مفاهیمی همچون ازدواج و عشق بیشتر شبیه به قراردادهایی موقت هستند که ممکن است هر لحظه دچار تغییر شوند.
منتقد همچنین به بازی درخشان **میکی مدیسون** اشاره میکند که شخصیت پیچیدهای خلق کرده است. او نه قربانی مطلق است و نه قهرمان، بلکه زنانی زنده و گاهی سرسخت را به تصویر میکشد که در عین حال بسیار آسیبپذیر هستند. مدیسون اجازه نمیدهد تماشاگر بهراحتی با آنورا همذاتپنداری کند و همین امر از افتادن فیلم به دام ملودرام جلوگیری میکند.
بردشاو به رویکرد بیرحمانه و صادق بیکر نیز اشاره دارد؛ نگاهی که از قضاوتهای سطحی پرهیز میکند و بهجای آن، ساختارهای اجتماعی را زیر سؤال میبرد. در «آنورا»، بدن، عشق و امید همگی بخشی از یک چرخه مبادلهای هستند که نشان میدهد همیشه یک طرف در این چرخه، ابزار کمتری در اختیار دارد.
در نهایت، به اعتقاد این منتقد، «آنورا» فیلمی نیست که بخواهد دلخوشکنک باشد یا پایانی نجاتبخش ارائه دهد. بلکه این فیلم تماشاگر را در مواجهه با واقعیتی رها میکند که ممکن است خوشایند نباشد، اما صادقانه است: جهانی که در آن، رؤیای برابری اغلب زودتر از عشق واقعی به فنا میرود.











